تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۸
کد خبر : 3553

از اتاق‌های پشتی تا برزخ ذهن؛ راز ترسناک فضاهای لیمینال چیست؟

از اتاق‌های پشتی تا برزخ ذهن؛ راز ترسناک فضاهای لیمینال چیست؟

در سال‌های اخیر، دنیای مجازی مملو از تصاویری از فضاهای لیمینال شده است. این محیط‌ها حس رویایی و مالیخولیایی دارند و در عین حال، عجیب و آشنا به نظر می‌رسند. بسیاری از این فضاها به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای ترسناک‌اند و مخاطب را به تفکر وامی‌دارند.

کد خبر: ۹۳۱۶۵۵

تاریخ انتشار: ۴۱ : ۱۴ – ۳۱ تیر ۱۴۰۵

خواندنی ها >> خواندنی ها

فضاهای لیمینال، از اتاق‌های پشتی تا برزخ ذهن؛ چرا این فضاها ترسناک هستند؟ در سال‌های اخیر، فضای مجازی مملو از تصاویری از فضاهای لیمینال شده است: محیط‌هایی که به طور عجیبی رویایی به نظر می‌رسند و حال‌وهوایی مالیخولیایی دارند، شاید آشنا و در عین حال به طرز ناراحت‌کننده‌ای ترسناک باشند.

به گزارش انتخاب: زومیت: این تصاویر که زمانی تنها در گوشه‌ای از اینترنت مشاهده می‌شدند، اکنون با فیلم «بک‌رومز» یا اتاق‌های پشتی به جریان اصلی فرهنگ عامه پیوسته‌اند. در این فیلم، صاحب یک فروشگاه مبلمان که در بحران به سر می‌برد و درمانگرش، در زیرزمین فروشگاه به هزارتویی بی‌پایان و آشفته از اتاق‌های لیمینال برخورد می‌کنند.

تعریف دقیقی برای فضای لیمینال وجود ندارد، اما وقتی با آن مواجه شوید، حتماً آن را تشخیص می‌دهید. راهروهای کش‌دار، اتاق‌هایی با نورپردازی هراس‌آور و فضاهای باز ناآرام از نشانه‌های رایج این فضاها هستند و تقریباً در هیچ‌کدام از آن‌ها آدم یا موجود زنده‌ای دیده نمی‌شود، هرچند گاهی نشانه‌هایی از حضور انسان به چشم می‌خورد. جمله‌ای معروف می‌گوید: «فضای لیمینال زمانی است میان آنچه بود و آنچه در پیش است»؛ مکانی برای گذار، انتظار و ندانستن.

فضای لیمینال جایی است که همه‌ی دگرگونی‌ها در آن رخ می‌دهد، اگر بیاموزیم صبر کنیم و اجازه دهیم که ما را شکل دهند. این توصیف به‌خوبی به مفهوم «لیمینالیتی» در انسان‌شناسی پیوند می‌خورد. این اصطلاح به وضعیت مبهم یا گیج‌کننده‌ای اشاره دارد که در حین گذار از یک مرحله به مرحله‌ی بعد تجربه می‌کنیم. به همین دلیل، بسیاری از فضاهای لیمینالی که می‌بینیم، همان جاهایی هستند که در رفت‌و‌آمدهای روزمره با آن‌ها سر و کار داریم، مانند راهروها، اتاق‌های انتظار، آسانسورها، راه‌پله‌ها و جاده‌های باز.

علاوه بر این، حس نوستالژی نیز نقش مهمی دارد، زیرا با مرور تصاویر منتشرشده از فضاهای لیمینال، می‌توان دید که اغلب زیبایی‌شناسی دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ را به نمایش می‌گذارند. آن دوران برای کاربران اینترنت نسل هزاره که در آن سال‌ها بزرگ شده‌اند، اکنون تنها تا حدی آشنا و دور به نظر می‌رسد.

