معادن شن و ماسه شمالغرب شیراز؛ مصوبهای که سالهاست روی کاغذ مانده است

سالهاست ساکنان شمالغرب شیراز، بهویژه مناطق دوکوهک و شهرک گلستان، با گردوغبار، تردد سنگین کامیونها، تخریب سیمای طبیعی منطقه و نگرانیهای زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکنند؛ در حالی که مصوبات متعددی برای انتقال معادن شن و ماسه این محدوده به محلهای جایگزین وجود دارد. با این حال، آنچه برای مردم اهمیت دارد نه تعداد مصوبات، بلکه
سالهاست ساکنان شمالغرب شیراز، بهویژه مناطق دوکوهک و شهرک گلستان، با گردوغبار، تردد سنگین کامیونها، تخریب سیمای طبیعی منطقه و نگرانیهای زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکنند؛ در حالی که مصوبات متعددی برای انتقال معادن شن و ماسه این محدوده به محلهای جایگزین وجود دارد. با این حال، آنچه برای مردم اهمیت دارد نه تعداد مصوبات، بلکه اجرای آنهاست.
در همین راستا، کارزاری برای اجرای مصوبات انتقال معادن شن و ماسه شمالغرب شیراز شکل گرفته است؛ کارزاری که تأکید میکند مطالبه مردم، توقف تولید یا بیکاری کارگران نیست، بلکه انتقال برنامهریزیشده معادن از محدودههای شهری و حساس به مکانهای پیشبینیشده است.
در گفتوگویی با نویسنده کارزار درباره چرایی این مطالبه، موانع اجرای مصوبات و مسئولیت دستگاههای متولی، تأکید شده است که ادامه وضع موجود دیگر قابل توجیه نیست و اکنون باید برای انتقال معادن، زمانبندی مشخص، مسئولیت روشن و شاخصهای قابلاندازهگیری تعیین شود.
.
در ادامه متن کامل گفتگو آمده است:
مهمترین دلیل شما برای راهاندازی این کارزار چیست و چرا معتقدید اجرای مصوبات انتقال معادن شن و ماسه شمالغرب شیراز باید در اولویت قرار گیرد؟
مهمترین دلیل، فاصله آشکار میان تصمیماتی است که گرفته شده و اقداماتی که در میدان اتفاق افتاده است. سالهاست درباره انتقال این معادن تصمیمگیری شده، حتی محلهای جایگزین نیز در نظر گرفته شده، اما مردم همچنان با پیامدهای فعالیت این معادن زندگی میکنند.
برای ما مسئله این است که یک تصمیم رسمی نباید سالها در حد مصوبه باقی بماند. وقتی درباره یک موضوع، تصمیم گرفته شده و محل جایگزین هم پیشبینی شده است، مرحله بعد باید اجرای واقعی آن باشد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم با یک منطقه کوچک و کمجمعیت مواجه نیستیم. شمالغرب شیراز با جمعیت قابلتوجه، توسعه شهری، ظرفیت گردشگری و زیستبوم حساس، نمیتواند برای سالهای طولانی هزینه یک تصمیم اجرایینشده را بپردازد. مطالبه ما روشن است، قانون و مصوبه باید اجرا شود و سلامت مردم نباید قربانی تأخیرهای اداری شود.
شما تأکید کردهاید که مخالف فعالیت معدنی نیستید. پس چگونه میتوان میان ادامه تولید و اشتغال در معادن و حفظ سلامت مردم و محیطزیست تعادل ایجاد کرد؟
اتفاقاً معتقدیم راهحل، توقف تولید نیست؛ راهحل، انتقال هوشمندانه و مرحلهای است.
اگر محل جایگزین از قبل تعیین شده، میتوان برای هر معدن یک برنامه زمانبندی مشخص تعریف کرد و جابهجایی را بهصورت مرحلهای انجام داد. این روش هم اجازه میدهد تولید بهطور ناگهانی متوقف نشود، هم سرمایهگذاران فرصت تطبیق داشته باشند و هم کارگران قربانی یک تصمیم ناگهانی نشوند.
