تاریخ انتشار : یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
کد خبر : 6813

تل‌آویو از «هراس از ایران» به «وحشت از ترکیه»؛ چرا اسرائیل نگران بازسازی ارتش جدید سوریه است؟

تل‌آویو از «هراس از ایران» به «وحشت از ترکیه»؛ چرا اسرائیل نگران بازسازی ارتش جدید سوریه است؟

مسئله اصلی این نیست که آیا اسرائیل می‌تواند به پایگاه‌های سوری حمله کند یا ترکیه حضور خود را در سوریه گسترش دهد. هر دو کشور از نظر عملی توانایی این اقدامات را دارند. سوال مهم‌تر این است که آیا می‌توانند در یک نظم امنیتی جدید به طور هم‌زیستی عمل کنند.

به گزارش خبرآنلاین، حمله هوایی اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در استان ادلب سوریه به ظاهر یک عملیات محدود علیه یک تأسیسات نظامی به شمار می‌آید، اما در سطح راهبردی، این اقدام باید بخشی از تحولی بزرگ‌تر در شمال شام تلقی شود. اهمیت این حادثه تنها در تعداد حملات یا میزان خسارت وارده به پایگاه نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که اسرائیل این بار به‌طور مستقیم به یک تأسیسات متعلق به ساختار نظامی سوریه حمله کرده و به‌طور هم‌زمان هدف خود را جلوگیری از افزایش حضور نظامی ترکیه در این منطقه اعلام کرده است. در مقابل، ترکیه این استدلال را رد کرده و دمشق نیز اعلام کرده است که اساساً برنامه‌ای برای ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی ترکیه در ابوالظهور وجود نداشته است.

در همین حال، واشنگتن که در سال‌های اخیر تلاش کرده میان اسرائیل، ترکیه و حکومت جدید سوریه نوعی ترتیبات امنیتی ایجاد کند، این حمله را «تشدید غیرضروری» خوانده است. این مجموعه واکنش‌ها نشان می‌دهد که حادثه ابوالظهور را نمی‌توان صرفاً در چارچوب منازعه اسرائیل و سوریه تحلیل کرد. بازیگران اصلی این بحران اکنون سه کشور اسرائیل، ترکیه و سوریه هستند و آمریکا نیز به عنوان بازیگر مداخله‌گر و میانجی در مرکز معادله قرار گرفته است. بنابراین، آنچه در شمال سوریه در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه یک رویارویی دوجانبه باشد، نوعی رقابت چندلایه بر سر شکل دادن به نظم امنیتی پس از سقوط حکومت بشار اسد است.

برای درک اهمیت این تحول، باید از یک فرض ساده آغاز کرد. سوریه پس از اسد دیگر صرفاً یک کشور درگیر جنگ داخلی نیست، بلکه به میدان بازتعریف توازن قدرت در خاورمیانه تبدیل شده است. از یک سو، حکومت جدید دمشق تلاش می‌کند حاکمیت سرزمینی خود را بازسازی کند و ارتش و نهادهای امنیتی کشور را دوباره سازمان دهد. از سوی دیگر، ترکیه می‌خواهد در ساختار امنیتی و نظامی سوریه نقشی تعیین‌کننده داشته باشد و از شکل‌گیری تهدیدهایی در امتداد مرز جنوبی خود جلوگیری کند. اسرائیل نیز تلاش می‌کند اطمینان حاصل کند که تحول سیاسی در دمشق به ایجاد یک تهدید نظامی جدید در مرزهای شمالی آن منجر نخواهد شد.

در چنین شرایطی، ابوالظهور به دلیل موقعیت جغرافیایی خود اهمیت پیدا می‌کند. این پایگاه که در استان ادلب و در فاصله‌ای نه چندان دور از مناطق تحت نفوذ ترکیه قرار دارد، سال‌ها عملاً غیرعملیاتی بوده است. اما اکنون بحث بازسازی آن و استفاده مجدد از ظرفیت‌های نیروی هوایی سوریه مطرح شده است. مقام‌های سوری می‌گویند هدف از بازسازی، احیای ظرفیت‌های نیروی هوایی سوریه بوده و نه ایجاد پایگاه دائمی برای ترکیه است. همچنین دمشق اعلام کرده است که حضور افسران ترک در این منطقه در چارچوب همکاری‌های نظامی و آموزشی صورت گرفته است. همین نقطه، اختلاف روایت‌ها را آشکار می‌کند.

