تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۷
کد خبر : 5096

شکست دکترین اختاپوسی در برابر ایران: راز مقاومت و ضرورت دیپلماسی آمریکا

شکست دکترین اختاپوسی در برابر ایران: راز مقاومت و ضرورت دیپلماسی آمریکا

مقاله‌ای در نشریه فارن افرز به بررسی ناکارآمدی رویکرد نظامی و تحریمی آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌پردازد. نویسندگان تأکید می‌کنند که «محور مقاومت» دیگر وابسته به تهران نیست و به شبکه‌ای خودکفا و انعطاف‌پذیر تبدیل شده است. این شبکه توانسته پس از ضربات سنگین، خود را بازسازی کند. به همین دلیل، واشنگتن برای مهار این تهدید به یک استراتژی جدید مبتنی بر دیپلماسی و تعامل سیاسی نیاز دارد.

به گزارش خبرآنلاین، مقاله‌ای با عنوان «محور مقاومت چگونه بازسازی شد: شبکه تحت رهبری ایران خطرسازتر از همیشه است» در نشریه فارن افرز منتشر شده که در آن پیتر سالزبری (استاد یار مدعو در مدرسه امور بین‌الملل و عمومی دانشگاه کلمبیا و پژوهشگر اندیشکده سنچری اینترنشنال)، وولف-کریستین پس (پژوهشگر ارشد موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک IISS و عضو سابق هیئت کارشناسان سازمان ملل در امور یمن) و هنری تامپسون (کارشناس تسلیحات، انرژی و روابط منطقه‌ای و عضو سابق هیئت کارشناسان سازمان ملل در امور یمن) به بررسی ساختار نوظهور و انعطاف‌پذیر شبکه منطقه‌ای ایران پرداخته‌اند. آنها دلایل ناکامی دکترین تحریم، ترور فرماندهان و حملات هوایی علیه ایران و متحدانش را توضیح داده و به این نکته اشاره می‌کنند که توانمندی‌های بومی تسلیحاتی و شبکه‌های پنهان مالی و تجاری (به‌ویژه با تکیه بر قطعات ارزان‌قیمت چینی) موجب بقای این محور شده است.

این مقاله که توسط کارشناسان با تجربه غربی در حوزه یمن نوشته شده، ضمن تحلیل دلایل پایداری و تاب‌آوری گروه‌های مقاومت تحت حمایت ایران، توصیه‌هایی به دولت آمریکا برای محدود کردن قدرت این گروه‌ها ارائه می‌دهد. با این حال، پیشنهاد اصلی نویسندگان این است که دولت آمریکا باید به سمت توافق و دیپلماسی با ایران و متحدان قدرتمندش در منطقه حرکت کند. در ادامه، متن کامل ترجمه این مقاله که در نشریه فارن افرز منتشر شده است، ارائه می‌شود.

با ادامه و تحول جنگ پنج‌ماهه ایالات متحده با ایران، توانایی تهران برای ادامه مجازات ایالات متحده و متحدانش بسیاری از استراتژیست‌ها و تحلیلگران را شگفت‌زده کرده است. برای ماه‌ها، ایالات متحده و اسرائیل به‌طور متناوب کشور را زیر فشار حملات هوایی قرار داده و بخش زیادی از رهبری ارشد آن را از میان برداشته‌اند. با این حال، ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش به‌طرز شگفت‌آوری سرسخت نشان داده‌اند: حزب‌الله با وجود کارزار شدید اسرائیل در جنوب لبنان همچنان یک تهدید باقی مانده است، شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران به زیرساخت‌های نفت و گاز خلیج فارس حمله کرده‌اند و حوثی‌ها در یمن کارزار خود را علیه کشتی‌های تجاری در دریای سرخ از سر گرفته‌اند.

نقص بنیادی در دکترین «قطع سر اختاپوس» زمانی نمایان می‌شود که رهبری کشته می‌شود، یک سایت تولیدی یا انبار بمباران می‌شود، یا یک خط تأمین قطع می‌گردد؛ گروه‌های مختلف درگیر خود را تطبیق می‌دهند و به‌سرعت رهبر کشته‌شده را جایگزین می‌کنند، شکاف‌های دانش فنی مورد نیاز برای ساخت سلاح را پر می‌کنند و خطوط تأمین را از طریق مسیرهای جایگزین بازسازی می‌نمایند. در واقع، تاب‌آوری جمهوری اسلامی و شرکایش با وجود سال‌ها عقب‌نشینی ظاهری، نشان‌دهنده یک نقص بنیادی در تفکری است که به این مناقشه منجر شد.

