دنیای شگفتانگیز دراگولیوب الکسیچ: آکروبات صربستان از آویزانشدن با دندان تا کارگردانی نخستین فیلم ناطق!

دراگولیوب الکسیچ، آکروباتباز مشهور یوگسلاوی سابق، با حرکات خطرناک و مهیج خود شناخته میشد. او در دوران جنگ جهانی، نخستین فیلم ناطق سینمای صربستان را فیلمبرداری کرد. الکسیچ به عنوان یکی از شخصیتهای مهم تاریخ سینما و ورزش صربستان شناخته میشود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، دراگولیوب الکسیچ (Dragoljub Aleksić) در تاریخ 9 اوت 1910 در شهر وینای صربستان کنونی به دنیا آمد. او در ابتدا به عنوان یک آهنگر در زادگاهش فعالیت میکرد، اما پس از پایان تحصیلاتش به سوبتیتسا نقل مکان کرد تا در زمان بیکاری و مشکلات یافتن شغل در یوگسلاوی پیش از جنگ جهانی، به تماشای هنرنمایی سیرکبازها در سیرک سوبتیتسا بپردازد. الکسیچ به شدت تحت تأثیر این نمایشها قرار گرفت و به صاحب سیرک پیشنهاد داد که در برنامههای آنها شرکت کند. کار با دستگاههای بدنسازی در روز و فعالیت در سیرک در شب، سبک زندگی جدیدی برای او رقم زد. با تمرینات مداوم، او به یک آکروباتباز ماهر تبدیل شد و از همان نمایشهای اولیه، تواناییهایش تماشاگران را شگفتزده کرد.
پس از کسب شهرت در سوبتیتسا، الکسیچ به اشپلیت رفت تا حرکات آکروباتیک خود را در شهری دیگر ادامه دهد. با وجود تمامی مهارتهایش، او در حین راه رفتن روی سیم از ارتفاع پنج متری سقوط کرد و به شدت آسیب دید. الکسیچ که بر روی سطح بتنی سقوط کرده بود، به دلیل آسیبهای جدی به عضلاتش، از سوی پزشکان ناامید شد، اما برای مردی فعال چون او، تحمل بستر بیماری از درد بدتر بود. به همین دلیل، الکسیچ با تمرینهای مداوم و ساخت یک بریس فلزی برای خود، به خوددرمانی موفقی دست یافت و دوباره به دنیای آکروباتیک بازگشت. این بازگشت آنقدر قوی بود که او را به انجام چالشهای جدید واداشت. در ابتدا، او نمایش فرار از قفس آتشین را به خوبی اجرا میکرد؛ در این نمایش، او با دستانی بسته در قفسی آهنی که در فاصله 25 متری از زمین در حال سوختن بود، محبوس میشد و پیش از آنکه شعلههای آتش به قفس برسد، خود را از زنجیر و قفس رها میکرد.
ادامه نمایشهای جسورانه الکسیچ شامل راه رفتن روی سیم در ارتفاع 25 متری بالای خیابان کنتس میهایلووا در برابر چشمان 3000 نفر بود. گفته میشد که او پس از اعتراض برخی از کسبه محل به دلیل ازدحام بیش از حد تماشاگران، پس از این نمایش بازداشت شد و این بار مردم برای آزادیاش تجمع کردند. در سال 1940، الکسیچ تنها با به دندان گرفتن طنابی که به یک هواپیما متصل بود، خود را بر فراز کالمگدان (مجموعهای تاریخی در بلگراد) معلق نگه داشت. پس از این پرواز، شایعاتی مبنی بر اینکه الکسیچ جانش را از دست داده، به وجود آمد، اما او با نمایش جدیدی شامل پاره کردن یک زنجیر با دندان، این شایعه را رد کرد. از دیگر شیرینکاریهای الکسیچ میتوان به دوچرخهسواری روی سیم، وارونگی روی سیم با تحمل وزن یک زن آویزان به یک طناب با دندانهایش، و راه رفتن روی سیم بدون هیچ محافظتی اشاره کرد. تحمل خطر و انجام این حرکات سنگین آکروباتیک برای الکسیچ بدون هزینه نبود و او به دلیل آسیبهای ناشی از آن، چند سانتیمتر از قد خود را از دست داد. او همواره درآمد حاصل از کارهای جذابش را به انجمنهای خیریه اهدا میکرد تا جنبه پهلوانی ورزش خود را به نمایش بگذارد.
