تاریخ انتشار : جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۷
کد خبر : 4683

آغاز دوران بازیگری مصنوعی: ورود اولین ستاره غیرانسانی به دنیای سینما

آغاز دوران بازیگری مصنوعی: ورود اولین ستاره غیرانسانی به دنیای سینما

حضور «تیلی نوروود»، بازیگر هوش مصنوعی، در هالیوود جنجال‌برانگیز شد. بازیگران و فیلمسازان درباره آینده شغل‌های انسانی و مرزهای خلاقیت هشدار دادند. با این حال، انتقادات نتوانست مانع پیشرفت تیلی شود. او قرار است در فیلم «میس‌الاینِد» نقش اصلی را ایفا کند. این پروژه که هنوز در مرحله توسعه است، گامی مهم در ورود شخصیت‌های مصنوعی به سینما به شمار می‌رود.

زینب کاظم‌خواه: تیلی نوروود، یک شخصیت مصنوعی است که به وسیله هوش مصنوعی ایجاد شده و قرار است در یک فیلم بلند ایفای نقش کند. ورود او به صنعت سرگرمی از همان ابتدا با جنجال‌هایی همراه بود و نگرانی‌هایی که پیش‌تر درباره تأثیر هوش مصنوعی بر آینده سینما مطرح شده بود، جدی‌تر شد؛ از تهدید امنیت شغلی بازیگران گرفته تا مسائل مربوط به مالکیت چهره و صدا و این پرسش که آیا می‌توان اجرای هنری را بدون حضور یک انسان خلق کرد. با وجود این واکنش‌ها، مسیر تیلی همچنان ادامه دارد. شرکت سازنده اعلام کرده است که او قرار است نقش اصلی فیلم «میس‌الاینِد» را ایفا کند؛ فیلمی که در حال حاضر در مرحله توسعه قرار دارد و قرار است با همکاری نیروهای حرفه‌ای سینما، از کارگردان و نویسنده گرفته تا تدوینگر، در کنار متخصصان هوش مصنوعی ساخته شود. بنابراین هنوز با حذف کامل انسان از فرایند فیلمسازی مواجه نیستیم، اما حضور یک شخصیت مصنوعی در مرکز یک فیلم بلند، مرزهای جدیدی را آزمایش می‌کند. این موضوع به پرسش بزرگ‌تری می‌رسد: اگر فناوری بتواند چهره، صدا، حرکات و واکنش‌های یک بازیگر را به شکلی باورپذیر بازسازی کند، آیا در نهایت می‌تواند خودِ بازیگر را نیز کنار بزند؟ تیلی نوروود شاید هنوز فاصله زیادی با ستاره‌های انسانی سینما داشته باشد، اما ورودش به سینمای بلند فرصتی است برای بررسی آینده‌ای که در آن «بازیگر» دیگر لزوماً یک انسان نیست؛ آینده‌ای که می‌تواند هم فرصت تازه‌ای برای سینما باشد و هم تهدیدی جدی برای حرفه‌ای که اساس آن تاکنون بر تجربه و حضور انسانی استوار بوده است. این پرسش فعلاً یک فرضیه است؛ اما رویدادهایی که در ماه‌های اخیر برای تیلی نوروود رخ داده، نشان می‌دهد که این فرضیه دیگر آن‌قدرها هم دور از واقعیت نیست.

تیلی نوروود؛ بازیگری که انسان نیست «تیلی نوروود» محصول شرکت «پارتیکل ۶» است؛ یک شخصیت مصنوعی که در سال ۲۰۲۵ معرفی شد و به سرعت به یکی از نمادهای بحث درباره ورود هوش مصنوعی به بازیگری تبدیل گردید. ماجرای تیلی از همان ابتدا با واکنش‌های منفی بخش‌هایی از صنعت سرگرمی مواجه شد. گاردین در گزارشی در اول اکتبر ۲۰۲۵ نوشت که اتحادیه بازیگران آمریکا و شماری از چهره‌های صنعت سینما نسبت به این شخصیت اعتراض کرده‌اند و نگرانی اصلی آن‌ها استفاده از فناوری برای جایگزینی اجراهای انسانی بوده است. این روزنامه همچنین به اعتراض اتحادیه بازیگران به استفاده بدون جبران مالی از «اجراهای دزدیده‌شده» اشاره کرد. لس‌آنجلس‌تایمز نیز در گزارشی نوشت که اعلام احتمال قرارداد تیلی با یک آژانس استعدادیابی، موجی از خشم در هالیوود به وجود آورد و بار دیگر نگرانی درباره جایگزین‌شدن بازیگران انسانی با شخصیت‌های مصنوعی را به مرکز توجه آورد. بنابراین تیلی از همان ابتدا فقط یک تجربه فناوری نبود؛ بلکه تبدیل به نمادی از نگرانی بخشی از بازیگران درباره آینده شغلشان شد.