ایالات متحده و اسرائیل در آغاز کارزار علیه ایران در اواخر فوریه، از نظریه‌ای پیروی می‌کردند که سال‌ها توسط حامیان تغییر رژیم در آمریکا و استراتژیست‌های اسرائیلی ترویج می‌شد: با هدف قرار دادن اقتصاد، رهبری، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط اصلی تأمین جمهوری اسلامی از طریق نیروی نظامی و تحریم‌های اقتصادی، واشنگتن می‌تواند رژیم ایران را به‌طور مهلکی تضعیف کند. با انجام این کار، ضربه قاطعی نیز به متحدان رژیم وارد خواهد شد. طبق این نظریه، «سر اختاپوس» در تهران را قطع کنید تا گروه‌های محور—که همان بازوهای متعدد اختاپوس هستند—نیز پژمرده شده و از بین بروند.

دو دهه پیش، یک کارزار نظامی مبتنی بر به‌اصطلاح «دکترین اختاپوس» ممکن بود کارساز باشد. در آن زمان، رابطه بین ایران و متحدانش پیچیدگی کمتری داشت و سلاح، فناوری و دانش فنی همگی از مسیر تهران هدایت می‌شد. اما محور دیگر به عنوان یک سیستم ساده با نقاط شکست به‌راحتی قابل شناسایی سازماندهی نمی‌شود. امروز، این شبکه بیشتر شبیه به یک تار عنکبوت متراکم، درهم‌تنیده و خودتکثیرشونده است که در آن دانش، منابع و حتی تصمیم‌گیری می‌تواند به‌طور هم‌زمان در نقاط مختلف گردآوری و اشتراک‌گذاری شود.

وقتی رهبری کشته می‌شود، یک سایت تولیدی یا انبار بمباران می‌شود، یا یک خط تأمین قطع می‌گردد، گروه‌های مختلف درگیر خود را تطبیق می‌دهند؛ به‌سرعت رهبر کشته‌شده را جایگزین می‌کنند، شکاف‌های دانش فنی مورد نیاز برای ساخت سلاح را پر می‌کنند و خطوط تأمین را از طریق مسیرهای جایگزین بازسازی می‌نمایند. همین ساختار به‌شدت پیچیده و منعطف است که به متحدان ایران اجازه داده در سال‌های پس از حملات ۷ اکتبر حماس خود را با شرایط وفق دهند. حتی پس از ویرانی حماس و حزب‌الله توسط اسرائیل در طول جنگ غزه و فروپاشی رژیم اسد در سوریه—و حتی پس از کارزار هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران در بهار امسال—این محور تا حد زیادی دست‌نخورده باقی مانده است.

ضرورت اتخاذ استراتژی جدید به جای اتکا به فشار نظامی و تحریم هنگامی که در سال ۲۰۲۴ تحقیقات خود را درباره نحوه تسلیح حوثی‌ها آغاز کردیم، مقامات آمریکایی و اروپایی بارها به ما گفتند که منبع اصلی تسلیحات این گروه، سلاح‌های قاچاق‌شده از ایران به یمن با لنج‌های چوبی سنتی است. اما تا آن زمان، حوثی‌ها ساخت تسلیحات خود را با استفاده از زنجیره‌های تأمینی به پیچیدگی مسیرهای تجاری محلی و جهانی که از دریای سرخ و اقیانوس هند می‌گذرد، آغاز کرده بودند. در نتیجه، واشنگتن دیگر نمی‌تواند به ابزارهای همیشگی خود یعنی افزایش فشار سیاسی، تحریم‌ها و ضربات نظامی متکی باشد. شکست کامل ایران و گروه‌های محور به احتمال زیاد از دسترس خارج است، اما محدود کردن تهدیدی که آن‌ها ایجاد می‌کنند همچنان امکان‌پذیر است.