در کنار آن، تا زمان تکمیل انتقال باید نظارت زیستمحیطی بر معادن موجود تشدید شود.
بنابراین دوگانهای که گاهی ساخته میشود ــ «یا تولید یا سلامت مردم» ــ از نظر ما دوگانه درستی نیست. میتوان هم تولید داشت، هم اشتغال را حفظ کرد و هم سلامت مردم و محیطزیست را جدی گرفت.
ادامه فعالیت معادن شن و ماسه در منطقه دوکوهک و شمالغرب شیراز چه پیامدهایی برای مردم دارد؟
یکی از مهمترین پیامدها، افزایش گردوغبار و کاهش کیفیت هوای منطقه است. در کنار آن، تردد کامیونهای سنگین در مسیرهای شهری و پیرامون مناطق مسکونی، مشکلات ترافیکی و ایمنی ایجاد میکند.
موضوع فقط آلودگی هوا نیست. تخریب چشمانداز طبیعی کوهستان، فشار بر منابع آب زیرزمینی و کاهش کیفیت محیط زندگی نیز از پیامدهایی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
مردمی که در شهرک گلستان و دوکوهک زندگی میکنند، سالهاست این مشکلات را از نزدیک لمس میکنند. وقتی مردم مجبور میشوند برای فرار از گردوغبار پنجرههای خانه را بسته نگه دارند یا دائماً نگران عبور کامیونهای سنگین از مسیرهای شهری باشند، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک موضوع فنی و معدنی دانست؛ این موضوع مستقیماً به حق برخورداری مردم از محیط سالم و زندگی باکیفیت مربوط میشود.
حتی از منظر اقتصادی نیز ادامه این وضعیت میتواند بر جذابیت سرمایهگذاری و ارزش املاک منطقه اثر منفی بگذارد.
با وجود مصوبات قبلی و پیشبینی محلهای جایگزین، چرا انتقال معادن هنوز به نتیجه نرسیده است؟
به نظر میرسد یکی از مشکلات اصلی، نبود یک اراده اجرایی واحد و یک برنامه زمانبندی شفاف میان دستگاههای مسئول است.
صرف صدور مصوبه کافی نیست. باید مشخص باشد چه دستگاهی مسئول کدام مرحله است، زیرساخت محل جدید چه زمانی آماده میشود، هزینهها چگونه مدیریت خواهد شد، معدنکار چه زمانی باید تجهیزات خود را منتقل کند و در نهایت چه تاریخی برای پایان فعالیت معدن در محل فعلی تعیین شده است.
یکی دیگر از مشکلاتی که ما بهطور جدی نسبت به آن انتقاد داریم، نحوه عملکرد دستگاههای متولی حوزه معدن در استان است. از نگاه ما، همکاری لازم برای پیشبرد این مطالبه وجود نداشته و در مواردی روند کار با موانع و تأخیر مواجه شده است.
از سوی دیگر، اظهارات مطرحشده در آخرین جلسه استانداری درباره باقی ماندن معادن در محل فعلی، این نگرانی را در میان مطالبهگران ایجاد کرده که اجرای مصوبات انتقال در اولویت قرار نگرفته است.
اگر قرار باشد معادن همچنان در محل فعلی باقی بمانند، پرسش اساسی مردم این است که تکلیف مصوبات قبلی چه میشود؟
یعنی معتقدید استانداری و دستگاههای مسئول عملاً در برابر اجرای انتقال مقاومت میکنند؟
ما معتقدیم این موضوع باید شفاف و مستند بررسی شود. مسئله اصلی برای ما شخص یا دستگاه خاصی نیست؛ مسئله این است که وقتی مصوبهای برای انتقال وجود دارد، باید مشخص شود چرا اجرا نشده و چه کسی مسئول تأخیر است.
