تاریخ در اتاق بازجویی سیاست: روبیو، خشایارشا و اعترافات اجباری از دل تاریخ

استفاده سیاستمداران از تاریخ جنگهای ایران و یونان برای تحلیل منازعات امروز، نیازمند دقت نظر است. باید مشخص شود که کدام جنبههای تاریخی مانند رقابت قدرت یا محاسبات نظامی مورد مقایسه قرار میگیرد و در عوض، چه تفاوتهای اساسی نادیده گرفته میشود. این مقایسهها میتوانند به درک بهتر یا تحریف واقعیتها منجر شوند.
به گزارش خبرآنلاین، اشاره مارکو روبیو در یونان به لشکرکشی خشایارشا و بازتولید دوگانه کهن رویارویی تاریخی «شرق و غرب»، مجدداً مناقشه بهرهبرداری ابزاری از تاریخ در سیاست بینالملل را زنده کرد. علی نیکویی، پژوهشگر تاریخ ایران باستان، در تحلیل پیشرو بررسی کرده است که چگونه تاریخ بهجای «چراغ راهِ فهم اکنون»، به دامی برای سادهسازی واقعیتهای امروز از سوی سیاستمداران تبدیل میشود: سیاستمداران برای توضیح تصمیمهای امروز و دفاع از مواضع خود یا هشدار درباره تهدیدهای خارجی گاه به سراغ تاریخ میروند؛ از جنگهای باستانی و فراز و نشیب امپراتوریها گرفته تا سرنوشت پادشاهان و ملتها، گذشته همواره مجموعهای از نمونهها و روایتها را در اختیار سیاست قرار داده است. اشاره به کوروش و داریوش، جنگهای ایران و یونان یا فرازوفرود قدرتهای بزرگ، میتواند سخن یک سیاستمدار را در پیوند با حافظه تاریخی جامعه قرار دهد و به آن عمق و اعتبار ببخشد. در چنین موقعیتهایی تاریخ دیگر صرفاً دانشی درباره گذشته نیست؛ به زبانی برای تفسیر اکنون و حتی توجیه تصمیمهای آینده تبدیل میشود؛ اما آیا شباهت میان دو رویداد در دو دوره تاریخی، به معنای یکسان بودن شرایط و نتایج آنهاست؟ آیا میتوان از سرنوشت یک امپراتوری باستانی بدون توجه به تفاوتهای جهان آن روزگار با جهان امروز درباره آینده یک کشور داوری کرد؟ و مرز میان بهرهگیری آگاهانه از تجربه تاریخی و استفاده گزینشی از گذشته برای تأیید یک موضع سیاسی کجاست؟ استناد به تاریخ در سیاست بهخودیخود نه نادرست است و نه گمراهکننده، مسئله اصلی چگونگی این استناد است؛ تاریخ میتواند به فهم پیچیدگیهای زمانه کمک کند اما هنگامی که از زمینه تاریخی خود جدا شود و تنها بخشهای سازگار با یک نتیجه ازپیشتعیینشده از آن برگزیده شوند بهجای آنکه چراغ راه فهم اکنون باشد به ابزاری برای سادهسازی واقعیت تبدیل میشود.