اکنون تیلی قرار است نقش اول یک فیلم را ایفا کند. در ماه جاری، شرکت «پارتیکل ۶» اعلام کرد که تیلی نوروود قرار است در فیلم «میس‌الاینِد» نقش اصلی را بر عهده داشته باشد. ددلاین در گزارشی که در ششم ژوئیه منتشر کرد، نوشت این فیلم نخستین حضور تیلی به عنوان شخصیت اصلی یک فیلم بلند خواهد بود. این رسانه تأکید کرد که پروژه هنوز در حال توسعه است و قرار است متخصصان سنتی سینما، از جمله کارگردانان، نویسندگان و تدوینگران، در کنار متخصصان هوش مصنوعی روی آن کار کنند. لس‌آنجلس‌تایمز نیز در گزارشی، «میس‌الاینِد» را یک کمدی ـ درام معرفی کرد که قرار است تیلی نوروود را در مرکز داستان قرار دهد. این روزنامه یادآوری کرد که تیلی پیش‌تر به دلیل تلاش برای ورود به صنعت سرگرمی با واکنش‌های تندی روبه‌رو شده بود. بنابراین هنوز با یک فیلم ساخته‌شده مواجه نیستیم؛ بلکه با پروژه‌ای مواجهیم که در مرحله توسعه است و قرار است یک شخصیت مصنوعی را به عنوان بازیگر اصلی امتحان کند. همین تفاوت مهم است و نباید از آن به سادگی عبور کرد.

داستان فیلم درباره چیست؟ «میس‌الاینِد» در جهانی دیجیتال به نام «تیلی‌ورس» اتفاق می‌افتد؛ جهانی که در آن تیلی موجودی مصنوعی است که بدن واقعی، کودکی و تجربه زیسته شخصی ندارد، اما به تجربه‌های دیگران دسترسی دارد. در داستان، یک ربات سرکش از فضای تاریک اینترنت تیلی را متقاعد می‌کند که محدودیت‌هایش را کنار بگذارد و صاحب میل، جاه‌طلبی و خواسته‌های شخصی شود. ددلاین در گزارشی در همین ماه نوشت که هرچه تیلی «انسانی‌تر» می‌شود، مشهورتر هم می‌شود و در نهایت با این مسئله روبه‌رو می‌شود که وجودش بر تجربه‌های انسان‌ها بنا شده است. این خلاصه داستان یک تناقض جالب دارد: قرار است یک شخصیت مصنوعی، داستان تبدیل‌شدن به موجودی انسانی را بازی کند. و شاید همین مسئله دلیل اصلی جذابیت و در عین حال جنجال پروژه باشد.

تیلی شاید یک پروژه برای عادی‌سازی هوش مصنوعی باشد. گاردین در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶، در یادداشتی به قلم دیو شیلینگ، نگاه بسیار انتقادی‌تری به این پروژه داشت. شیلینگ استدلال می‌کند که بازیگری فقط بازسازی حرکات و احساسات نیست؛ بازیگری در اصل درباره ارتباط انسانی و تجربه مشترک انسان‌هاست. او درباره داستان «میس‌الاینِد» نیز با تردید نگاه می‌کند و می‌پرسد چگونه یک موجود مصنوعی که نه مفهوم گذر زمان را تجربه کرده و نه پیری و مرگ را می‌شناسد، قرار است داستان «بلوغ» را روایت کند. نویسنده گاردین همچنین این احتمال را مطرح می‌کند که فیلمی که یک شرکت هوش مصنوعی تولید می‌کند و قهرمانش نیز یک شخصیت هوش مصنوعی است، ممکن است چیزی فراتر از سرگرمی باشد و به نوعی به عادی‌سازی و تبلیغ پذیرش هوش مصنوعی کمک کند. این البته نظر نویسنده گاردین است، نه یک واقعیت اثبات‌شده درباره نیت سازندگان. اما همین نقد نشان می‌دهد مسئله تیلی دیگر فقط «فناوری» نیست؛ به مسئله ایدئولوژی و تصویری که سینما از آینده فناوری ارائه می‌کند هم رسیده است.

