آغوش بسته صداوسیما به روی فرزندانش؛ رسانهای ملی یا خصوصی برای یک گروه خاص؟

نخستین آیین «گفتآمد» با تجلیل از دکتر عبدالله گیویان آغاز شد. در این رویداد، استادان برجسته ارتباطات به بررسی فاصله میان دانشگاه و رسانه پرداختند. آنها بر اهمیت بازخوانی «رویای ملی»، تقویت نگاه کیفی و بومیسازی علوم انسانی تأکید کردند.
ریحانه اسکندری: نخستین جلسه از سلسلهنشستهای «گفتآمد» با رویکردی دوستانه و به مناسبت بزرگداشت دکتر عبدالله گیویان، استاد پیشکسوت علوم ارتباطات و مطالعات فرهنگی، با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و فعالان برجسته رسانه برگزار گردید. این مراسم با سخنرانی دکتر مسعود کوثری، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران آغاز شد. او با توضیح اهداف و فلسفه شکلگیری سلسلهنشستهای «گفتآمد» بیان کرد: «این نشستها به منظور ایجاد فضایی دوستانه و گعدهای میان روزنامهنگاران، اهالی فرهنگ و دانشگاهیان ارتباطات طراحی شده است تا بدون تشریفات اداری، محلی برای گفتگو، تبادل نظر و قدردانی از چهرههای ماندگار این حوزه باشد. آغاز این مسیر با تجلیل از مقام علمی و اخلاقی دکتر عبدالله گیویان صورت گرفته و در دورههای آینده نیز با محوریت دیگر چهرههای شاخص این عرصه ادامه خواهد یافت.»
در ادامه این نشست که با استقبال اهالی رسانه و استادان برجسته ارتباطات همراه بود، سخنرانان برنامه به ترتیب، هادی خانیکی، حسامالدین آشنا، علیرضا معزی و در نهایت عبدالله گیویان به ایراد سخن پرداختند و ابعاد مختلف اندیشه، سوابق حرفهای و نقش مؤثر او در توسعه روشهای پژوهش کیفی، مردمشناسی بصری و تدوین «رویای ملی» در رسانه را بررسی کردند.
در بخش نخست این نشست، هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات و جامعهشناسی، با اشاره به وضعیت جسمانی خود و ابتلا به بیماری سرطان سخنانش را آغاز کرد و با لحنی دوستانه گفت: «خیلی جایی برای صحبت کردن من نیست، جز اینکه بگویم از سهمیه سرطانی استفاده میکنم. البته که بقیه هم به نوعی مبتلا بودند، اما مدت زمان و لحظات ابتلای من بیشتر بوده است؛ بنابراین قرعه فال به نام منِ دیوانه افتاد. در درجه اول از آقای دکتر کوثری تشکر میکنم که همت کردند و ضرورتی را که از سالها پیش حس میشد، به عمل آوردند.»
او با بررسی موقعیت کاری و علمی خود در فاصله میان دانشگاه، جامعه مدنی و حوزه تخصصی، به یکی از مباحث دیرین خود در عرصه ارتباطات اشاره کرد و افزود: «مشکل حوزه ارتباطات، خودِ ارتباطات است. اگر بخواهیم ارتباطات را تعریف کنیم، در حوزه آکادمیک و در میان کسانی که در گروههای علمی ارتباطی در دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه امام صادق (ع)، دانشگاه آزاد، دانشگاه صدا و سیما، دانشگاه سوره و اخیراً در دانشگاه مشهد و دانشگاه تبریز فعالیت میکنند، یک گسست وجود دارد؛ گسستی بین خود استادان و دانشجویان ارتباطی، حتی در حوزه تحصیلات تکمیلی.»