آوازه الکسیچ به خارج از مرزهای یوگسلاوی نیز رسید و در سال 1951، روزنامه تایمز انگلستان او را مردی با سیمهای فولادی در عضلات و طنابهای نایلونی در سیستم عصبی توصیف کرد. به همین دلیل، الکسیچ بعدها به «مرد پولادی» ملقب شد. با این حال، حمله آلمانیها به بلگراد در جنگ جهانی دوم، تأثیر زیادی بر زندگی این آکروباتباز مشهور صرب گذاشت. در دوران جنگ، پس از موفقیت مستندی درباره مهارتهای آکروباتیکش، او تصمیم به ورود به سینما گرفت و چالش سختی را با کارگردانی یک فیلم سینمایی ناطق تجربه کرد. او در ابتدا با کمک یک مکانیک خودرو به نام ایوان ژیوکوویچ، نیمی از هزینه ساخت فیلمش را تأمین کرد و سپس در بحبوحه جنگ با آلمانیها، یک نوار دزدیدهشده از جبهه دشمن را برای ضبط فیلم خریداری کرد. استودیوی فیلمبرداری الکسیچ شامل دو اتاق در خانهای واقع در خیابان جووانووا بود. این فیلم که در سال 1943 به نمایش درآمد، نام «بیگناهی بدون حفاظت» را داشت و به نخستین فیلم ناطق صربستان و دومین فیلم پربیننده یوگسلاوی جنگزده تبدیل شد. استقبال خوب تماشاگران باعث شد تا نازیها، با بهانه برانگیختن احساسات مردم، این فیلم را علیه سیاستهای خود دانسته و الکسیچ را مدتی دستگیر کنند. نماهایی از فیلم سینمایی «بیگناهی بدون حفاظت» تنها مخالفان آن، آلمانیها نبودند، بلکه کمونیستهای یوگسلاو نیز آن را خدمت به اشغالگران میدانستند و با الکسیچ مخالفت کردند؛ هرچند که الکسیچ در فیلم خود که سبکی دراماتیک و ماجراجویانه داشت، هیچ اشارات سیاسی نداشت و صرفاً یک داستان قهرمانانه را روایت میکرد. داستان فیلم درباره عشق میان یک آکروبات و یک خانم بود که با ضلع سوم مثلث عاشقانه یعنی یک مرد ثروتمند مواجه میشود؛ در پایان داستان، مرد آکروبات معشوقش را با شکستن قفل واحد آپارتمانی، از دست مرد ثروتمند نجات میدهد. الکسیچ در طول بمباران بلگراد، فیلمبرداری فیلمش را به صورت مخفیانه و در مواجهه با شرایط «حکومت نظامی» به پایان رساند و توانست در چالش غیرورزشی خود نیز موفق باشد.
فعالیت بعدی الکسیچ در سینما به سال 1963 و فیلم «عملیات هوابرد در دروار» بازمیگردد که او در آن نقش یک پارتیزان را ایفا کرد. پس از پایان جنگ، او فعالیتهای آکروباتیک خود را با وجود اختلافاتش با سیستم کمونیستی که از اکران فیلمش آغاز شده بود، ادامه داد و حتی در مقطعی از «ستون مرگ» بالا رفت و پرچم یوگسلاوی را به اهتزاز درآورد. پس از آخرین نمایش در سال 1968، الکسیچ به انزوا رفت و پس از زندگی در خانه سالمندان، در روز چهارم نوامبر 1985، دار فانی را وداع گفت. او در آرامستان مرکزی بلگراد به خاک سپرده شد. خیابانی در محله «زمون پولیه» شهر بلگراد به یاد او «الکسیچ آکروبات» نامگذاری شده است.
برچسب ها :آکروبات ، تاریخچه هنر ، دراگولیوب الکسیچ ، سیرک ، طرفداری ، هنرهای نمایشی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