تیلی در حال ساخت یک «جهان» است. گاردین در گزارشی دیگر که در این ماه منتشر شد، یک نکته مهم‌تر را بررسی کرد: تیلی فقط یک بازیگر مصنوعی نیست. این گزارش با اشاره به «تیلی‌ورس» توضیح می‌دهد که پروژه پارتیکل ۶ در حال ساخت یک جهان دیجیتال پیرامون تیلی است. گاردین به حضور تیلی در شبکه‌های اجتماعی، تلاش برای ایجاد شخصیت رسانه‌ای برای او و حتی تولید موسیقی اشاره کرده است. این یعنی شرکت سازنده ظاهراً فقط نمی‌خواهد یک بازیگر مصنوعی بسازد؛ بلکه در حال آزمایش مدلی است که در آن یک شخصیت دیجیتال می‌تواند همزمان در شبکه‌های اجتماعی، موسیقی، فیلم و دیگر حوزه‌های سرگرمی حضور داشته باشد. این موضوع از نظر اقتصادی بسیار مهم است. در سینمای سنتی، یک انسان ابتدا بازیگر می‌شود، سپس به ستاره تبدیل می‌شود و شرکت‌ها تلاش می‌کنند از شهرت او درآمد کسب کنند. اما در مدل تیلی، شرکت ابتدا شخصیت را می‌سازد و بعد تلاش می‌کند برای آن شخصیت مخاطب ایجاد کند. اگر این مدل جواب بدهد، شاید مفهوم «ستاره‌سازی» در صنعت سرگرمی تغییر کند.

اصلاً تیلی بازیگر محسوب می‌شود؟ لس‌آنجلس‌تایمز در ۱۳ ژوئیه سراغ یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های این ماجرا رفت: آیا تیلی نوروود اساساً یک بازیگر است؟ این روزنامه در گزارش خود توضیح می‌دهد که ورود تیلی به فیلم بلند، هالیوود را مجبور کرده درباره معنای «بازیگری» دوباره فکر کند. بحث فقط این نیست که آیا یک شخصیت مصنوعی می‌تواند چهره‌ای باورپذیر داشته باشد؛ پرسش این است که اجرای بازیگری دقیقاً از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ آیا بازیگری مجموعه‌ای از واکنش‌های قابل بازسازی است یا تجربه انسانی نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از آن محسوب می‌شود؟ لس‌آنجلس‌تایمز در این گزارش به دیدگاه‌های مختلف درباره همین مسئله پرداخته و نشان داده است که تیلی باعث شده مرز میان «شخصیت مصنوعی»، «اجرا» و «بازیگری» دوباره محل بحث شود.

تیلی فقط یک تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی نیست. از سوی دیگر، آی‌بی‌ام در گزارشی که ۱۰ ژوئیه منتشر کرد، به جنبه فنی ماجرا توجه بیشتری داشت. این گزارش توضیح می‌دهد که «میس‌الاینِد» قرار است از ترکیبی از هوش مصنوعی مولد، ثبت حرکت و پردازش بلادرنگ برای ایجاد یک شخصیت ثابت و قابل استفاده در فیلم بهره ببرد. این نکته اهمیت زیادی دارد. زیرا تصور رایج این است که یک شخصیت هوش مصنوعی صرفاً یک تصویر تولیدشده با فناوری است. اما وقتی فناوری به سمت ترکیب چهره، حرکت، صدا و واکنش‌های قابل کنترل می‌رود، دیگر با یک تصویر ساده مواجه نیستیم؛ بلکه با تلاش برای ساخت یک اجرای کامل روبه‌رو هستیم. و همین‌جا است که فرضیه جایگزینی بازیگران انسانی جدی‌تر می‌شود. دانشگاه نورث‌ایسترن نیز در گزارشی که ۲۲ ژوئیه منتشر کرد، به سرعت رشد شخصیت تیلی پرداخت. این گزارش یادآوری می‌کند که تیلی در مدت کوتاهی از یک شخصیت هوش مصنوعی به شخصیتی تبدیل شده که پیشنهادهایی برای نمایندگی توسط آژانس‌های استعدادیابی دریافت کرده، در مراسم‌های فرش قرمز فرضی حضور داشته، در تریلرهای ساختگی ظاهر شده و موزیک‌ویدئو داشته است. حالا نیز نخستین فیلم بلندش در دست توسعه است. نورث‌ایسترن تأکید می‌کند که هنوز تاریخ اکران «میس‌الاینِد» اعلام نشده و پروژه همچنان در مرحله توسعه قرار دارد. این نکته شاید از خود فیلم مهم‌تر باشد: تیلی در حال تبدیل‌شدن به یک شخصیت چندرسانه‌ای است.