خانیکی ادامه داد: «حوزه دیگر، ارتباط همین مجموعه با میدان اصلی است که در ارتباطات باید به آن توجه کرد؛ یعنی حوزه فعالیتهای حرفهای، روزنامهنگاران حرفهای، دستاندرکاران روابط عمومی، فعالان شبکههای مجازی و نظایر اینها که این بخش هم نیازمند یک گفتگو میان طرفین است.» این استاد دانشگاه حوزه سوم را نهادهای مدنی و انجمنهای علمی و تخصصی دانست و خاطرنشان کرد: «خوشبختانه در سالهای اخیر میتوان از حوزه نهادهای مدنی و انجمنهای علمی و تخصصی چه در سطح اعضای هیئت علمی و چه در سطح روزنامهنگاران و دانشجویان با نوعی سربلندی و افتخار یاد کرد. حوزه چهارم نیز حوزه مراکز پژوهشی است؛ مانند پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، موسسه تحقیقات و مطالعات فرهنگی و اجتماعی و مجموعههایی که کار تحقیقی انجام میدهند.»
او تأکید کرد: «این مجموعه به یک نخ تسبیح نیاز دارد که آنها را به هم وصل کند. آن نخ تسبیح میتواند یک موضوع جدی باشد، یا یک نشست ماهانه، یا یک باشگاه؛ که همه اینها بهانههای بسیار مناسبی برای وصل کردن این مجموعه به یکدیگر هستند.» خانیکی با اشاره به انگیزه حضور خود در این نشست تصریح کرد: «من به اقتضای سن و بیماری شروع به صحبت کردم، وگرنه شایستگان حرفهای، علمی، پژوهشی و مدنی از من بسیار بیشتر هستند. البته این برنامه مناسبتی هم دارد؛ خوشبختانه انتخابی صورت گرفته که در هر کدام از این نشستها از یکی از کسانی که خون دلی خورده یا زحمتی در عرصه ارتباطات کشیده است، به نوعی یاد شود و من هم برای قدم اول شروع کردم.»
این پژوهشگر عرصه ارتباطات با طرح سه دغدغه اصلی خود گفت: «در ۷۵ سالگی و با وجود این همه گسستگی در میدانهای فعالیتم، به سه دغدغه رسیدهام که میخواهم به آنها توجه شود. دغدغه اول من در حوزه اندیشه و فرهنگ، مسئله “گمشدگی گفتگو” در ایران است. به دلایل مختلف تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، گفتگو در ایران هم یک ضرورت است و هم یک مسئله؛ یعنی هم باید گفتگو کنیم و هم نمیتوانیم گفتگو کنیم.»
او در تشریح دغدغه دوم خود بیان کرد: «وقتی این مسئله را در سطح جامعه دنبال کردم، چراکه در دوران تحصیل کارشناسی ارشد با مرحوم دکتر معتمدنژاد تزم را از آنجا شروع کردم به موضوع ضعف نهادهای مدنی یا جامعه مدنی در ایران رسیدم. جامعه مدنی خیلی زود ترجمه میشود به اینکه باید نهادی عمل کرد، اما تجربه من نشان داد که تا اطلاع ثانوی، نهادها دیرتر و سختتر از گعدهها و نشستهای غیررسمی شکل میگیرند. وقتی موضوعی به نهاد تبدیل میشود، از دل آن حزب، تشکل، انجمن علمی، اساسنامه، کمیته و تعیین مسئولیت بیرون میآید که اولین نتیجهاش رها کردن است.»
