تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۴:۲۹
کد خبر : 10961

چرا برخی افراد در برابر درک حقیقت ایستادگی می‌کنند؟

چرا برخی افراد در برابر درک حقیقت ایستادگی می‌کنند؟

یافته‌های روان‌شناسی نشان می‌دهد که توهم دانستن و استدلال جهت‌دار، مانع از پذیرش حقایق جدید و تغییر باورهای قبلی در افراد می‌شود. این پدیده‌ها می‌توانند به جلوگیری از رشد و یادگیری موثر منجر شوند.

کد خبر: ۹۴۱۴۸۴
تاریخ انتشار: ۱۷ : ۱۶ – ۰۷ مهر ۱۴۰۵

پژوهش‌های روان‌شناسی به این پرسش پاسخ می‌دهند که چرا برخی افراد در برابر درک و پذیرش اطلاعات جدید مقاومت می‌کنند. نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که توهم دانستن و استدلال‌های جهت‌دار می‌تواند مانع از پذیرش حقایق جدید و تغییر باورهای قبلی افراد شود.

به گزارش انتخاب، یافته‌های روان‌شناسی نشان می‌دهد که توهم دانستن و استدلال‌های جهت‌دار مانع از پذیرش حقایق جدید و اصلاح باورهای قبلی در افراد می‌شوند. به عنوان مثال، اگر از شما بپرسند که زیپ چگونه کار می‌کند، ممکن است به سرعت بگویید که می‌دانید. اما وقتی از شما خواسته می‌شود که به طور دقیق توضیح دهید که کشیدن زبانه چگونه دو ردیف دندانه را قفل می‌کند، بسیاری از افراد در این مرحله دچار مشکل می‌شوند.

بسیاری از افراد درک و فهم خود را از مسائل بالاتر از آنچه که واقعاً می‌دانند ارزیابی می‌کنند. جالب اینجاست که حتی وقتی شواهد جدیدی ارائه می‌شود، برخی افراد همچنان در برابر پذیرش آن مقاومت می‌کنند. چرا برخی واقعیت‌ها را به راحتی می‌پذیریم، اما در برابر برخی دیگر به دنبال ایراد یا توجیه می‌گردیم؟

چکیده مقاله: افراد به اطلاعات جدید به یک شکل واکنش نشان نمی‌دهند. گاهی به سرعت اطلاعاتی را می‌پذیریم و گاهی حتی با وجود شواهد قوی، به برداشت‌های قبلی خود پایبند می‌مانیم. این رفتار تنها ناشی از لجبازی یا کمبود دانش نیست، بلکه هویت، تجربیات قبلی، تعلق گروهی، نیاز به پاسخ قطعی و اعتماد به گوینده نیز بر درک ما تأثیر می‌گذارد. تحقیقات نشان می‌دهد که حتی افراد باهوش نیز از این سوگیری‌ها مصون نیستند.

لئونید روزنبلیت و فرانک کیل، پژوهشگران دانشگاه ییل، بیش از دو دهه پیش آزمایش‌هایی را انجام دادند که نشان می‌دهد افراد معمولاً در ارزیابی درک خود از وسایل آشنا، نمره بالایی می‌دهند و سپس وقتی از آن‌ها خواسته می‌شود که توضیح دهند چگونه این وسایل کار می‌کنند، نمره پایین‌تری می‌دهند. آن‌ها این پدیده را «توهم عمق توضیح» نامیدند که به این معناست که ما فکر می‌کنیم سازوکار دنیای اطراف خود را بهتر از آنچه که واقعاً می‌دانیم درک می‌کنیم.

استیون اسلومن و فیلیپ فرنباخ در کتاب «توهم دانش» توضیح می‌دهند که بسیاری از اطلاعاتی که افراد فکر می‌کنند می‌دانند، در واقع در ذهن آن‌ها نیست، بلکه در منابع خارجی مانند کتاب‌ها یا اینترنت وجود دارد. در آزمایشی از اسلومن و ناتانیل رَب، افرادی که شنیده بودند دانشمندان سازوکار یک پدیده خیالی را کشف کرده‌اند، احساس می‌کردند که ماجرا را به خوبی درک می‌کنند، بدون اینکه توضیحی برای آن‌ها ارائه شده باشد.

