عاشقانههای شاملو برای آیدا؛ نگاهی مهربان که دلهایمان را پر کرده است

افشین علاء، شاعر برجسته شعر کودک و نوجوان، از اوایل دهه ۷۰ در جلسات دیدار امام خمینی با شاعران شرکت کرده است. او با یادآوری خاطراتی از جمله تجلیل امام از عاشقانههای شاملو برای آیدا، به بیان تجربیات ارزشمند خود در قالبهای نیمایی و غزل میپردازد. این خاطرات کمتر شنیده شده، نشاندهنده ارتباط عمیق شاعران با امام شهید است.
به گزارش خبرآنلاین، در مطلبی با عنوان «گزارشی از حضور آیتالله خامنهای در انجمنهای شعری» که در بخش «دیگران» پایگاه اطلاعرسانی khamenei.ir منتشر شده، آمده است که نخستین بار ایشان به دلیل دوستی با غلامرضا قدسی، غزلسرا، در یک انجمن ادبی شرکت کردند. این انجمن، انجمن ادبی فردوسی در مشهد بود که توسط عبدالعلی نگارنده، سرگرد بازنشسته، در سال ۱۳۲۵ تأسیس شده بود. همچنین در این مطلب، انجمن فرّخ به عنوان دومین انجمن ادبی در مشهد ذکر شده است که ایشان قبل از رفتن به قم برای ادامه تحصیل، در جلسات آن شرکت میکردند. همچنین به آشنایی ایشان با «ابوذیههای» عربی در زندان قزلقلعه تهران به دلیل همبندی شدن با عربهای خوزستان در سال ۱۳۴۲ اشاره شده است.
در مطلب دیگری با عنوان «گزارشی کوتاه از زندگی ادبی حضرت آیتالله خامنهای» آمده است: «شروع مبارزات سیاسی و بازداشتهای مکرر و زندانهای پیدرپی، بسیاری از فعالیتهای جانبی ایشان را تحتالشعاع قرار داد…. تا سالهای پس از انقلاب که از شکلگیری نخستین تشکل شاعران انقلاب مطلع شدند و شبها در منزل یکدیگر جلسه داشتند، اما تنها توانستند در سه یا چهار جلسه از این تشکل حضور یابند…» نویسنده این مطلب همچنین به «حضور گزیدهای از شاعران در مهمانی افطار» در دوران ریاستجمهوری ایشان اشاره کرده و از عمومیتر شدن این جلسات در سالهای بعد سخن میگوید.
افشین علاء، شاعر شناختهشده که حوزه تخصصیاش شعر کودک و نوجوان است، از جمله شاعرانی است که از ابتدای دهه ۱۳۷۰ در «جلسات دیدار امام شهید با شاعران» شرکت داشته است. او در گفتوگو با خبرآنلاین درباره «نخستین دفعات حضور در این جلسات» چنین میگوید: «نخستین دفعات حضور من در جلسات دیدار امام شهید با شاعران به اوایل دهه ۷۰ برمیگردد. تا جایی که به خاطر دارم، در سال ۱۳۷۴، زمانی که خبر ازدواج من با ساقی ملکیان، فرزند شادروان مهدیه الهی قمشهای را شنیدند، بینهایت خوشحال شدند و محبت فوقالعادهای ابراز کردند. با این حساب، میتوانم بگویم که حضور من در قرار دیدار جمعی شاعران با امام شهید دست کم از سابقهای ۳۰ ساله (از ۱۳۷۳ تا ۱۴۰۳) برخوردار است. هرچند آخرین دیدار، دیدار سال ۱۴۰۴، چهارشنبهٔ بعد از شهادت ایشان بود که متاسفانه هیچگاه میسر نشد.»