اگر تصمیم جدیدی برای باقی ماندن معادن در محل فعلی گرفته شده، باید مبنای قانونی، فنی و زیستمحیطی آن بهصورت شفاف برای مردم اعلام شود.
مردم حق دارند بدانند چه اتفاقی برای مصوبات قبلی افتاده و چرا با وجود سالها طرح موضوع انتقال، هنوز شاهد تغییر محسوسی در وضعیت موجود نیستند.
درخواست کردهاید مجوز معادنی که مشمول انتقال هستند تا زمان اجرای کامل مصوبات تمدید نشود. آیا این مطالبه شامل همه معادن منطقه میشود؟
خیر. مطالبه ما شامل معادنی است که در مصوبات قبلی صراحتاً مشمول انتقال شدهاند، بهخصوص معادنی که در محدوده حریم شهری یا مناطق حساس قرار دارند.
برای جلوگیری از هرگونه ابهام، پیشنهاد ما این است که یک کارگروه تخصصی متشکل از دستگاههای ذیربط تشکیل شود و فهرست دقیق معادن مشمول انتقال را مشخص کند.
این فهرست باید شفاف باشد و معیارهای آن نیز اعلام شود؛ از جمله موقعیت معدن، فاصله از مناطق مسکونی، میزان آلایندگی، سوابق زیستمحیطی و وضعیت قرارگیری آن در محدودههای حساس. ما دنبال تصمیم مبهم نیستیم؛ دنبال یک فهرست روشن، قانونی و قابل نظارت هستیم.
اگر مسئولان بخواهند نشان دهند که این بار انتقال معادن واقعاً وارد مرحله اجرا شده، چه اقداماتی باید انجام دهند؟
به نظر من سه اقدام کاملاً مشخص میتواند تفاوت میان «وعده» و «اقدام» را نشان دهد.
اول، یک جدول زمانی رسمی و ماهانه منتشر شود که در آن برای هر معدن، تاریخ آغاز و پایان انتقال مشخص باشد.
دوم، عملیات اجرایی در محلهای جایگزین آغاز شود؛ برای مثال ایجاد راه دسترسی، آمادهسازی زیرساختها و استقرار تأسیسات اولیه. مردم باید آثار اجرای مصوبه را در میدان ببینند، نه فقط در جلسات و مکاتبات اداری.
سوم، استانداری و دستگاههای مسئول گزارش عمومی و دورهای منتشر کنند و در آن مشخص شود چه تعداد معدن منتقل شده، روند کاهش تردد کامیونها چگونه بوده و شاخصهای مرتبط با آلودگی و گردوغبار چه تغییری کرده است.
اگر این سه اتفاق بیفتد، مردم میتوانند ببینند که موضوع از مرحله حرف و وعده عبور کرده و وارد مرحله اجرا شده است.
پیام نهایی شما به مسئولان و مردم چیست؟
پیام ما به مسئولان این است که این مطالبه را نباید تقابل میان مردم و معدنکاران تلقی کرد. ما مخالف تولید، اشتغال و فعالیت اقتصادی نیستیم. حرف ما این است که فعالیت اقتصادی باید در چارچوب قانون و با رعایت حقوق عمومی انجام شود.
اگر محل جدید برای فعالیت معادن پیشبینی شده، باید مسیر انتقال روشن شود. اگر مصوبهای دیگر قابلیت اجرا ندارد، باید شفاف و قانونی به مردم اعلام شود. اما اینکه سالها مصوبه وجود داشته باشد و در عین حال وضعیت موجود ادامه پیدا کند، قابل قبول نیست.
و پیام ما به مردم این است که این مطالبه، مطالبهای برای توقف تولید نیست؛ مطالبهای برای اجرای قانون، کاهش آلودگی، ارتقای کیفیت زندگی و پایان دادن به بلاتکلیفی چندساله است.
ما معتقدیم توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که اقتصاد و اشتغال در کنار سلامت مردم و حفاظت از محیطزیست قرار بگیرند، نه در مقابل آنها.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