انجام این کار مستلزم آن است که ایالات متحده یک استراتژی منطقه‌ای جامع‌تر توسعه دهد که هدف آن رسیدگی به شبکه‌های پیچیده بین‌المللی نظامی، مالی و دانشی باشد که اکنون قدرت ایران را تغذیه می‌کنند. واشنگتن اکنون باید مهار و احتمالاً دستیابی به توافق با ایران و قدرتمندترین متحدان غیردولتی آن را مد نظر قرار دهد. همچنین باید هر کاری که برای محدود کردن انتشار فناوری‌های ارزان‌قیمت به کار رفته در سیستم‌های تسلیحاتی طراحی‌شده توسط ایران و استفاده‌شده توسط محور لازم است انجام دهد، از جمله تعامل با چین.

این رویکرد ممکن است برای آن دسته از رهبران آمریکایی که خواستار پیروزی قاطع در خاورمیانه هستند خوشایند نباشد، اما شانس موفقیت بسیار بیشتری نسبت به استراتژی فعلی حملات پی‌درپی به ایران و امید بستن به فروپاشی نهایی جمهوری اسلامی و شبکه متحدانش دارد.

تاریخچه تحول گروه‌های نیابتی؛ از چریک‌های قرن بیستم تا سازمان‌های مدرن بیست سال پیش، گروه‌هایی که امروز به عنوان «محور مقاومت» شناخته می‌شوند، غالباً شورشیان محلی بودند که از تاکتیک‌ها و فناوری‌های چریک‌های قرن بیستم استفاده می‌کردند. تحت هدایت ایران، حزب‌الله به عنوان یک نیروی تأثیرگذار در سیاست لبنان و یک رقیب سرسخت برای اسرائیل ظهور کرد که تهاجم سال ۲۰۰۶ آن را با استفاده از ذخایر موشک‌های کوتاه برد ابتدایی و پهپادهای ساخت ایران دفع کرد. حزب‌الله همراه با ایران از حماس نیز حمایت کرد؛ حماسی که در آن زمان هنوز کنترل غزه را در دست نداشت. حوثی‌ها در آن زمان یک گروه شورشی کوچک بودند که در غارهای شمال یمن پنهان شده بودند و هنوز چند سال تا دریافت حمایت‌های جدی از تهران فاصله داشتند.

نیروهای اجرایی ایران و حزب‌الله تازه آموزش گروه‌های شیعه عراقی مبارزه‌کننده با نیروهای آمریکایی در عراق را آغاز کرده بودند؛ به آن‌ها چگونگی سازماندهی سلول‌های شورشی، استفاده از سلاح‌های سبک مانند کلاشنیکف و آرپی‌جی، و ساخت بمب‌های کنار جاده‌ای را یاد می‌دادند. بومی‌سازی ساخت پهپاد و تشکیل مجتمع‌های صنعتی-نظامی مستقل با استفاده از وب‌سایت‌های تجاری چینی مانند علی‌بابا، ایران و گروه‌های محور می‌توانند پهپاد ابابیل-T را—که تاریخی‌ترین پهپاد کاری ناوگان محور است—از قطعات به‌راحتی در دسترس با منشأ چینی با قیمت حدود ۱۵۰۰ دلار بسازند.

در دهه‌های بعد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استراتژی را برای ورود توانمندی‌های این گروه‌ها و سایر مجموعه‌ها به قرن بیست و یکم توسعه داد. اعضای بالقوه محور ابتدا آموزش‌های پایه را هم در ایران و هم به‌صورت روزافزون در سرزمین‌های تحت کنترل سایر گروه‌های محور دریافت می‌کنند. گروه‌هایی که کارآمدی خود را در میدان نبرد اثبات کنند، سلاح‌های پیشرفته‌تری دریافت می‌کنند، از جمله پهپادهای انتحاری تک‌رو که اگرچه نسبت به شاهد-۱۳۶ مورد استفاده خود ایران ابتدایی‌تر هستند، اما همچنان قادرند به اهدافی دور از مقر آن‌ها ضربه بزنند.