خانیکی ادامه داد: «آقای دکتر ربیعی، خود آقای دکتر گیویان، آقای دکتر کوثری، خود من و دوستان دیگر در همین انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات به یاد داریم که یکدفعه موجی میآید و همه کمک میکنند، اما موج میگذرد و همه کار را رها میکنند. این نشان میدهد که نهادهای مدنی را نمیشود خیلی زود جا انداخت؛ اما این نشستها و دورهمیها بسیار مؤثر هستند.» او درباره دغدغه سوم خود افزود: «حوزه سوم که شاید موضوعیت این اولین ماه نشست هم باشد، این است که به دلایل اخلاقی و دشواری مسئولیتهای اخلاقی، افراد کمتر کسانی را که با آنها تفاوتی دارند تحمل میکنند. در نتیجه، “دشوار خاکستری آرایش خورشید شدیم / آمد ظلمات و سخت ناامید شدیم / دشوارترین شکنجه این بود که ما / یکیک به درون خویش تبعید شدیم.” این تبعید شدن به درون خویش، نوعی صوفیگری، انزوا، فرافکنی و نقد است که ما را از هم جدا میکند.
این استاد ارتباطات با تأکید بر لزوم تداوم این نشستها گفت: «به نظر من همه ما باید کاری را که آقای دکتر کوثری شروع کردهاند متعهدانه و جدی بگیریم و به بهانهای دور هم جمع شویم تا بار سختیهای بیرون را کمی سبکتر کنیم. خواستم همین طرح موضوع را بکنم و بگویم بهانه خوبی برای جمع شدن دور هم گرفتید تا حرف دلمان را بزنیم و از کسی هم تقدیر و یاد کنیم.» خانیکی در سخنان خود با یادکرد از دکتر عبدالله گیویان گفت: «عمر آقای دکتر گیویان دراز باد. یکی از افتخارات من این بود که اولین نکوداشت برای افراد در قید حیات را در موسسه انتشارات علمی و فرهنگی که مدتی آقای دکتر کوثری ریاست آن را بر عهده داشتند راه انداختم. اولین نشست با نکوداشت مرحوم احمد آرام بود که خودشان هم حضور داشتند. آقای خاتمی رئیس وقت کتابخانه ملی و آقای دکتر معین وزیر وقت علوم هم آمده بودند. آقای دکتر سید جعفر شهیدی که میخواست درباره آقای آرام صحبت کند، سه بار زبانش چرخید و گفت “مرحوم آرام” و بعد دید ایشان آنجا نشستهاند و عذرخواهی کرد؛ چون اصلاً رسم نبود از آدم زنده تجلیل کنند. الحمدلله عمر آقای گیویان حداقل از عمر من بیشتر خواهد بود، چون رفتهاند و مرغ و خروس بزرگ میکنند و این کار خیلی خوبی است. آدمی که مطالعات فرهنگی درس داده و روش تحقیق خوانده، برود مرغداری کند کار خوبی است. اما تلاقی ما با آقای دکتر گیویان چند ساحت دارد…
خانیکی در ادامه سخنان خود با مرور دورههای مختلف آشنایی و همکاری با دکتر گیویان، به بررسی ساحات گوناگون فعالیت و ویژگیهای اخلاقی او پرداخت و گفت: «تلاقی ما با آقای دکتر گیویان چند ساحت و چند میدان عملی دارد؛ ساحت اول تحصیل ایشان در شیراز است. در شیراز و بهخصوص در دانشکده ادبیات و علوم آن که خانم ساغرچی هم اینجا تشریف دارند و حتماً یادشان هست، حسن کار این بود که وقتی آدم بیکار میشد، بغل حافظیه بود و میرفت کنار مقبره حافظ و تفعلی میزد و خلاصه یک تم شاعرانه و عارفانه وارد خون هر کسی میشد که آنجا درس میخواند. من البته ورودی سال ۴۸ هستم و آقای دکتر گیویان ورودی سال ۵۷ هستند؛ یعنی ۹ سال بعد از من وارد دانشگاه شدند. البته من “بیف استروگانف” دوران قبل از انقلاب را در سلفسرویس دانشگاه پهلوی شیراز خوردم، ولی ایشان احتمالاً دیگر خورد به دوران انقلابیگری.
