تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۶
کد خبر : 9774

بهمن فرمان‌آرا: چرا «مهاجرت معکوس»؟ زیرا اینجا نیز مال ماست! از «پیوند احساسی با وطن از دور» تا «حق مسلم شهروندی»

بهمن فرمان‌آرا: چرا «مهاجرت معکوس»؟ زیرا اینجا نیز مال ماست! از «پیوند احساسی با وطن از دور» تا «حق مسلم شهروندی»

بهمن فرمان‌آرا در سال ۱۳۹۵ درباره دلیل بازگشتش به ایران در سال ۱۳۶۹ گفت: «من در ایران مانده‌ام چون این‌جا مال ماست و با وجود امکانات زندگی در جای دیگر، هرگز به آن فکر نمی‌کنم.»

به گزارش خبرآنلاین، بخش عمده‌ای از پدیده موسوم به «مهاجرت معکوس» در ایران، در واقع به جابجایی‌های درون‌سرزمینی تحت تأثیر عوامل اقتصادی مربوط می‌شود، مانند انتقال از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک‌تر. با این حال، آن‌طور که گفته می‌شود، «مهاجرت معکوس واقعی» معمولاً به «مهاجرت بازگشتی» اشاره دارد. مهاجرت «دیاسپورا» که داستان آن عشق به ایران از دوردست‌هاست و تجربه‌ای احساسی و فرهنگی از بازگشت به ریشه‌ها و وطن را از دل مهاجرت به تصویر می‌کشد. اصطلاح «دیاسپورا» برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از سرزمین مادری خود دور مانده‌اند اما همچنان با آن پیوند فرهنگی، احساسی و حتی سیاسی دارند و به طور طبیعی نسبت به آن از حق شهروندی برخوردارند.

سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت چهاردهم، در تاریخ چهارشنبه چهار شهریورماه ۱۴۰۵ در مطلبی با عنوان «تهیه فهرست نام‌آوران خارج‌نشین برای بازگشت به ایران» از انتقال بیش از ۱۰۰ اسم به جلسات و فرآیندهایی که برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور در نظر گرفته شده بود، خبر داد. او تأکید کرد که منظور از بازگشت ایرانیان خارج از کشور، لزوماً اقامت دائمی در ایران نیست و گفت: «تلاش ما این بود که شرایط برای انواع حضور و بازگشت فراهم شود؛ ممکن است کسی بخواهد برای یک سفر چندروزه به ایران بیاید و برگردد، فرد دیگری بخواهد یک برنامه کوتاه‌مدت در ایران داشته باشد و پس از آن بازگردد یا شخصی تصمیم بگیرد در ایران اقامت کند. برای هر یک از این شکل‌های حضور، تلاش شد مقدمات و شرایط لازم فراهم شود.»

صالحی با اشاره به اینکه «این مراحل به خوبی در حال طی شدن بود»، خاطرنشان کرد: «ما در اسفندماه با جنگ تحمیلی مواجه شدیم. طبیعتاً شرایط جنگ وضعیت خاص خود را داشت و ممکن بود حتی خود ایرانیان و هنرمندان خارج از کشور نیز آمادگی لازم برای آمدن به ایران را نداشته باشند.» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین بیان کرد که همان مسیر پیشین، با آرام‌تر شدن شرایط ادامه خواهد یافت و گفت: «با آرام‌تر شدن شرایط، همان مسیر از سوی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره اسامی و مجموعه‌هایی که اسامی را به آن‌ها منتقل کرده‌ایم، برقرار خواهد بود و امیدواریم این روند ادامه پیدا کند… مگر کسانی که در کنار دشمنان ایران قرار می‌گیرند.»

او همچنین از عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور به‌عنوان نمونه‌هایی از چهره‌هایی نام برد که در جریان جنگ ۴۰ روزه «پای ایران ایستادند». صالحی در عین حال تأکید کرد که با این افراد اختلاف‌نظر دارد، اما مواضع آنان در آن مقطع را مثبت ارزیابی می‌کند.