به عنوان مثال، حداقل از سال ۲۰۲۵، تهران برای گروه‌های مقاومت اسلامی در عراق تأمین مستمر پهپادهای شاهد-۱۰۱ و شاهد-۱۰۷ را فراهم کرده که طی شش ماه گذشته برای هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا و زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس استفاده شده‌اند. به تعداد کمی از گروه‌های مورد اعتماد آموزش داده می‌شود تا سلاح‌های خود، به‌ویژه پهپادها را از قطعاتی که خودشان وارد می‌کنند بسازند. امروز حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها همگی می‌توانند پهپادهای انتحاری خود را ساخته و عملیاتی کنند و آن‌ها را به سمت اهدافی تا فاصله ۱۶۰۰ مایل شلیک نمایند.

سپاه پاسداران با تقویت دقیق توانمندی‌های سازمان‌دهی این گروه‌ها، آن‌ها را از شورشیان سلولی به سازمان‌هایی با قابلیت بالا تبدیل کرده است. حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها فهرست اختصاصی خود را از دلال‌ها، بازرگانان، تجار و مهندسان برای تأمین و ساخت تسلیحات تشکیل داده‌اند. اگرچه این گروه‌ها ممکن است برای ناظران بیرونی ارتباط ضعیفی با هم داشته باشند، اما به مرور زمان وظایف پایگاه‌های صنعتی-نظامی کشورهای ثروتمند و قدرتمند را ایفا می‌کنند.

شبکه آموزش متقابل؛ پیوند میان بازیگران محور و گروه‌های برون‌منطقه‌ای سپاه پاسداران همچنین آموزش‌ها را به گروه‌های محور پیمان‌سپاری کرده است. از طریق این فرآیند، گروه‌ها ارتباطات مستقیمی با یکدیگر و با سایر بازیگران قدرتمند دولتی و غیردولتی ایجاد کرده‌اند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۰ تمام آموزش‌های پهپادی ثبت‌شده برای حزب‌الله در ایران و توسط مربیان ایرانی انجام می‌شد. تا سال ۲۰۱۵، حزب‌الله میزبانی دوره‌های آموزشی برای سایر گروه‌ها مانند حماس، حوثی‌ها و شبه‌نظامیان عراقی را آغاز کرد. بر اساس گزارش آتی اندیشکده سنچری اینترنشنال، تا سال ۲۰۲۶، حوثی‌ها در سایت‌های آموزشی یمن نحوه پرواز با پهپادهای پایه را به گروه الشباب (شاخه القاعده در سومالی) آموزش می‌دادند و احتمالاً در کنار نیروهای سپاه پاسداران در حال آموزش گروه‌های اسلام‌گرای سودانی برای ساخت پهپادهای انتحاری در سایت‌هایی در سودان هستند.

ضربات سنگین سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و ارزیابی شتاب‌زده غرب از افول محور تمام آنچه حزب‌الله برای دستیابی و تجهیز پهپادهای دید اول شخص (FPV) خود—که از اوایل سال ۲۰۲۶ برای هدف قرار دادن نیروهای دفاعی اسرائیل استفاده کرده—نیاز دارد، یک کارت اعتباری، دسترسی به ویدیوهای آموزشی یوتیوب و کمی دانش تولیدی است. برای سال‌ها به نظر می‌رسید ظرفیت‌سازی سپاه پاسداران در حال نتیجه دادن است. بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳، حزب‌الله نقش پررنگ‌تری در حفظ رژیم اسد در جنگ داخلی سوریه ایفا کرد، حضور قابل توجهی در پایگاه‌های نظامی سراسر آن کشور در کنار سپاه پیدا کرد و از جریان مداوم تسلیحات و سایر پشتیبانی‌های مادی ایران برخوردار شد. شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در عراق به عقب‌راندن دولت اسلامی (داعش) در عراق و سوریه کمک کردند و حضور قدرتمندی در ساختار امنیتی دولتی عراق ایجاد نمودند. حوثی‌ها کنترل شمال غربی یمن را به دست گرفتند و تسلط نظامی و سیاسی حماس بر غزه تقویت شد.

سپس ۷ اکتبر رخ داد. حمله حماس به اسرائیل پیامدهای عظیمی برای متحدان ایران در سراسر منطقه و در نهایت برای خود ایران داشت. حماس همراه با بخش زیادی از غزه در پاسخ اسرائیل ویران شد. در سپتامبر ۲۰۲۴، اسرائیل حملاتی را به بیروت انجام داد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.