این استاد علوم ارتباطات اضافه کرد: «این تم اول بود. تم دومش این بود که حوزه ایشان کار روی مطالعات فرهنگی، افکار عمومی و بهگونهای ورود به ارتباطات انسانی و انسانشناسی بود. من از وجود ایشان خیلی بهره گرفتم، بهخصوص همان زمانی که آقای دکتر آشنا مسئولیتی بر عهده ایشان گذاشته بودند.» او با تمجید از مناعت طبع و اخلاق حرفهای گیویان در دوران مسئولیتهای مشترک تصریح کرد: «قسمتی که واقعاً باید به بزرگی از آقای دکتر گیویان یاد کنم این بود که در دورانی که من مسئولیت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات را داشتم، ایشان نایبرئیسی بود که هیچوقت به فکر اینکه جای رئیس را بگیرد نبود و از این نظر خیلی مطلوب من بود. یعنی هیچوقت نگران نبودم که اگر از آن صندلی بلند شوم ایشان جای من را میگیرد؛ اصلاً اگر من بلند هم میشدم ایشان جای من را نمیگرفت و این دوران، دوران بسیار خوشی بود. ویژگیهای اخلاقی و علمی دکتر گیویان را همه دوستان میدانند و من به آن ورود پیدا نمیکنم.
خانیکی یادآور شد: «چون ایشان را اینجا دیدم، گفتم یاد آن دوستانی هم که در شیراز با ما بودند و اکنون نیستند بهخصوص مرحوم ابراهیم نبوی را گرامی بدارم و مجدداً به خانم ساغرچی، آقای گیویان، خودم و همه دوستانی که جزو استعدادهای کشفشده در آنجا بودند درود بفرستم. آقای گیویان را باید بیش از آنچه نشان داده شده، زحمات و تلاشهایش را در حوزه مطالعات فرهنگی و ارتباطات گرامی داشت؛ بهخصوص مناعت طبع ایشان که وقتی مورد بیمهری در صدا و سیما هم قرار گرفت، خیلی دنبال این نرفت که حتماً خودش را بهگونهای اثبات کند. آنچه را بود رها کرد و از زندگی علمی و حرفهای گذشته خود فاصله گرفت. البته این به این معنا نیست که ما وظیفه نداشته باشیم قدر ایشان را بدانیم.
او با تأکید بر لزوم قدردانی از سرمایههای علمی دانشگاه افزود: «کمااینکه من به آقای دکتر کوثری گفتم که آقای دکتر سروش زرگر که معرفی ایشان برای دانشگاه علامه طباطبایی انجام شد و جذب شدند و حتماً یکی از ستارههای درخشان حوزه مطالعات فرهنگی و ارتباطات خواهند بود را هم قدر بدانیم. از این مفصلها استفاده کنیم و به همدیگر نزدیک شویم؛ یعنی دانشگاهها، انجمنهای علمی و حوزههای دانشجویی. اگر هم بخواهیم خیلی خودمان را تحویل بگیریم، در عصر ارتباطات هستیم، اما باید اثبات کنیم که حاملان خوبی برای برقراری ارتباطات و ایجاد گشودگی هستیم.
این استاد برجسته ارتباطات با ابراز سپاس از دانشگاهها، نهادها و دانشجویان خود خاطرنشان کرد: «شاید بدون اینکه به من واگذار کرده باشند، قدری از طرف همه این جاهایی که گفتم از دانشگاه علامه، دانشگاه تهران، انجمن مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و جاهای دیگری که تا جایی که توانستم در تأسیس و راهاندازیشان کمک کردم صحبت کردم. بهخصوص باید یک تشکر ویژه هم داشته باشم از دانشجویان خوبی که به من چیز یاد دادند؛ از خانم برکت که گفتم میخواهم دانشگاه را با “برکت” تمام کنم و انشاءالله ایشان آخرین کسی باشند که مسئولیت رسالهشان را دارم و در شهریورماه دفاع خواهند کرد.
برچسب ها :داغ ، رسانه ملی ، علوم ارتباطات ، نشستهای گفتآمد
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