اما اسرائیل می‌گوید مسئله صرفاً حضور چند افسر ترک یا بازدید یک هیئت نظامی نیست، بلکه احتمال ایجاد یک زیرساخت نظامی ترکیه در منطقه است. در نگاه اسرائیل، چنین تحولی می‌تواند موازنه نظامی در شمال سوریه را تغییر دهد. ترکیه اما معتقد است اسرائیل از یک ادعای اثبات‌نشده برای توجیه اقدام نظامی علیه خاک سوریه استفاده کرده است. دمشق نیز می‌گوید پیش از حمله، به اسرائیل اعلام کرده بود که قرار نیست در ابوالظهور پایگاه نظامی ترکیه ایجاد شود. این اختلاف روایت‌ها از نظر راهبردی بسیار مهم‌تر از خود حمله است. زیرا در خاورمیانه، برداشت بازیگران از نیت یکدیگر گاهی به اندازه توانایی واقعی آنها اهمیت دارد.

یک دولت ممکن است هنوز توانایی انجام یک اقدام را نداشته باشد، اما اگر طرف مقابل تصور کند که این توانایی در آینده ایجاد خواهد شد، ممکن است برای جلوگیری از آن پیشاپیش دست به اقدام بزند. این همان منطقی است که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن با عنوان معضل امنیتی یاد می‌شود. در همین راستا معضل امنیتی زمانی شکل می‌گیرد که اقدام یک کشور برای افزایش امنیت خودش، از سوی کشور دیگر به عنوان تهدید تلقی شود. ترکیه ممکن است حضور نظامی در سوریه را برای تثبیت حکومت دمشق، بازسازی ارتش سوریه و جلوگیری از بی‌ثباتی در مرزهای خود ضروری بداند. اما اسرائیل ممکن است همین حضور را نشانه شکل‌گیری یک ساختار نظامی جدید در مجاورت خود ارزیابی کند.

بنابراین، حتی اگر آنکارا قصد تهاجمی نداشته باشد، تل‌آویو ممکن است بر اساس بدترین سناریو تصمیم بگیرد. مشکل اصلی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. چرا که هرچه اعتماد میان بازیگران کمتر باشد، احتمال تفسیر بدبینانه اقدامات طرف مقابل بیشتر می‌شود. بازدید یک هیئت نظامی ترک از یک پایگاه سوری ممکن است از دید دمشق و آنکارا اقدامی عادی باشد، اما در نگاه اسرائیل می‌تواند مقدمه ایجاد یک زیرساخت نظامی جدید تلقی شود. نتیجه چنین اختلاف ادراکی، اقدام پیشگیرانه است. یعنی حمله قبل از آنکه تهدید بالقوه به تهدید بالفعل تبدیل شود.

اما از منظر حقوق بین‌الملل، این مسئله بسیار حساس است. چرا که اصل بنیادین حاکم بر روابط بین‌المللی، منع تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دولت‌هاست. استثنای اصلی، دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه است. اما مسئله اساسی این است که آیا صرف احتمال ایجاد یک حضور نظامی خارجی در خاک یک کشور ثالث می‌تواند مبنای حقوقی کافی برای حمله نظامی باشد؟ پاسخ به این پرسش آسان نیست، اما اصل کلی روشن است. حقوق بین‌الملل میان تهدید بالفعل و نگرانی درباره یک تهدید احتمالی تفاوت می‌گذارد. دولت‌ها نمی‌توانند صرفاً بر مبنای اینکه یک کشور ممکن است در آینده به تهدید تبدیل شود، بدون ارائه مبنای حقوقی کافی، به زور متوسل شوند.

