آیا تیم ملی به جوانگرایی نیاز ندارد؟ نسل فعلی نتیجه جوانگرایی کیروش است، آقای قلعهنویی!

کیروش آخرین بار با تیم ملی ایران نتایج ناامیدکنندهای کسب کرد، اما عملکردش در جام جهانیهای 2014 و 2018 قابل تحسین بود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، در نشستهای خبری مختلف، از جمله کنفرانس پیش از بازی با ازبکستان، بارها تأکید کرده است که تیم ملی مناسب جوانگرایی نیست. این موضع با نظرات قبلی او در تضاد است؛ زمانی که قلعهنویی بر این باور بود که اگر در لیگ برتر جوانگرایی صورت نگیرد، نمیتوان انتظار داشت که این روند در تیم ملی نیز شکل بگیرد. اما اکنون شرایط فوتبال ایران تا حدودی تغییر کرده است. تیمهای استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور در فصل جاری بهطور قابل توجهی به بازیکنان جوان میدان دادهاند و نفرات قابل اعتمادی نیز از دل همین تغییرات به وجود آمدهاند. با این حال، به نظر میرسد که نگاه کادرفنی تیم ملی به موضوع جوانگرایی تغییر کرده و این پروسه دیگر بهطور جدی در اولویت قرار ندارد.
در چنین شرایطی، یادآوری سادهای ضروری است؛ نسلی که امیر قلعهنویی به بسیاری از بازیکنانش اعتماد کرده و آن را یکی از نسلهای طلایی فوتبال ایران میداند، بخش قابل توجهی از مسیر خود را با کارلوس کیروش طی کرده است. بازیکنانی که در آن زمان هنوز نام و شهرت امروزی خود را نداشتند، توسط سرمربی پرتغالی شناسایی شدند و فرصت حضور در تیم ملی ایران را به دست آوردند.
علیرضا بیرانوند، دروازهبان نفت تهران، مورد اعتماد کیروش قرار گرفت و بهعنوان دروازهبان نخست تیم ملی جانشین علیرضا حقیقی شد. در آن زمان، مهدی رحمتی همچنان دروازهبان استقلال بود و پرسپولیس نیز پیش از رسیدن بیرانوند به دروازه تیم ملی، با بازیکنانی مانند سوشا مکانی کار میکرد. بیرانوند با همین اعتماد و فرصت در تیم ملی رشد کرد و سالها بعد به یکی از ارکان اصلی تیم ایران تبدیل شد؛ بازیکنی که همچنان در فهرست تیم ملی حضور دارد.
شجاع خلیلزاده نیز یکی دیگر از بازیکنان این نسل است. اگرچه او پیش از حضور کیروش سابقه بازی ملی داشت، اما بخش عمدهای از مسیر ملی او در دوران سرمربیگری مرد پرتغالی شکل گرفت. خلیلزاده حتی در پیروزی تاریخی ایران برابر کره جنوبی، با تک گل رضا قوچاننژاد، روی نیمکت تیم ملی حضور داشت. درخشش بازیکنانی مانند پژمان منتظری و سیدجلال حسینی و همچنین انتقادهای خود شجاع باعث شد اختلاف او با کیروش شکل بگیرد و این مدافع برای سالها از تیم ملی دور بماند.
محمدحسین کنعانیزادگان نیز از بازیکنانی است که در دوران کارلوس کیروش به تیم ملی دعوت شد. او از ماشینسازی و ملوان به تیم ملی رسید و با پافشاری کیروش به جمع ملیپوشان اضافه شد و بعدها به یکی از مدافعان ثابت فوتبال ایران تبدیل شد. مرتضی پورعلیگنجی نیز از دیگر بازیکنانی بود که در دوران کیروش مورد توجه قرار گرفت و با درخشش در نفت تهران، نظر سرمربی تیم ملی را جلب کرد و سالها در بالاترین سطح فوتبال ایران و تیم ملی حضور داشت.
داستان رامین رضاییان نیز قابل توجه است. زمانی که او به تیم ملی رسید، خسرو حیدری در استقلال عملکرد بسیار خوبی داشت و یکی از گزینههای شناختهشده فوتبال ایران در پست دفاع راست بود. با این حال، کیروش پس از جام جهانی ۲۰۱۴ به سراغ نسل جدیدی از بازیکنان رفت و تیم ملی را در جام ملتهای آسیا با وریا غفوری در سمت راست راهی مسابقات کرد. رامین رضاییان نیز در همان دوره در فهرست تیم ملی قرار گرفت؛ در حالی که هنوز بازیکن راهآهن بود.
