تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۹
کد خبر : 3200

خط لوله‌ای که ممکن است معادلات ایران را دگرگون کند؛ چرخ حفاری کرکوک به گردش درآمده / نبرد پنهانی ایران، روسیه، چین، آمریکا و اسرائیل!

خط لوله‌ای که ممکن است معادلات ایران را دگرگون کند؛ چرخ حفاری کرکوک به گردش درآمده / نبرد پنهانی ایران، روسیه، چین، آمریکا و اسرائیل!

در دل بیابان‌های عراق و سوریه، جایی که سال‌ها جنگ بر نفت سایه انداخته بود، نام قدیمی کرکوک–بانیاس دوباره به گوش می‌رسد. این مسیر که زمانی محور اصلی انتقال نفت بود، حالا با امید به احیای دوباره خود، در کانون توجه قرار گرفته است.

به گزارش خبرآنلاین، زهره نوروزپور در گزارشی نوشت: «در یک صبح سرد در دهه ۱۹۳۰، نخستین قطره‌های نفت کرکوک آغاز سفر خود را به سوی تغییر سرنوشت بخشی از خاورمیانه آغاز کردند. نفت از دل زمین‌های شمال عراق خارج می‌شد، هزاران کیلومتر را طی می‌کرد، از سوریه عبور می‌نمود و در نهایت به بندر بانیاس در دریای مدیترانه می‌رسید؛ جایی که نفتکش‌ها منتظر بودند تا انرژی عراق را به اروپا منتقل کنند. حدود یک قرن پیش، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که این مسیر روزی خاموش شود و سال‌ها بعد دوباره نام آن در اتاق‌های فکر واشنگتن، بغداد، مسکو و پکن شنیده شود. این در حالی بود که پس‌لرزه‌های تجاوز نظامی ویران‌گر علیه ایران در حال وقوع بود. آیا واقعاً این پیش‌بینی‌ها انجام شده بود؟ در روزی که دانش‌آموزان سوری با دیوارنویسی، نخستین جرقه‌های اعتراضات را در سال ۲۰۱۱ در سوریه زدند، کسی نمی‌دانست که یکی از انگیزه‌های تحریک‌کنندگان اعتراضات در این کشور، یک خط لوله گاز بود. خطی که قرار بود از قطر به ترکیه و سپس به سوریه و در نهایت به اروپا برود. مسیری که برای روسیه و ایران به عنوان یک تهدید بزرگ محسوب می‌شد. منازعاتی که آغاز شد، به جنگ‌های دردناک از خاورمیانه تا اوکراین که درگیر این خط لوله فولادی شده بود، منجر گردید. این خط لوله همچنین منافع ایران را در خطر قرار می‌داد، زیرا مسیر ایران را به مدیترانه قطع می‌کرد و منافع روسیه را تهدید می‌کرد، چرا که اروپا تنها باید از روسیه گاز تأمین می‌کرد. چین نیز در تردید قرار می‌گرفت، زیرا آن هم راه مدیترانه را از دست می‌داد. این خط لوله نیاز داشت که کسی مانند بشار اسد در سوریه حاکم نباشد؛ کسی که با ایجاد هرج و مرج و بی‌قانونی، بتواند هر ایده‌ای را عملی کند. بنابراین، سیاستمداران و بازیگران منطقه استراتژی بزرگ «صبر» را در پیش گرفتند. صبری که امروز لبریز شد و پرده‌ها کنار رفت و مشخص شد که باز هم داستان بر سر این لوله‌های کوچک زیر خاک است که باید زندگی‌های روی خاک را ویران کند تا به اروپای خوشگل سبز برسد! بله، باز هم خط لوله‌ها و باز هم ترکیه، باز هم قطر، باز هم عراق و باز هم چین.

به گزارش خبرآنلاین، خط لوله‌ای که زمانی نفت شمال عراق را از قلب سوریه به ساحل مدیترانه می‌رساند، امروز دیگر فقط یک یادآوری از عصر طلایی نفت نیست. نام آن دوباره در محافل سیاسی بغداد، دمشق، تهران، واشنگتن، مسکو و پکن شنیده می‌شود؛ نه به این دلیل که چند کیلومتر لوله فولادی می‌تواند به‌تنهایی نقشه منطقه را تغییر دهد، بلکه به این دلیل که پشت این مسیر قدیمی، پرسشی بزرگ‌تر پنهان شده است: خاورمیانه آینده از کدام مسیر عبور خواهد کرد؟ در قرن گذشته، قدرت‌ها برای چاه‌های نفت رقابت می‌کردند تا منابع زیرزمینی منطقه را در اختیار داشته باشند. اما امروز معادله تغییر کرده است. نفت همچنان مهم است، اما مسیر رسیدن نفت به بازار، مسیر عبور کالا، راه‌آهنی که آسیا را به اروپا وصل می‌کند و بندری که یک کشور را به تجارت جهانی پیوند می‌دهد، به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. اهمیتی به وسعت جنگ ایران که ممکن است از مرزهای ایران نیز فراتر برود. به همین دلیل، داستان کرکوک–بانیاس دیگر فقط داستان یک خط لوله نیست. سوالات زیادی در مورد زنده شدن مجدد این خط لوله وجود دارد: الزیدی دقیقاً در آمریکا چه کرده است؟ و چه توافقی با سوریه داشته است؟ و چرا برای ما مهم است؟ این گزارش به شما می‌گوید که چرا تنف مهم است؟ چرا این قرارداد اهمیت دارد؟ و چرا کرکوک؟ و چرا باید نگران اقدامات احمد الشرع باشیم؟ و چراهای بسیار که شاید بفهمیم که آینده خاورمیانه نه تنها در تنگه هرمز بلکه در آن سوی مرزهای ما شاید التنف ترسیم شده باشد و شاید اگر فراتر برویم، نقطه‌ای باشد بر آغاز جنگی وسیع‌تر و فراگیرتر.