مفهوم دفاع مشروع پیش‌دستانه همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات حقوق بین‌الملل است و پذیرش آن به شکل گسترده می‌تواند اصل منع توسل به زور را به‌شدت تضعیف کند. در مورد ابوالظهور، پرسش حقوقی حتی پیچیده‌تر است؛ زیرا هدف اعلام‌شده اسرائیل نه یک حمله سوری، بلکه احتمال حضور نیروهای ترکیه در خاک سوریه بوده است. بنابراین، استدلال حقوقی اسرائیل باید بتواند رابطه میان حضور احتمالی ترکیه، تهدید مستقیم علیه اسرائیل و ضرورت حمله نظامی را اثبات کند. اگر چنین رابطه‌ای اثبات نشود، اقدام نظامی از منظر حقوق بین‌الملل با پرسش‌های جدی درباره ضرورت و تناسب مواجه خواهد شد.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم دمشق اعلام کرده است هیچ برنامه‌ای برای ایجاد یک پایگاه نظامی ترکیه در ابوالظهور وجود نداشته است. وزیر خارجه سوریه در ۲۰ اوت اعلام کرد که این پایگاه در حال بازسازی برای استفاده نیروی هوایی سوریه بوده و حضور افسران ترک در آنجا بخشی از همکاری آموزشی و نظامی بوده است. به گفته دمشق، تأسیسات عمدتاً خالی و هنوز عملیاتی نشده بود. اگر این روایت درست باشد، پرسش مهمی ایجاد می‌شود: آیا اسرائیل برای جلوگیری از تهدیدی که هنوز شکل نگرفته بود، دست به حمله زده است؟ پاسخ این پرسش برای آینده بسیار مهم است. زیرا اگر چنین الگویی تثبیت شود، هرگونه همکاری نظامی میان سوریه و ترکیه می‌تواند به عنوان تهدیدی بالقوه برای اسرائیل تعریف شود و در نتیجه زمینه حملات پیشگیرانه جدید فراهم شود.

از این منظر، حمله ابوالظهور یک حادثه منفرد نیست، بلکه ممکن است آغاز شکل‌گیری یک «خط قرمز جدید» اسرائیل در سوریه باشد. خط قرمزی که در آن، نه فقط حضور نیروهای ایرانی یا انتقال سلاح به حزب‌الله، بلکه گسترش نفوذ نظامی ترکیه نیز به عنوان تهدید تلقی شود. این تحول از نظر ژئوپلیتیک اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا ترکیه و اسرائیل هر دو قدرت‌های منطقه‌ای مهم هستند، اما برداشت آنها از نظم مطلوب در سوریه کاملاً متفاوت است. ترکیه به دنبال سوریه‌ای یکپارچه، دارای حکومت مرکزی قدرتمند و دارای ظرفیت نظامی قابل توجه است. زیرا چنین سوریه‌ای می‌تواند مانع تجزیه سرزمینی، کاهش نفوذ گروه‌های مسلح و تثبیت امنیت مرزهای جنوبی ترکیه شود.

اسرائیل نیز از یک سوریه ضعیف و بی‌ثبات سود نمی‌برد، اما هم‌زمان نمی‌خواهد در مرزهای خود با یک ساختار نظامی قدرتمند و تحت نفوذ بازیگری مانند ترکیه مواجه شود. بنابراین، اختلاف دو کشور فقط بر سر سوریه نیست، بلکه درباره نوع سوریه مطلوب برای آینده خاورمیانه است. این نکته ما را به نقش دمشق می‌رساند. سوریه در این بحران برخلاف سال‌های جنگ داخلی، دیگر صرفاً موضوع رقابت دیگران نیست. حکومت جدید سوریه تلاش می‌کند از وضعیت «میدان رقابت قدرت‌های خارجی» خارج شود و خود به عنوان یک بازیگر مستقل ظاهر شود.

اما مشکل آن است که این هدف بدون بازسازی توان نظامی، امنیتی و اقتصادی سوریه تقریباً غیرممکن است. دمشق برای بازسازی ارتش خود به همکاری خارجی نیاز دارد. ترکیه یکی از مهم‌ترین گزینه‌هاست. اما همین همکاری می‌تواند سوریه را در برابر حساسیت اسرائیل قرار دهد. بنابراین، دمشق در یک معادله دشوار گرفتار شده است: اگر برای بازسازی ارتش خود به ترکیه نزدیک شود، ممکن است اسرائیل را تحریک کند؛ اگر از همکاری با ترکیه فاصله بگیرد، بازسازی ظرفیت نظامی و امنیتی سوریه دشوارتر خواهد شد و وابستگی دمشق به دیگر بازیگران افزایش پیدا خواهد کرد.