در سمت چپ، احسان حاجصفی از سالهای جوانی سابقه حضور در تیم ملی را داشت. کیروش نخستین بازی ملی او را رقم نزد، اما پس از درخشش مهرداد پولادی و عدم بازگشت این بازیکن به ایران، حاجصفی به یک مدافع چپ قابل اتکا برای تیم ملی تبدیل شد. او به یکی از بازیکنان باثبات و مورد اعتماد کیروش تبدیل شد و سالها در ترکیب تیم ملی حضور داشت. در همین پست، میلاد محمدی نیز نخستین بازی ملی خود را با کارلوس کیروش تجربه کرد. محمدی از نفت تهران به تیم ملی رسید و بعدها راهی فوتبال روسیه و سپس باشگاههای اروپایی شد.
تقریباً تمام این بازیکنان در زمان دعوت به تیم ملی، چهرههایی آیندهدار و قابل توجه در فوتبال ایران بودند. برخی سابقه حضور در تیمهای پایه را داشتند و برخی دیگر در لیگ برتر درخشش قابل توجهی نشان داده بودند. تفاوت مهم اما اینجا بود که کیروش از امتحان کردن آنها نمیترسید. او جوانگرایی را وظیفه دیگران نمیدانست و منتظر نمیماند تا یک بازیکن ابتدا در چند باشگاه بزرگ کشور به یک ستاره تثبیتشده تبدیل شود و بعد فرصت حضور در تیم ملی را پیدا کند.
در میانه میدان، سعید عزتاللهی در سالهای جوانی اگرچه در رسانههای ورزشی ایران بهعنوان یک پدیده شناخته میشد، اما کیروش او را از تیمهای پایه اتلتیکو مادرید به تیم ملی فراخواند. عزتاللهی نخستین بازی ملی خود را با کیروش انجام داد و از همان زمان به یکی از چهرههای ثابت تیم ملی ایران تبدیل شد؛ بازیکنی که تا امروز نیز حضور مستمری در تیم ملی داشته است.
روزبه چشمی، دیگر بازیکن این نسل، در اردوی اخیر تیم ملی غایب بود اما در جام جهانی جزو لیست تیم ملی بود. چشمی از تیم امید توسط کارلوس کیروش به تیم ملی دعوت شد و نخستین بازی ملی خود را نیز با این مربی تجربه کرد. او از استقلال به تیم ملی رسید، اما اعتماد کیروش به این بازیکن و استفاده از او در ترکیب اصلی ایران در جام جهانی، نمونهای از همان شجاعتی بود که برای جوانگرایی در تیم ملی به آن نیاز است. در شرایط فعلی، شاید تصور اینکه یک کادرفنی به بازیکنی جوان از استقلال چنین اعتمادی کند، چندان ساده نباشد. اتفاقی که درباره رزاقینیا نیز دیده شد؛ بازیکنی که با وجود دعوت به تیم ملی، حتی یک دقیقه هم در جام جهانی به میدان نرفت.
امید نورافکن نیز در استقلال حضور داشت و تنها در ۲۰ سالگی نخستین بازی ملی خود را با کارلوس کیروش انجام داد. این نمونهها نشان میدهد که حضور در تیم ملی لزوماً نیازمند عبور از یک مسیر طولانی و رسیدن به اوج تجربه نبود؛ اگر بازیکنی از نظر فنی و ذهنی آماده بود، فرصت حضور در بالاترین سطح را به دست میآورد.
سامان قدوس نیز با توجه به اعتبار کارلوس کیروش، تیم ملی ایران را به سوئد ترجیح داد. نکته مهم اما این است که قدوس در لیگ سوئد و تیم استرشوند توجه سرمربی تیم ملی را جلب کرد و از همان مسیر به تیم ایران رسید. در پست وینگر، علیرضا جهانبخش نمونه دیگری از این روند بود. او بهصورت هوشمندانه فوتبال هلند را به ماندن در لیگ برتر ایران ترجیح داد و کیروش نیز بهشدت از این تصمیم استقبال کرد. درهای تیم ملی به روی جهانبخش باز شد و او به یکی از ستارههای نسل جدید ایران تبدیل شد؛ بازیکنی که حتی تا جام جهانی نیز در شمار نفرات مورد اعتماد امیر قلعهنویی قرار داشت و در این رقابتها به میدان رفت.