نزدیک‌ترین نامی که این روزها «مهاجرت معکوس» را با چنین مفهومی بازتاب می‌دهد، محسن نامجو است. این خواننده و آهنگساز که در سال ۱۳۸۶ از ایران خارج شد، بخش قابل توجهی از فعالیت حرفه‌ای خود را در اروپا و سپس آمریکا دنبال کرد. او پس از ۲۰ سال، در تاریخ پنجشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ از فرودگاه امام به ایران برگشت. پیش از محسن نامجو، قیصر (بینش بلور)، خواننده موسیقی پاپ، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ به ایران بازگشته بود. نام مسعود بهنود، روزنامه‌نگار و نویسنده نیز در آستانه «مهاجرت معکوس» قرار دارد. او در گفت‌وگو با «اتاق سردبیری خبرآنلاین» از تصمیمش برای بازگشت به ایران خبر داد و گفت که به دلیل درگیری با بیماری، هر زمان که معاینات و اقدامات پزشکی‌اش به پایان برسد و پزشکان به او اجازه دهند، به ایران بازخواهد گشت.

اگرچه شبکه‌های اجتماعی از بازگشت این روزنامه‌نگار مقیم لندن به ایران در نوروز ۱۴۰۶ خبر دادند، اما بهنود در گفت‌وگو با خبرآنلاین، سخنی از زمان بازگشت خود به میان نیاورد. بهمن فرمان‌آرا، چنگیز جلیلوند، سعید راد و حبیب محبیان از جمله افرادی هستند که داستان‌های مهاجرت معکوس خود را روایت کرده‌اند. فرمان‌آرا در این باره گفت: «سال ۱۳۵۹ که از ایران رفتم، درست زمانی بود که «سایه‌های بلند باد» که زمان پهلوی توقیف شده بود، بعد از انقلاب پروانه نمایش گرفت؛ اما در این دوره هم بعد از سه روز توقیف شد. بعد از این اتفاق، حس کردم اختلاف‌نظری بین گروه تازه بر سر کار آمده وجود دارد که حل‌شدنش زمان‌بر است. ضمناً سه تا بچه داشتم که باید فکر آینده‌شان بودم.»

او ادامه داد: «اما موقعی که آن‌ها به دانشگاه رفتند و دیگر به من نیازی نداشتند، سال ۱۳۶۹ برگشتم و کماکان هم ایران مانده‌ام. علت اینکه ایران مانده‌ام و با وجود اینکه امکاناتش را دارم؛ ولی فکر زندگی در جای دیگری را هم نمی‌کنم، همین است که اینجا مال ما هم هست.»

فرمان‌آرا، هرچند در سال ۱۳۶۹ به ایران بازگشت، اما یک دهه طول کشید تا اجازه پیدا کند نخستین فیلمش را پس از انقلاب، «بوی کافور، عطر یاس» (۱۳۷۸) کارگردانی کند. چنگیز جلیلوند نیز از بزرگان دوبله ایران است که در سال ۱۳۷۷ پس از ۲۰ سال برای دیدار با مادرش به ایران آمد. او به دعوت محمدحسین فرحبخش، تهیه‌کننده سینمایی «دوستان»، فیلمی را دوبله کرد و استقبال از حضور او، باعث ماندن‌اش در ایران شد. جلیلوند در آذر ۱۳۹۹ به دلیل ابتلا به کرونا در ۸۵ سالگی درگذشت.

عبدی یمینی نیز در سال ۱۳۷۷ لس‌آنجلس را ترک کرد و به ایران بازگشت. او پس از بازگشت، فعالیت موسیقی خود را در ایران ادامه داد، هرچند نه به گستردگی سال‌های خارج از کشور بودنش. او در ۲۴ تیر ۱۳۸۸ هنگام سفر به ایروان، برای حضور در کنسرت «ابی»، جان خود را از دست داد. سعید راد نیز پس از حدود ۱۵ سال دوری، در سال ۱۳۷۸ به وطن برگشت. او قرار بود با «زنگی و رومی» (ناصر تقوایی) بازیگری در سینمای ایران را از سر بگیرد، اما فیلم ساخته نشد. کمی بعد «دوئل» احمدرضا درویش، راه بازگشت سعید راد را به سینما باز کرد. او دوشنبه اول مرداد ۱۴۰۳، در ۷۹ سالگی درگذشت.

