تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳
کد خبر : 3546

فوتبال ایران نیازمند تحول و بازنگری جدی است!

فوتبال ایران نیازمند تحول و بازنگری جدی است!

انتقادها از امیر قلعه‌نویی به دلیل عدم دستاوردهای ملی او در فوتبال ایران به‌طور گسترده‌ای مطرح شده است. هر دو طرف در این بحث بر این نکته تأکید دارند که عملکرد آنها در فوتبال کشور، آسیب‌های جدی‌تری به همراه داشته است که فراتر از انتقادات شخصی است. این وضعیت نشان‌دهنده چالش‌های عمیق‌تری در فوتبال ایران است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، جام جهانی به پایان رسید اما بحث‌ها و مناقشات پیرامون عملکرد تیم ملی فوتبال ایران همچنان ادامه دارد. در یک سو، امیر قلعه‌نویی و حامیانش قرار دارند و در سوی دیگر، جمعی از فوتبالی‌ها و رسانه‌ها با حضور چهره‌هایی چون عادل فردوسی‌پور، جواد خیابانی، خداداد عزیزی، مزدک میرزایی و محمد تقوی به انتقاد از او پرداخته‌اند. با وجود اختلافات ظاهری، این افراد در یک نقطه مشترک هستند: انتقاد از امیر قلعه‌نویی! رفتارهای این دو گروه در فوتبال ایران به مراتب مخرب‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود. آنها این ورزش محبوب را که تا چند روز پیش موجب شادی و نشاط ملت‌ها بود، به موضوعی ناخوشایند و آزاردهنده تبدیل کرده‌اند. به گونه‌ای که باید این فوتبال زشت ایرانی را با تمام نواقص و مشکلاتش کنار بگذاریم!

از مهدی تاج، مهدی محمدنبی و امیر قلعه‌نویی که مدت‌هاست عملکردشان برای همگان روشن شده، بگیرید تا خداداد عزیزی و جواد خیابانی که حال بسیاری از علاقه‌مندان را به فوتبال و فوتبالی‌ها خراب کرده‌اند. حتی عادل فردوسی‌پور که خود نمادی از واقعیتی است که در فوتبال ایران، روابط سال‌هاست بر شایستگی پیشی گرفته است. او با استفاده از ارتباطات و حمایت برخی مدیران با نفوذ در صداوسیما، از یک کمک‌خبرنگار تنیس به یکی از چهره‌های اصلی رسانه‌ای کشور تبدیل شده است. حتی امروز اگر حمایت مالی و قدرت از او و برنامه‌هایش برداشته شود، بعید است بتواند جایگاه فعلی خود را حفظ کند.

خروجی بیست تا سی سال حضور این افراد در فوتبال ایران چه بوده است؟ مهدی تاج و مهدی محمدنبی با چند دهه حضور در رأس فدراسیون فوتبال چه دستاوردی برای این رشته داشته‌اند؟ امیر قلعه‌نویی چه افتخار مهمی برای فوتبال ایران به ارمغان آورده است؟ وقتی کارنامه‌اش را با حشمت مهاجرانی مقایسه می‌کند، چگونه می‌تواند عملکردش را دستاورد بنامد؟ این دستاوردهای خودساخته در کدام محک و معیار حرفه‌ای قابل دفاع است؟ خداداد عزیزی با غرور و تکبر نامش را تکرار می‌کند و از قاب عکسش در مقر ای اف سی سخن می‌گوید، در حالی که فوتبال آسیا هنوز هم فاصله زیادی با دنیای مستطیل سبز دارد! امروز همه می‌دانند که رتبه بهترین بازیکن آسیا در جهان فوتبال چند است! رفتارهای اخیر خداداد بسیاری را به این نتیجه رسانده که ای کاش هرگز آن گل تاریخی ملبورن به ثمر نمی‌رسید تا امروز چنین طلبکار فوتبال ایران نباشد.

عادل فردوسی‌پور، فارغ از برندسازی موفق برای خود، چه منفعت ماندگاری برای ساختار فوتبال ایران به همراه داشته است؟ درباره جواد خیابانی و سایر انتقادات نیز سکوت، گویاتر از هر سخنی است. آقای قلعه‌نویی در برنامه میثاقی از زیان ناشی از دریافت پاداش ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومانی سخن می‌گوید و به مردم درس اخلاق می‌دهد؛ از دیدار با علما، ذکر الجواد و امور خیریه می‌گوید و برزخ و دوزخ را به میان می‌کشد. در برابر چنین سخنانی تنها می‌توان گفت: «برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه». به تعبیر لئو تولستوی: «با من از دین سخن نگویید، بگذارید دین را در کردار شما ببینم.» خیابان ثارالله زعفرانیه شاید هنوز خاطره‌ای از همین کردارها را در ذهن داشته باشد آقای عزیز!

اما مهم‌تر از همه، ماجرای پاداش‌های جام جهانی است. شیوه‌ای که مهدی تاج و امیر قلعه‌نویی پاداش ۳۵۰ میلیارد تومانی فیفا را میان خود و اطرافیانشان تقسیم کردند، بیشتر به تقسیم غنیمت شباهت داشت تا مدیریت منابع ملی. این پول متعلق به فوتبال ایران است، نه به چند مدیر و افراد نزدیک به آنان. منابعی که می‌توانست صرف توسعه زیرساخت‌ها، تجهیز ورزشگاه‌ها و سرمایه‌گذاری در فوتبال پایه شود، بر چه مبنای اخلاقی، قانونی یا مدیریتی چنین هزینه شده است؟ سهم مدیران و کادر فنی، همان مبلغی است که در قراردادشان تعیین شده؛ نه یک ریال بیشتر. پاداش فیفا باید در فوتبال پایه، آکادمی‌های باشگاهی و پرورش استعدادها هزینه شود؛ جایی که استعداد فراوان است، اما مدیریت، برنامه‌ریزی و آینده‌نگری سال‌هاست در آن کمیاب شده است.

بدبختی فوتبال ایران تنها در نتیجه نگرفتن نیست؛ بدبختی واقعی آنجاست که سال‌ها اسیر دست گروهی از مدیران و چهره‌های تکراری شده که فوتبال را ملک شخصی خود می‌دانند. تا زمانی که فقط نام‌ها جابه‌جا شوند و صندلی‌ها میان همین افراد دست‌به‌دست شود، امیدی به اصلاح، توسعه و پیشرفت فوتبال ایران نیست! فوتبال ایران، بیش از هر مربی، بازیکن یا مدیر تازه، به یک تعطیلی بلندمدت یا خانه‌تکانی اساسی نیاز دارد؛ وگرنه این چرخه معیوب همچنان ادامه خواهد یافت و فاصله مردم با محبوب‌ترین ورزش کشور، هر روز بیشتر از گذشته خواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.