البته ممکن است گفته شود جهانبخش پس از لژیونر شدن به تیم ملی رسید و نمیتوان این اتفاق را صرفاً یک کشف توسط کیروش دانست. اما در مقام مقایسه، اللهیار صیادمنش قرار دارد؛ بازیکنی که با وجود درخششهای مداوم در فوتبال ایران، همچنان جایگاه ثابتی در تفکرات تاکتیکی قلعهنویی پیدا نکرده است.
مهدی ترابی و علی قلیزاده نیز دو ستاره جوان سایپا بودند که در فوتبال هجومی تواناییهای قابل توجهی داشتند. کیروش هر دو بازیکن را پیش از حضور در یک تیم بزرگ به تیم ملی فراخواند و به آنها فرصت بازی داد. حالا اگر شرایط امروز را با آن دوره مقایسه کنیم، این پرسش مطرح میشود که اگر بازیکنی خارج از استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به همین سطح برسد، آیا شانسی برای تبدیل شدن به یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی خواهد داشت؟
در خط حمله باید از سردار آزمون نیز نام برد. آزمون هنوز بازیکن اصلی روبین کازان روسیه نشده بود که مورد توجه کارلوس کیروش قرار گرفت. او با همین اعتماد و جوانگرایی سرمربی پرتغالی در جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵ درخشید و بعدها مسیر خود را تا بالاترین سطح فوتبال اروپا ادامه داد. مهدی طارمی نیز نخستین تجربه ملی خود را با کیروش داشت؛ هرچند او پیش از آن در پرسپولیس درخششی داشت که نمیشد به سادگی از کنار آن گذشت و از همان نخستین حضورهایش در تیم ملی نیز توانایی خود را نشان داد.
وحید امیری نیز در زمان حضور در نفت تهران به تیم ملی رسید و مجید حسینی، بازیکن جوان زیر ۲۱ سال استقلال، یکی دیگر از نفراتی بود که با کارلوس کیروش به تیم ملی رسید و سالها در سطح بالای فوتبال ایران و تیم ملی درخشید. فهرست بازیکنانی که در دوره کیروش از طریق همین اعتماد و فرصت به تیم ملی رسیدند، بسیار طولانیتر از این اسامی است.
نسلی که امروز از سوی کادرفنی و برخی بازیکنان تیم ملی بهعنوان یکی از طلاییترین نسلهای فوتبال ایران شناخته میشود، بخش مهمی از مسیر موفقیت خود را با یک اصل ساده طی کرد: اعتماد به بازیکنان جوان و دادن فرصت به آنها در تیم ملی. همین رویکرد باعث شد بازیکنانی که در آن مقطع هنوز نامهای بزرگی در فوتبال ایران نبودند، به نفراتی تبدیل شوند که سالها در تیم ملی حضور داشتند و در چندین جام جهانی و رقابتهای مهم آسیایی به میدان رفتند. تیم ملی ایران با بخش مهمی از همین نسل، حضور مستمر در جامهای جهانی را تجربه کرد و دو بار نیز به نیمهنهایی جام ملتهای آسیا رسید.
اکنون اما وقتی امیر قلعهنویی تأکید میکند که تیم ملی جای جوانگرایی نیست، مقایسه این دو رویکرد بیش از همیشه قابل تأمل است؛ نسلی که امروز به آن تکیه شده، خود محصول همان جوانگرایی و جسارت در انتخاب بازیکنانی بود که هنوز به ستارههای تثبیتشده فوتبال ایران تبدیل نشده بودند. اگر قرار باشد همان مسیر ادامه پیدا نکند، طبیعی است که تکرار دستاوردهای آن نسل نیز بیش از گذشته با علامت سؤال روبهرو شود. دستاوردهایی که توسط بخش مهمی از هواداران هم زیر سوال است. هواداران از تیم ملی چه در زمان کیروش و چه با امیر قلعهنویی، قهرمانی آسیا و صعود از مرحله گروهی جام جهانی را طلب میکنند. رسیدن به قهرمانی آسیا و صعود از مرحله گروهی جام جهانی، دستاوردی است که با نهحتی با تکرار گذشته بلکه با تصمیماتی بهتر از زمان کیروش بهدست میآید. حال آنکه ما در تکرار دوران کیروش ماندهایم چه برسد به بهبود وضعیت تیم ملی.
برچسب ها :امیر قلعهنویی ، تیم ملی فوتبال ، جوانگرایی ، طرفداری ، فوتبال ایران ، نسل جدید
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