رجوع سیاستمداران به تاریخ، راهی برای معنا بخشیدن به تصمیمهای امروز و تأثیرگذاری بر برداشت جامعه از آنهاست؛ سیاستمداران با انتخاب نمونههایی از گذشته میکوشند سیاستهای خود را در امتداد تجربههای پیشین قرار دهند، درباره پیامدهای احتمالی تصمیمها هشدار دهند یا احساس تعلق به یک هویت مشترک را تقویت کنند. این کارکردها را میتوان در سه محور اصلی بررسی کرد: مشروعیتبخشی: پیونددادن یک تصمیم سیاسی با میراثی پرافتخار، شخصیتهای برجسته یا دورهای مهم از تاریخ میتواند به آن اعتبار نمادین ببخشد. هنگامی که سیاستمداری به دستاوردهای یک امپراتوری باستانی استناد میکند ممکن است بخواهد نشان دهد که سیاست امروز ادامه سنتی دیرپا و ریشهدار است؛ بااینحال وجود چنین پیوندی در روایت سیاسی بهتنهایی درستی تصمیم کنونی را اثبات نمیکند. هشدار و پیشبینی: تجربه شکستها، جنگها و فروپاشی حکومتها میتواند برای شناخت خطرهای تصمیمهای امروز سودمند باشد، تاریخ نشان میدهد که برخی انتخابها چه پیامدهایی داشتهاند؛ اما تکرار یک نتیجه را در شرایطی متفاوت تضمین نمیکند. ارزش قیاس تاریخی بیش از آنکه در پیشگویی آینده باشد در آشکارکردن احتمالها و خطرهای نادیدهگرفتهشده است. هویتسازی و بسیج عمومی: روایت گذشته میتواند احساس تداوم تاریخی و همبستگی اجتماعی ایجاد کند، همانگونه که گاه برای ترسیم مرز میان «ما» و «دیگران» به کار میرود؛ چنین روایتی ممکن است همبستگیآفرین باشد، اما اگر تاریخ را به تقابل همیشگی ملتها فروبکاهد بخش مهمی از واقعیت را پنهان میکند.
هیچیک از این کارکردها لزوماً نادرست نیست، مسئله زمانی آغاز میشود که تاریخ به جای آنکه موضوع شناخت و سنجش انتقادی باشد صرفاً به ابزاری برای اقناع سیاسی تبدیل شود؛ شواهد ناسازگار کنار گذاشته شوند و گذشته تنها تا جایی اعتبار داشته باشد که نتیجه مطلوب سیاستمدار را تأیید کند. قیاس تاریخی؛ راهی برای فهم یا دام تکرار گذشته؟ قیاس تاریخی به معنای مقایسه دو موقعیت متعلق به دورههای متفاوت با هدف شناسایی شباهتها، تفاوتها و پیامدهای احتمالی آنهاست، این روش میتواند به فهم مسائل پیچیده سیاسی کمک کند؛ زیرا تجربههای گذشته را در برابر تصمیمهای امروز قرار میدهد و امکان میدهد برخی خطرها یا فرصتها را که در نگاه نخست آشکار نیستند بهتر بشناسیم. بااینحال قیاس تاریخی تنها هنگامی ارزش تحلیلی دارد که به طرح پرسشهای دقیقتر بینجامد نه آنکه نتیجهای ازپیشتعیینشده را به اثبات برساند. برای مثال مقایسه دو جنگ ممکن است توجه ما را به خطای محاسباتی رهبران، اعتماد بیش از اندازه به قدرت نظامی یا ناتوانی در پیشبینی واکنش طرف مقابل جلب کند؛ چنین مقایسهای میتواند زمینهای برای بررسی تصمیمهای امروز فراهم آورد اما بهخودیخود ثابت نمیکند که جنگی معاصر نیز الزاماً به سرنوشت جنگی درگذشته دچار خواهد شد. شباهت در یک عامل به معنای یکسانی همه شرایط و تکرار ناگزیر نتایج نیست.
در اینجا باید میان سه سطح تمایز گذاشت: – شباهت ظاهری، به همانندیهایی اشاره دارد که در نگاه نخست دیده میشوند، مانند تصمیم دو فرمانروا برای آغاز جنگ یا نمایش قدرت در برابر رقیب. – شباهت ساختاری، زمانی مطرح است که بتوان میان عوامل بنیادی دو موقعیت مانند خطاهای محاسباتی، محدودیت منابع یا سازوکار تصمیمگیری رابطهای قابلبررسی یافت. – اما یکسانی تاریخی ادعایی بسیار فراتر است، گویی دو رویداد با وجود فاصله زمانی در شرایطی یکسان رخ دادهاند و باید به نتایجی مشابه برسند! چنین فرضی بهندرت با پیچیدگی واقعیت تاریخی سازگار است. دو فرمانروا ممکن است تصمیمی مشابه گرفته باشند اما ساختار سیاسی، فناوری نظامی، وضعیت اقتصادی و مناسبات بینالمللی روزگار آنان تفاوتهای اساسی داشته باشد؛ حتی یک عامل مشترک نیز ممکن است در دو دوره به نتایج متفاوتی بینجامد؛ ازاینرو ارزش قیاس تاریخی در یافتن نسخهای آماده برای امروز نیست؛ در شناخت بهتر شرایط، آزمودن فرضیهها و آشکارکردن محدودیتهای داوری سیاسی است. گذشته میتواند پرسشهای مهمی پیش روی ما بگذارد اما پاسخ آنها را نمیتوان بدون بررسی دقیق واقعیتهای زمان حاضر از دل تاریخ بیرون کشید.