مشکل فقط بازیگر نیست؛ شغل‌های پشت صحنه هم در خطرند. این نگرانی تنها به بازیگران محدود نمی‌شود. نورث‌ایسترن در گزارشی جداگانه در ۲۳ ژوئیه، درباره تهدید هوش مصنوعی برای گروه‌هایی مانند صداپیشگان پس‌زمینه و گروه‌های تولید صدا در هالیوود هشدار داد و تیلی نوروود را نمونه‌ای از نقطه‌ای دانست که بحث هوش مصنوعی در حال نزدیک‌شدن به مشاغل واقعی صنعت سرگرمی است. این گزارش «میس‌الاینِد» را یک آزمون مهم برای این دانست که آیا تماشاگران اساساً از دیدن بازیگران هوش مصنوعی استقبال می‌کنند یا نه. پس مسئله فقط این نیست که آیا یک روز هوش مصنوعی می‌تواند جای بازیگر نقش اول را بگیرد. ممکن است تغییر از نقش‌های کوچک‌تر و مشاغل تخصصی‌تر آغاز شود. آیا نخستین قربانیان بازیگران جوان خواهند بود؟ اینجا فرضیه ترسناک‌تر می‌شود. اگر هوش مصنوعی بتواند برای یک تولید کم‌هزینه شخصیت‌های مصنوعی تولید کند، تهیه‌کننده دیگر مجبور نیست برای هر نقش کوچک بازیگر استخدام کند. این اتفاق می‌تواند به‌خصوص روی بازیگران تازه‌کار تأثیر بگذارد؛ کسانی که مسیر حرفه‌ای خود را از نقش‌های فرعی، تبلیغات و تولیدات کوچک آغاز می‌کنند. در نتیجه شاید نخستین سؤال این نباشد که: «آیا هوش مصنوعی جای تام کروز را می‌گیرد؟» بلکه: «آیا بازیگر جوانی که امروز می‌خواهد اولین نقش خود را بگیرد، فردا اصلاً فرصتی برای شروع خواهد داشت؟» این همان جایی است که مسئله فناوری به مسئله اشتغال تبدیل می‌شود.

مسئله رضایت؛ بازیگری که نمی‌تواند «نه» بگوید. یک بازیگر واقعی درباره بدن، چهره، صدا و اجرای خودش حق تصمیم‌گیری دارد. می‌تواند با یک صحنه مخالفت کند، درباره استفاده از تصویرش مذاکره کند یا حتی یک پروژه را نپذیرد. اما شخصیت مصنوعی چنین اختیاری ندارد. مالک آن می‌تواند تصمیم بگیرد که این شخصیت چه کاری انجام دهد. از این منظر، هوش مصنوعی نه فقط مفهوم بازیگری، بلکه مفهوم رضایت و مالکیت بر هویت دیجیتال را هم با چالش مواجه می‌کند. البته این موضوع درباره تیلی نوروود به معنای آن نیست که سازندگان او الزاماً چنین استفاده‌ای خواهند کرد؛ بلکه مسئله‌ای است که با گسترش شخصیت‌های مصنوعی باید برای آن چارچوب حقوقی مشخص شود.

یک خطر دیگر: اگر مخاطب تفاوت را نبیند چه؟ فرض کنیم فناوری آن‌قدر پیشرفت کند که تماشاگر نتواند تفاوت میان بازیگر واقعی و شخصیت مصنوعی را تشخیص دهد. در این صورت، ماجرا از بحث هنری به مسئله‌ای اقتصادی تبدیل می‌شود. یک بازیگر انسانی هزینه تولید دارد، قرارداد دارد، ممکن است بیمار شود، ممکن است در دسترس نباشد و می‌تواند درباره شرایط کار مذاکره کند. یک شخصیت مصنوعی می‌تواند تحت مالکیت یک شرکت باقی بماند و بارها در پروژه‌های مختلف استفاده شود. این موضوع می‌تواند به تغییرات عمده‌ای در صنعت سرگرمی منجر شود و چالش‌های جدیدی را برای بازیگران و دیگر حرفه‌ها به وجود آورد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.