ترسناک بودن فضاهای لیمینال از جایی آغاز می‌شود که دو حس متناقض هم‌زمان وجود دارند؛ آشنایی و هراس. تصاویر از نظر بصری اغلب زیبا و جذاب هستند، اما زیر این ظاهر آرام، ناآرامی خاموشی جریان دارد. در سال ۲۰۲۲، دو روان‌شناس از دانشگاه کاردیف در ولز این پدیده را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که حس ناخوشایند ما اساساً به اثر «دره‌ی وهم‌آلود» برمی‌گردد؛ همان مفهومی که باعث می‌شود عروسک‌ها، خیمه‌شب‌بازها، دلقک‌ها و روبات‌های فوق‌واقع‌گرا نیز کمی ترسناک به نظر برسند.

دره‌ی وهم‌آلود به وضعیتی اشاره دارد که چیزی هم‌زمان بسیار قابل‌پیش‌بینی و در عین حال عمیقاً ناآشنا به نظر می‌رسد و نتیجه‌اش به حس انزجار ختم می‌شود. انسان معمولاً به ویژگی‌های آشنا، مانند لبخند، جذب می‌شود، اما از نشانه‌های ناآشنا، مانند چشم‌های بی‌جان یک عروسک، دوری می‌کند و همین برخورد دوگانه، ناهماهنگی شناختی و حس آشفته‌کننده‌ای ایجاد می‌کند. فرضیه‌ی دره‌ی وهم‌آلود معمولاً برای انسان‌ها یا موجودات انسان‌گونه به کار می‌رود، اما پژوهشگران کاردیف بررسی کردند که آیا چنین اثری را می‌توان در محیط‌های ساخته‌شده نیز مشاهده کرد یا خیر.

در آزمایش، دانشمندان ده‌ها دانشجو را در برابر بیش از ۱۰۰ تصویر از فضاهای فیزیکی قرار دادند؛ فضاهایی واقعی یا مصنوعی که پیش‌تر در دسته‌ی فضای لیمینال، هراس‌آور یا مبهم قرار گرفته بودند. پژوهشگران در این تصاویر چند ویژگی را ثبت کردند، از جمله جابه‌جایی ویژگی‌ها، نبود ویژگی‌ها، نورپردازی، پوشیدگی، تکرار ویژگی‌ها، نوع فضا و اندازه‌های غیرمعمول. پس از مشاهده تصاویر، از شرکت‌کنندگان درباره‌ی حساسیت‌های شخصی‌شان و احساس‌شان نسبت به عکس‌ها پرس‌وجو شد.

در جمع‌بندی، مشخص شد که احساس وهم از انحراف الگوهای آشنا ناشی می‌شود. به بیان دیگر، فضاهای فیزیکی به‌طرز عجیبی قابل‌ارتباط و آشنا بودند، مانند یک راهروی تکرارشونده‌ی هتل، فرودگاهی خالی یا زیرزمینی تاریک و کثیف، اما تصویر در عین حال چیزی ناآشنا را نشان می‌داد؛ نورپردازی «خراب» به نظر می‌رسید، در یک فضای عمومی خبری از آدم‌ها نبود و تناسب‌ها غیرواقعی جلوه می‌کردند. پژوهشگران در پایان مطالعه نتیجه گرفتند که «وهم‌انگیزی واکنشی عمومی به انحراف از الگوهای آشنا است».

در نتیجه، این احساس‌های متناقض به‌سختی درون ما جا می‌گیرند و همان حس معروف «از جا پریدن» را برمی‌انگیزند. همین توضیح نشان می‌دهد که چرا فیلم بک‌رومز در ژانر وحشت روان‌شناختی قرار می‌گیرد. حس اثر هم‌زمان به‌شدت آشنا و به‌طرزی زنده ناآشنا است؛ مانند رویایی آزاردهنده که هرچه تلاش کنید، نمی‌توانید آن را به یاد آورید. مردم با چنین تصاویری ارتباط برقرار می‌کنند و درمی‌یابند که بیشتر هراس‌هایی که وجود دارند، همان‌هایی هستند که خودشان، جهان درونی‌شان را روی آن فرافکنی می‌کنند؛ مانند کسی که در محرومیت حسی، به‌دنبال صداهای تصادفی می‌رود و از آنچه در ذهن ناخودآگاهش وجود دارد، برایش معنا می‌سازد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.