از خشایارشا تا سیاست امروز؛ یک نمونه ایرانی جنگ خشایارشا با یونانیان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد نمونهای روشن از رویدادی است که از محدوده زمان خود فراتر رفته و در دورههای بعد، بارها با معناهایی تازه بازخوانی شده است. این جنگ بخشی از مجموعه درگیریهای ایران هخامنشی و دولتشهرهای یونانی بود اما در برخی روایتهای بعدی به تصویری فراگیر از تقابل شرق و غرب، آزادی و استبداد یا دو هویت تاریخی متخاصم تبدیل شد. بهاینترتیب رویدادی که در بستر مناسبات سیاسی و نظامی جهان باستان رخ داده بود گاه به الگویی برای تفسیر روابط ملتها در دورههای بسیار متأخر بدل شد. یکی از مهمترین منابع شناخت این جنگ کتاب هرودوت تاریخنگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد است، گزارشهای او اطلاعات ارزشمندی درباره لشکرکشی خشایارشا، نیروهای درگیر، تصمیمهای فرماندهان و دیدگاههای یونانیان در اختیار ما میگذارد. بااینحال هرودوت از جایگاه یک نویسنده یونانی به رویدادها مینگریست و روایت او نیز مانند هر اثر تاریخی دیگری در چارچوب اطلاعات، نگرشها و محدودیتهای زمانهاش شکلگرفته است؛ بنابراین گزارش او را نمیتوان بینیاز از نقد منبع معادل تمام واقعیت تاریخی دانست. فاصله میان رویداد و روایت آن و نیز تفاوت میان آنچه نویسنده گزارش کرده و آنچه از گزارش او برداشت میشود باید همواره در نظر گرفته شود. این نکته به معنای کنارگذاشتن روایتهای یونانی برای دفاع از ایران باستان نیست، همانگونه که نمیتوان توصیفهای یک نویسنده یونانی را بیواسطه به داوری نهایی درباره ایران و ایرانیان تبدیل کرد. نقد تاریخی نه به معنای رد یک روایت به دلیل خاستگاه آن، بلکه به معنای سنجش شواهد، بررسی زاویه دید نویسنده و مقایسه گزارشهاست؛ در این مسیر باید میان واقعیتهای قابلبررسی، تفسیرهای تاریخی و برداشتهای متأخر تمایز گذاشت.
اهمیت این نمونه برای سیاست امروز نیز در همینجاست؛ هرگاه سیاستمداری از خشایارشا یا جنگهای ایران و یونان برای تفسیر یک منازعه معاصر بهره میگیرد باید پرسید دقیقاً کدام جنبه تاریخی را مقایسه میکند؟ رقابت بر سر قدرت، محاسبات نظامی، مناسبات سیاسی یا تصویرسازی از دشمن؟ و در مقابل کدام تفاوتهای اساسی را نادیده میگیرد؟ جهان دولتشهرهای یونانی و شاهنشاهی هخامنشی با نظام دولتهای امروزی، فناوری نظامی و مناسبات بینالمللی کنونی یکسان نیست. تاریخ این جنگ میتواند برای فهم سیاست امروز پرسشهایی مهم ایجاد کند اما تبدیل خشایارشا به نماد ثابت یک منازعه معاصر بدون توجه به تفاوت زمانهها بیش از آنکه شناخت گذشته باشد بازتاب نیازهای سیاسی امروز در آینه تاریخ است.