به همین دلیل، مسئله ابوالظهور را باید بخشی از نبرد بزرگ‌تر بر سر «حق بازسازی دولت سوریه» دانست. آیا سوریه جدید حق دارد ارتش خود را بازسازی کند؟ آیا حق دارد با کشورهای دیگر همکاری نظامی داشته باشد؟ آیا اسرائیل می‌تواند تعیین کند چه نوع همکاری نظامی برای دمشق مجاز است؟ و در نهایت، آیا امنیت اسرائیل می‌تواند محدودکننده حاکمیت نظامی و دفاعی سوریه باشد؟ پاسخ به این پرسش‌ها آینده رابطه اسرائیل و سوریه را تعیین خواهد کرد. چرا که وقتی متحدان آمریکا روبه‌روی هم قرار می‌گیرند؛ واشنگتن چگونه می‌خواهد بحران شمال سوریه را مهار کند؟

اما واکنش آمریکا به حمله ابوالظهور شاید مهم‌ترین بخش این حادثه باشد. واشنگتن این حمله را یک «تشدید غیرضروری» توصیف کرده و تلاش کرده است میان اسرائیل، ترکیه و سوریه یک سازوکار ارتباطی برای جلوگیری از درگیری‌های ناخواسته ایجاد کند. این موضع نشان می‌دهد که آمریکا با یک مشکل کلاسیک در سیاست خارجی مواجه شده است. از یک سو دو شریک مهم منطقه‌ای آن، یعنی اسرائیل و ترکیه، اکنون در حال حرکت به سمت رقابت مستقیم هستند. چرا که برای واشنگتن، ترکیه فقط یک کشور منطقه‌ای نیست. ترکیه عضو ناتو است و موقعیت ژئوپلیتیک آن در دریای سیاه، خاورمیانه و مدیترانه شرقی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. از سوی دیگر اسرائیل نیز یکی از نزدیک‌ترین شرکای امنیتی آمریکا در خاورمیانه است. بنابراین، آمریکا نمی‌تواند به سادگی در این مناقشه در کنار یکی از دو طرف قرار گیرد.

از این منظر، تلاش واشنگتن برای ایجاد سازوکار کاهش تنش کاملاً قابل فهم است. اگر ترکیه و اسرائیل وارد یک چرخه برخورد مستقیم شوند، آمریکا با انتخاب بسیار دشواری روبه‌رو خواهد شد. حمایت کامل از اسرائیل ممکن است روابط آمریکا و ترکیه را بیشتر تضعیف کند؛ در حالی که فاصله گرفتن از اسرائیل می‌تواند شکاف سیاسی در روابط واشنگتن و تل‌آویو ایجاد کند. بنابراین، آمریکا تلاش می‌کند نقش «مدیر بحران» را بر عهده بگیرد، نه اینکه الزاماً داور نهایی اختلاف باشد. اما این نقش یک محدودیت اساسی دارد. آمریکا باید ثابت کند که توانایی اعمال نفوذ بر اسرائیل و ترکیه را هم‌زمان دارد. اگر اسرائیل تصور کند که می‌تواند بدون هزینه سیاسی قابل توجه به عملیات خود در سوریه ادامه دهد، سازوکار کاهش تنش ممکن است کارایی محدودی داشته باشد.

از سوی دیگر، اگر ترکیه احساس کند که آمریکا قادر یا مایل به محدود کردن اقدامات اسرائیل نیست، ممکن است آنکارا به سمت افزایش حضور نظامی خود در سوریه حرکت کند. در این شرایط، خطر اصلی یک «چرخه اقدام و واکنش» است. اسرائیل برای جلوگیری از افزایش حضور ترکیه حمله می‌کند. ترکیه در پاسخ حضور خود را تقویت می‌کند؛ اسرائیل این حضور بیشتر را نشانه تهدید می‌داند و حملات جدیدی انجام می‌دهد؛ دمشق نیز برای حفظ امنیت خود مجبور به واکنش خواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.