قهرمانی اسپانیا و پایان درخشش فوتبال

آخرین بازی مسی نتوانست نتیجه مطلوبی برای او به ارمغان بیاورد و او نتوانست فوتبال را از وضعیت بحرانی خارج کند. سلطه اسپانیا در دنیای فوتبال اکنون به سطح جهانی گسترش یافته است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، صدای فرانک سیناترا پیش از فینال جام جهانی در ورزشگاه متلایف طنینانداز شد. همزمان با اجرای سیناترا در ترانه ماندگار خود از «پرده آخر»، تصاویر لیونل مسی بر روی اسکوربورد به نمایش درآمد؛ مسیای که چهار سال پیش در قطر جام جهانی را بالای سر برد و با همتیمیهایش در اوج شکوه به پرواز درآمد. سیناترا با صدای خارقالعادهاش میخواند: «راه خودم را رفتم» و در دوردست، آسمانخراشهای منهتن در افق میدرخشیدند. در زمانی که فوتبال به نظر میرسید مسیر خود را گم کرده و از عاشقانش فاصله گرفته، اسیر پول و بلیتهای گرانقیمت شده و تحت سلطه چاپلوسها و کاسبکارها قرار گرفته است، مسی همیشه چهرهای بود که آمده بود تا فوتبال را به گفته سیناترا «به شیوه خودش» نجات دهد. اما این بار، در میانه فینالی کسلکننده و فرسایشی، «راه خودم» مسی دیگر کافی نبود. این بار حتی مسی هم نتوانست تیمش را نجات دهد؛ تیمی که پس از سوت پایان، رفتاری منزجرکننده و بیاحترامی از خود نشان داد و در تمام طول مسابقه بهطور کامل مغلوب اسپانیا شد. آبروریزی پایانی و جنگ و دعوای آخر، خاتمه همه چیز بود. اسپانیا تنها با نتیجه ۱-۰ پیروز شد؛ نتیجهای که میتوانست بسیار سنگینتر باشد. آرژانتین بدترین رکورد تاریخ جامهای جهانی را در طول ۹۰ دقیقه بدون هیچ شانسی به جا گذاشت. لیاندرو پاردس پس از پایان بازی به بازیکنان اسپانیا حمله کرد.
در جام جهانیای که با حاشیههای فراوانی همراه بود؛ تورنمنتی که فینالش با یک شوی نیمهوقت ملالآور و وقفههای آبرسانی که در واقع زمانی برای تبلیغات بود، و رابطه نزدیک بیش از حد و تأثیر موفقیت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با جانی اینفانتینو، رئیس فیفا که منجر به لغو محرومیت فولارین بالوگان، بازیکن آمریکایی شد، و جایگاههای کنار زمین که به قیمت یک میلیون دلار فروخته شده بود، و فینالی که متأسفانه به جای ساعتی در آخر شب و زیر نورافکنها، در زیر آفتاب برگزار میشد، تماشای مسی بهتنهایی کافی بود تا دل را به تپش وادارد. حتی در ۳۹ سالگی، یکی از بزرگترین بازیکنانی که جهان فوتبال به خود دیده است، همچنان سپر انسانی این ورزش بود. در حالی که ترامپ و اینفانتینو همچون عروسکگردانها گرداگرد این جام جهانی میچرخیدند، مسی جادوی خود را اجرا میکرد، بیشتر از هر کسی جز کیلیان امباپه گل میزد و در میان طوفانها سر خود را بالا نگه میداشت و شناور میماند. مسی بیش از ۲۰ سال است که به فوتبال اعتبار و شکوه بخشیده و مسیر سرسختانه، لجوجانه و گاه مستأصل آرژانتین تا رسیدن به این فینال مقابل اسپانیا، بر محور یک شعار میچرخید: «آخرین جام لئو». آنها میخواستند این جام را برای او بگیرند. میخواستند پیش از آنکه واپسین سالهای دوران باشگاهیاش را در اینتر میامی و لیگ آمریکا سپری کند، بدرقهای در شأن و اندازه او رقم بزنند. و به این ترتیب، مسی برای آخرینبار در آفتاب سوزان نیوجرسی قصد داشت از چاه معجزهآسا آب بیرون بکشد. ۱۵ گل از ۲۱ گل او در این تورنمنتها، بعد از ۳۵ سالگیاش به ثمر رسیده و با اینکه امباپه شنبهشب در رقابت آقای گلی و همچنین در جدول تاریخی گلزنان جام جهانی از او پیشی گرفته بود، بسیاری امیدوار بودند مسی یکبار دیگر مثل همیشه ورق را به نفع خودش برگرداند. اما حقیقت این بود که این بار، برای آخرین بار وقتی مسی به آن چاه رجوع کرد، دیگر آبی در آن نمانده بود. چاه خشک شده بود. این نبرد، حتی برای او هم بیش از حد و توانش بود. تام کروز پیش از شروع بازی روی چمن صحبت کرده بود، اما آنچه در ادامه رخ داد، برای مسی چیزی جز یک «مأموریت غیرممکن» نبود. حسرت…
او در دل فینالی متوسط و یک طرفه گم شد، فینالی که هیچ شباهتی به شور و شکوه همیشگی جام جهانی نداشت. مسابقهای سنگین، بیروح و فرساینده که اسپانیا از ابتدا تا انتها بر آن سایه انداخت و سرانجام در نیمه دوم وقت اضافه، برتریاش را به گل قهرمانی تبدیل کرد. اگر پیش از بازی بسیاری دوست داشتند مسی برنده شود، در آن لحظات افراد زیادی نمیخواستند آرژانتین قهرمان شود. آنها ترکیبی از خشونت عریان و فقر آشکار در جاهطلبی را به نمایش گذاشتند. آرژانتین در وقت قانونی حتی یک شوت هم نزد، چه برسد به شوت در چارچوب. اگر در حذف آنها ذرهای رضایت وجود داشت، به این خاطر بود که این سقوط سرانجام با یک کارت قرمز کاملاً بهجا برای انزو فرناندز همراه شد؛ بازیکنی که خود را نقش «مجری» و «ضارب» تیم میدانست. به این ترتیب، آخرین خیز مسی بیفرجام ماند. نه با کفش طلای مسابقات خداحافظی کرد، نه دومین جام جهانیای را که در رؤیایش بود، به دست آورد و نه در آخرین مسابقه ملیاش توانست اثرگذاری همیشگیاش را نشان دهد. او امید این تیم بود، اما ورزش اعتنایی به اعتبار و سابقه ندارد. بخش زیادی از بحثهای پیش از مسابقه درباره انتقال مشعل از مسی به لامین یامال، ستاره نوجوان اسپانیایی بود؛ اما با اینکه یامال از مسی اثرگذارتر ظاهر شد، او هم همچنان از تبعات مصدومیت همسترینگ رنج میبرد و نتوانست نبوغش را به شکل کامل بر بازی تحمیل کند. این فران تورس بود که پس از ورودش به زمین تفاوتی که اسپانیا مستحق آن بود را شکل داد؛ فران تورسی که گل پیروزی را زد و همان بازیکنی که تصور میکرد گل دومش را هم به ثمر رسانده، پیش از آنکه آن گل به دلیل آفساید مردود اعلام شود. یامال هم مانند مسی درخشان نبود، اما جام را به خانه میبرد.
این دومین قهرمانی اسپانیا در جام جهانی پس از سال ۲۰۱۰ بود. آنها در کل مسابقات تنها یک گل دریافت کردند و در این فینال نیز با اختلاف، تیم برتر میدان بودند. اگر قهرمانی اسپانیا شایسته جشن گرفتن بود؛ عقبنشینی پایانی و خروج مسی به سمت غروب جام جهانی با اشکهایی که از چشمانش سرازیر شده بود، چیزی بود که باید برایش سوگواری کرد. برای اسپانیا، این شبی بود برای شادی و غرور، شبی تاریخی مانند فینال ۲۰۰۲ که سناریویی کمابیش مشابه داشت. اما برای جهان فوتبال، شبی بود برای اندوه؛ شبی برای تماشای مردی که سالها روشنی این ورزش بود. مسی هم غروب کرد و با رفتن او، جهان فوتبال نور درخشان خود را برای همیشه از دست داد.
برچسب ها :جام جهانی ، طرفداری ، فرانک سیناترا ، فوتبال ، قهرمانی اسپانیا ، لیونل مسی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