گذشته گزینشی؛ چگونه تاریخ به شاهدی مطیع تبدیل میشود؟ یکی از مهمترین آسیبها در استفاده سیاسی از تاریخ گزینش بخشهایی از گذشته برای تأیید موضعی است که پیشاپیش اتخاذ شده است؛ در چنین وضعیتی تاریخ دیگر موضوعی برای بررسی و سنجش نیست، به مجموعهای از شواهد تبدیل میشود که باید از نتیجهای معین دفاع کنند. این فرایند معمولاً به سه شیوه صورت میگیرد: برجستهکردن رویدادهای سازگار با موضع سیاسی و نادیدهگرفتن موارد ناسازگار است؛ سیاستمداری که میخواهد بر قدرت و شکوه گذشته تأکید کند ممکن است پیروزیهای نظامی، گسترش قلمرو یا دستاوردهای فرهنگی را یادآوری کند اما از شکستها، بحرانهای درونی و محدودیتهای همان دوره سخنی نگوید؛ حاصل چنین روایتی تصویری یکسویه است که بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد اما نمیتواند نماینده تمام آن باشد. جداکردن یک سخن، واقعه یا شخصیت از زمینه تاریخی خود است؛ برای مثال نام کوروش یا داریوش ممکن است در گفتار امروز به نمادی برای دفاع از یک سیاست یا ارزش معاصر تبدیل شود اما صرف اشاره به یک شخصیت تاریخی اثبات نمیکند که او دقیقاً از سیاست موردنظر امروز پشتیبانی میکرده است؛ برای چنین داوریای باید اسناد، شرایط زمانه و معنای تاریخی شواهد را بررسی کرد نه اینکه مفاهیم امروز را بیواسطه به گذشته نسبت داد. تبدیل یک تجربه خاص به قانونی همیشگی درباره ملتها و روابط بینالملل است؛ شکست یک سپاه یا فروپاشی یک حکومت ممکن است به این نتیجهگیری کلی بینجامد که سرنوشت همه قدرتهای مشابه نیز ناگزیر همان خواهد بود، چنین استنتاجی تفاوت شرایط تاریخی و نقش عوامل متعدد در شکلگیری رویدادها را نادیده میگیرد. تاریخ ایران همچون تاریخ هر تمدن دیگری تنها مجموعهای از پیروزیها و افتخارات نیست؛ تجربهای گسترده از کامیابی، شکست، سازگاری، تبادل فرهنگی و دگرگونی سیاسی است. ارزش این میراث نه با حذف بخشهای پیچیده آن بلکه با شناخت دقیقتر همه ابعادش افزایش مییابد. گذشتهای که تنها برای تأیید باورهای امروز به کار گرفته شود دیگر امکان به چالش کشیدن آن باورها را ندارد؛ حال آنکه یکی از مهمترین کارکردهای شناخت تاریخی همین توانایی در آزمودن پیشفرضها و اصلاح داوریهای ماست.
تاریخنگار چه تفاوتی با سخنگوی سیاسی دارد؟ تفاوت تاریخنگار و سخنگوی سیاسی بیش از آنکه به موضوع سخن آنان مربوط باشد به هدف و روش کارشان بازمیگردد؛ سیاستمدار معمولاً میکوشد موضعی را توضیح دهد، از تصمیمی دفاع کند یا مخاطب را به پذیرش دیدگاه خود متقاعد سازد. در این مسیر رجوع به گذشته میتواند به استدلال او اعتبار ببخشد یا تصمیم کنونی را در امتداد روایتی تاریخی قرار دهد. تاریخنگار در مقابل باید در برابر شواهد پاسخگو بماند؛ حتی هنگامی که یافتههای تاریخی با باورها، انتظارات یا نتیجهگیری مطلوب او سازگار نیستند. البته این تمایز به معنای آن نیست که تاریخنگار از پیشفرضها و تأثیرات زمانه خود کاملاً رهاست؛ انتخاب موضوع، طرح پرسش و حتی اهمیت یافتن برخی جنبهها بهطور طبیعی تحت تأثیر زمینههای اجتماعی و فرهنگی قرار دارد.
برچسب ها :تاریخ سیاسی ، خشایارشا ، داغ ، مارکو روبیو
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