او با اشاره به این که «آنچه بیش از هر چیز دیگر، موجب میشد سال به سال با اشتیاق بیشتر، چشمانتظار حضور در این دیدار جمعی باشم، توجه شخص ایشان بود» ادامه میدهد: «این دیدار، یک دیدار رسمی و فرمایشی نبود و به وضوح میدیدید که میزبان؛ شخص اول مملکت، امام امت و رهبر ملت با علاقهمندی، آغوشی گشوده و دقت تمام مراقب احوال و پیگیر آثار تکتک مهمانان است. چیزی که در کمتر میزبانی به این حد از جامعیت دیده میشود. یک دیدار رسمی و فرمایشی یا به قول کسانی که با ما زاویه دارند؛ یک دیدار حکومتی، خوشایند ما نیز نیست. چنانچه در بسیاری از موارد دعوت میزبان را نمیپذیریم یا در طول دیدار، اعتراض خود را نسبت به این موضوع بیان میکنیم اما حکایت دیدار امام شهید با شاعران، حکایتی دیگر بود؛ منظومهای از مفاهیم ناب، احساسات عمیق، دریافتها و کشفوشهودهای معنوی، اخلاقی و عرفانی. دیداری که برای سرآمدن زمان و تکرار دوباره آن، لحظهشماری میکردیم.»
افشین علاء در ادامه میگوید: «ایشان شعر را قالبی برای تبلیغ آرمانهای نظام نمیپنداشتند. امام شهید، بهواقع، جزو معدود حاکمان ایرانزمین در طول تاریخ بودند که سِرّ روئینتنی، عظمت و اقتدار کشور را به درستی «زبان فارسی» قلمداد میکردند و شبانهروز بر ضرورت حراست از این گنجینه تاکید داشتند. به گونهای که میتوانم ادعا کنم؛ ایشان به اندازهای که نگران بنیه دفاعی و نظامیمان بودند و چه بسا بیشتر از آن، نگران زبان و ادب فارسی هم بودند.»
این شاعر که ازجمله کتابهایش در حوزه شعر کودک و نوجوان میتوان به «یک عالم پروانه»، «یک سبد بوی بهار»، «بلدم شعر بگویم»، «نسیم دختر باد»، «خاطرات مه گرفته»، «گل صد برگ و تانک» و «دستهای مادرم» اشاره کرد، با بیان این که «ایشان ضمن اشراف کامل بر مضامین آیینی، با جریان شعر امروز؛ چه کلاسیک و چه نو آشنا بودند و در عین حال، همه سلیقهها، نگرشها و مکاتب ادبی را از قبل از انقلاب تاکنون میشناختند و هرگز هیچکدام از آنها را نقد نمیکردند»، ادامه میدهد: «ایشان حتی برای جریان روشنفکری شعر معاصر که پیش از انقلاب شکل گرفته بود نیز حرمت قائل بودند. اگرچه این جریان، پس از انقلاب با وجود همراهی حدودی اولیه، در ادامه خود را به هر دلیلی از حاکمیت کنار کشید و رودرروی نظام قرار گرفت. تا جایی که در دیدارهای جمعی، بارها و بارها از بزرگانی مانند نیما یوشیج، اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و حتی احمد شاملو نه تنها شاهد مثال میآوردند بلکه تجلیل میکردند.»
به عقیده او، مشاهده چنین رفتاری از یک مرجع دینی و مجتهد شیعه که به هر حال منظومه فکری ویژه خود را از شعر در ذهن میپروراند و قاعدتا بیش از هر نوع شعری، با اشعار آیینی دمخور است «جزو شگفتیهاست.» او با ذکر خاطرهای میافزاید: «خاطرم هست در یکی از دیدارها، زمانی که ایشان در مورد احمد شاملو «صحبت کردند» تقریبا همه حاضران به تعجب افتادند. آن هم در حالی که ما شاعری عریانتر از شاملو در ضدیت با نظام نمیشناسیم و این مسئلهای بود که احمد شاملو، خود نیز هیچگاه کتمان نمیکرد اگرچه به هر حال جزو ستونهای شعر معاصر بود. نتیجه این که امام شهید؛ این حکیم مجاهد، بیهیچ حب و بغضی، به عنوان کسی که در قبال زبان و ادب فارسی احساس مسئولیت میکردند دریافتهای خود را به اشتراک میگذاشتند تا جایی که یکبار از شاملو نه صرفا صحبت که از عاشقانههایش «تجلیل کردند.»