بهمن مفید نیز که در سال ۱۳۶۰ به آمریکا مهاجرت کرد، در سال ۱۳۷۸ با مجوز سفری ۱۹ روزه به ایران آمد. اما پس از ورود، گذرنامه‌اش ۵ سال به او پس ندادند. نقش کوتاه او در «سرود تولد» حذف شد و با نام مستعار در چند اثر عروسکی صداپیشگی کرد. سال‌ها بعد به ترکیه رفت و مقابل دوربین قرار گرفت، اما دوباره به ایران بازگشت و در سال ۱۳۹۹ درگذشت.

سعید کنگرانی در سال ۱۳۶۷ ایران را ترک کرد و ۱۶ سال از بازیگری دور ماند. او پس از بازگشت به ایران، در فیلم سینمایی «ازدواج به سبک ایرانی» (حسن فتحی- ۱۳۸۳) بازی کرد و قرار بود در «فرزند صبح» نیز بازی کند. اما حاشیه‌ای که از سال‌ها دور با «در امتداد شب» همراهش شده بود، پس از بازگشت نیز مانع ادامه فعالیتش شد. او سال ۱۳۹۷ با نمایش «نیرنگ و اورنگ» به صحنه بازگشت و قرار بود در «رقص روی شیشه» نیز بازی کند، اما پیش از آغاز کار در ۶۶ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، زمزمه‌هایی درباره دعوت از برخی چهره‌های شناخته‌شده برای بازگشت به ایران بیش از پیش شنیده شد. حبیب محبیان، خواننده سرشناس موسیقی پاپ، پس از ۱۶ سال دوری به ایران بازگشت. او در سال ۱۳۸۸ پیش از بازگشت نامه‌ای به ریاست‌جمهوری نوشته بود و محمود احمدی‌نژاد نیز از معاون خود خواسته بود تحقق درخواست‌های این خواننده و آهنگساز را برای تسریع روند بازگشت او پیگیری کند. اما نه‌تنها کنسرت حبیب برگزار نشد، بلکه حتی نتوانست مجوز انتشار آلبوم دریافت کند. حبیب محبیان در ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ بر اثر ایست قلبی در رامسر درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

عبدالله بوتیمار در سال ۱۳۸۹ به عشق بازگشت به بازیگری به ایران آمد، اما بیماری‌اش خیلی زود عود کرد و در بهمن ۱۳۹۰ در تهران درگذشت. مرتضی عقیلی نیز در سال ۱۳۵۹، پس از ممنوع‌ شدن فعالیتش، مهاجرت کرد و از اواخر دهه ۷۰، سال‌ها میان ایران، آمریکا و ترکیه در رفت‌وآمد بود تا سرانجام در اسفند ۱۴۰۰ با پیگیری پرویز پرستویی در نمایش «فلزات چکش‌خوار» به کارگردانی آرش سنجابی روی صحنه رفت. راد نیز در سال ۱۳۷۸ به ایران بازگشت.

از میان چهره‌هایی که «مهاجرت معکوس»‌شان پس از اقامتی کوتاه در ترکیه اتفاق افتاد، می‌توان به رابعه اسکویی و هرمز سیرتی اشاره کرد. به هر حال، بازگشت به وطن، چه براساس پیوند فرهنگی، چه احساسی و چه حتی سیاسی -طبعا و علی‌رغم هر انتقاد احتمالی ما نسبت به بخشی از وجوه شخصیتی سوژه- به معنای استفاده از حق طبیعی شهروندی است که هر انسانی باید از آن برخوردار باشد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.