این توهم دانستن ما را به سؤالات بزرگ‌تری هدایت می‌کند. چرا برخی افراد در برابر درک موضوعات جدید یا اصلاح برداشت‌های قبلی خود مقاومت می‌کنند و چرا برخی بیشتر از دیگران؟ روان‌شناسی شناختی برای این رفتار علل متعددی را مطرح می‌کند. هر اطلاعات جدیدی که وارد ذهن می‌شود، با مجموعه‌ای از دانش‌ها، تجربیات و انتظارات قبلی مواجه می‌شود و این پیش‌زمینه‌ها می‌توانند در برخی موقعیت‌ها برداشت و درک ما را منحرف کنند.

زیوا کوندا، روان‌شناس اجتماعی، در سال ۱۹۹۰ در مقاله‌ای با موضوع استدلال جهت‌دار بیان کرد که هدف انسان‌ها از درک اطلاعات همیشه یکسان نیست. گاهی به دنبال دقیق‌ترین نتیجه هستیم و گاهی به طور ناخودآگاه، نتیجه خاصی را می‌خواهیم. به گفته کوندا، کمتر پیش می‌آید که کسی به‌طور آگاهانه تصمیم بگیرد واقعیت را تحریف کند، اما انگیزه‌ها می‌توانند بر خاطرات، استدلال‌ها و ارزیابی شواهد تأثیر بگذارند.

در دو پژوهش با نتایج متضاد، احتمالاً مقاله‌ای که با عقیده شما هم‌راستا است را قانع‌کننده می‌دانید و برای مقاله‌ای که مخالف آن است، به دنبال ایراد می‌گردید. این رفتار نشان می‌دهد که ما در ارزیابی شواهد، سخت‌گیری متفاوتی داریم. برخلاف تصورات عمومی درباره روان‌شناسی، استدلال جهت‌دار به این معنی نیست که افراد هر چیزی را که بخواهند به راحتی می‌پذیرند.

در مطالعه‌ای که در اواخر سال ۱۹۵۴ انجام شد، گروهی از افراد به یک پیش‌بینی نادرست درباره وقوع یک سیل بزرگ اعتقاد داشتند و وقتی این پیش‌بینی به واقعیت نپیوست، برخی از آن‌ها همچنان به باور خود پایبند ماندند و توضیحات جدیدی برای شکست اعتقادشان ارائه کردند. این نشان می‌دهد که افراد برای حفظ باورهای خود ممکن است به توجیهات جدیدی متوسل شوند.

در دهه ۱۹۸۰، کلود استیل، روان‌شناس معروف آمریکایی، پیشنهاد کرد که بسیاری از رفتارهایی که به ناهماهنگی شناختی نسبت داده می‌شوند، در واقع تلاش‌هایی برای حفظ ارزش خود افراد هستند. بر اساس این نظریه، افراد تمایل دارند تصویری مثبت از خود داشته باشند و وقتی اطلاعاتی این تصویر را تهدید می‌کند، حالت دفاعی به خود می‌گیرند.

در سال ۲۰۰۳، پژوهشگران نشان دادند که افراد تمایل دارند طرح‌هایی را که به حزب سیاسی خود نسبت داده شده است، بیشتر بپسندند، حتی اگر محتوای آن‌ها با مواضع همیشگی آن حزب همخوانی نداشته باشد. این نشان می‌دهد که تعلق به گروه چگونه می‌تواند در ارزیابی اطلاعات تأثیر بگذارد.

در نهایت، مقاومت در برابر اطلاعات جدید ممکن است ناشی از نیاز به خاتمه شناختی باشد، یعنی تمایل به داشتن جوابی قطعی به جای ابهام. این نیاز به خاتمه شناختی می‌تواند تحت تأثیر شرایطی مانند فشار زمانی و خستگی ذهنی افزایش یابد.

با توجه به این یافته‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که اصلاح اطلاعات نادرست همیشه به‌طور کامل مؤثر نیست و نیاز به توضیحات جدیدی دارد تا جایگزین اطلاعات غلط شود. بنابراین، اصلاح اطلاعات باید به‌گونه‌ای انجام شود که به وضوح جایگزین اطلاعات نادرست شود تا اثرات منفی آن کاهش یابد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.