علاء همچنین به یاد میآورد که در یکی از جلسات ضمن استقبال از اشعار آیینی، حماسی و انقلابی برای تلطیف فضا به شوخی و جدی و شاید از سر مطایبه، نقل به مضمون، گفتند: «در حالی که همه ما دوست داریم شعر عاشقانه هم بشنویم، چرا کسی شعر عاشقانه نمیخواند؟!» این دارنده نشان عالی فردوسی در بخش حماسهسرایی (بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱) میافزاید: «ایشان همین سوال را بهانه قرار دادند و در این مورد صحبت کردند که مضمون شعر فارسی برخلاف شعر بسیاری از جوامع دیگر ازجمله شعر عرب، همیشه مضمونی عفیف و عاشقانههایش همواره در پرده بوده است. درواقع، ایرانیها برای بیان مضامین عاشقانه معمولا از تمثیل و کنایه بهره برده و در پرده سخن گفتهاند، چه در شعر کلاسیک و چه در شعر معاصر. به عبارت دیگر، این صفت شعر فارسی است که همواره عفیفانه سخن میگوید. امام شهید در ادامه عاشقانههای شاملو برای آیدا را مثال زدند و گفتند این اشعار سرشار از مضامین ناب عاشقانه است. تعجب حضار به حدی بود که یکی از جوانان حاضر مودبانه اعتراض کرد و گفت شاملو در بسیاری از اشعاری که میفرمایید تعابیری به کار برده است که از نظر ما اخلاقی نیست. آقا اما در جواب با همان برخوردهای ظریف همیشگی دستی تکان دادند و گفتند خب همسرش بوده است و اشکالی ندارد. از نظر من این میزان از سعهصدر، رواداری و واقعبینی بسیار ارزشمند بود و هست و همان سال در مطلبی نوشتم که ای کاش همه متولیان امور فرهنگی ما از چنین نگرش وسیع و جامعی برخوردار بودند.
علاء همچنین به «یاران خراسانی» برای توصیف «رابطه امام شهید با مهدی اخوان ثالث» اشاره کرده و میگوید: «خاطرم هست امام شهید همچنین بارها به مهدی اخوان ثالث ابراز ارادت میکردند و اسلوب سخن ایشان را شاهد مثال میآوردند. همانطور که احتمالا میدانید این دو بزرگوار سالها یار خراسانی هم بودند اما اخوان بعد از انقلاب، ضمن حفظ حرمت، همراهی نشان نداد اما عدم همراهیاش موجب نشد که آقا اخوان را از دایره ذهنی و زبانی خود حذف کنند.» علاء با اشاره به نام فروغ فرخزاد، میافزاید: «در این میان، یاد کردن از فروغ فرخزاد که زنی با تجربه زیسته در فضای کاملا روشنفکری بود به ظاهرا نباید چندان نسبتی با ادبیات مورد نظر انقلاب اسلامی میداشت.» او با یادآوری «سالی که ایشان در بیمارستان بستری بودند (۲۲ شهریور ۱۳۹۳) و شاعران به ملاقاتشان رفتند» ادامه میدهد: «یکی از دوستان به عادت همیشگی اغلب ما ایرانیها هنگامی که بر بالین بیماری میرویم، پس از سلاموعلیک گفتند: خدا بد ندهد. آقا بلافاصله لبخندی زدند و پرسیدند مگر خدا بد میدهد؟! بعد پرسیدند میدانید چرا این اصطلاح میان ما رایج است؟ و شعر زیبایی خواندند که بخشی از ابیات آن از این قرار بود: «هر بلایی کز تو آید، رحمتی است/ هر که را فقری دهی، آن دولتی است/ تو بسی زاندیشه برتر بودهای/ هرچه فرمان است، خود فرمودهای…»
شعر که تمام شد پرسیدند میدانید از کیست؟ و ما نمیدانستیم. متعجب شدند و گفتند مثنوی «گرهگشای» از دیوان اشعار پروین اعتصامی است. بعد هم در عظمت پروین صحبت کردند. خاطرم هست، نقل به مضمون، اضافه کردند برخی از روشنفکران، آنها که با نظام و…
برچسب ها :آیتالله خامنهای ، انجمنهای ادبی ، داغ ، شعر و ادبیات
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