به گزارش خبرآنلاین، سوریه اکنون داستان کشوری است که می‌خواهد از یک صادرکننده نفت به یک چهارراه منطقه‌ای تبدیل شود. داستان سوریه‌ای است که آینده‌اش میان بازسازی، رقابت قدرت‌ها و تغییر موازنه‌های امنیتی معلق مانده است. از سویی دیگر، داستان ایران است که باید میان هرمز و کریدورهای زمینی تصمیم بگیرد چگونه از جغرافیای خود قدرت خود را حفظ کند. و در مقابل، داستان آمریکا، چین و روسیه است که هر یک می‌خواهند در نقشه جدید اتصال خاورمیانه، جایگاه خود را حفظ کنند. در این میان، نقش ترکیه، مصر، عراق، قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس نیز دخیل هستند. نفتی که از کرکوک به سوی دریا رفت، برای فهم اهمیت امروز کرکوک–بانیاس، باید به گذشته بازگشت؛ به زمانی که نفت عراق تازه داشت جایگاه خود را در اقتصاد جهانی پیدا می‌کرد. دهه ۱۹۲۰ بود. در شمال عراق، در اطراف کرکوک، زمین‌هایی قرار داشت که بعدها به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نفتی جهان تبدیل شدند. آن زمان، هنوز بسیاری از بازیگران منطقه نمی‌دانستند نفت قرار است چه نقشی در قرن آینده بازی کند؛ اما شرکت‌های بزرگ نفتی خیلی زود فهمیده بودند که مسئله فقط پیدا کردن نفت نیست. مسئله اصلی این بود: چگونه نفت را از قلب خاورمیانه به بازارهای جهان رساند؟ همین پرسش باعث شد نخستین خطوط انتقال نفت عراق شکل بگیرد. در آن دوران، عراق تحت نفوذ بریتانیا بود و شرکت «عراق پترولیوم کمپانی» که مجموعه‌ای از منافع بریتانیایی، فرانسوی، آمریکایی و هلندی را نمایندگی می‌کرد، توسعه صنعت نفت عراق را در دست داشت. دو مسیر برای صادرات طراحی شد: یکی به سمت حیفا در ساحل مدیترانه و دیگری به سمت بانیاس در سوریه. اما تاریخ، مسیر نخست را خیلی زود تغییر داد. با اشغال فلسطین از سوی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و تحولات سیاسی پس از آن، مسیر حیفا برای عراق از میان رفت و بانیاس به مهم‌ترین پنجره عراق به مدیترانه تبدیل شد. برای سال‌ها، نفت کرکوک سفری طولانی را آغاز می‌کرد؛ از خاک عراق عبور می‌کرد، وارد سوریه می‌شد و در نهایت به بندر بانیاس می‌رسید؛ جایی که نفتکش‌ها در انتظار بارگیری بودند تا انرژی عراق را به بازارهای اروپایی برسانند. آن روزها، بانیاس فقط یک بندر نبود، بلکه یک نقطه اتصال بود. اما خاورمیانه هیچ‌گاه اجازه نداد مسیرهای انرژی از سیاست جدا بمانند. از اختلاف بغداد و دمشق تا سال‌های خاموشی یک مسیر تاریخی، سرنوشت این خط لوله از همان ابتدا نشان داد که در خاورمیانه، هیچ خط لوله‌ای فقط یک خط لوله نیست. هر متر از این مسیر، روی نقشه جغرافیا کشیده شده بود، اما در واقع از میان لایه‌هایی از سیاست، رقابت قدرت‌ها و بحران‌های منطقه‌ای عبور می‌کرد. در دهه‌هایی که نفت عراق از مسیر سوریه به مدیترانه می‌رسید، بغداد و دمشق هر دو تحت حاکمیت حزب بعث قرار داشتند؛ اما این اشتراک ایدئولوژیک هرگز به معنای یک رابطه آرام و بدون رقابت نبود. دو پایتخت عربی، هر دو خود را وارث رهبری جهان عرب می‌دانستند و همین رقابت سیاسی، خیلی زود به حوزه انرژی هم کشیده شد. خط لوله‌ای که قرار بود نماد همکاری باشد، بارها به ابزار فشار تبدیل شد. گاهی اختلاف بر سر قیمت انتقال نفت بود، گاهی بر سر میزان کنترل هر کشور بر مسیر صادرات و گاهی بر سر اختلافات بزرگ‌تر سیاسی میان دو حکومت. این تجربه، یک واقعیت مهم را آشکار کرد: در خاورمیانه، انرژی هیچ‌گاه فقط انرژی نیست و یک خط لوله می‌تواند در یک روز مسیر تجارت باشد و در روزی دیگر، بخشی از یک نبرد سیاسی و حتی جنگ‌های گسترده تا سرنگونی یک حکومت مشروع و حتی در این قرن دیده شد که رئیس‌جمهور را هم بدزدند!

به گزارش خبرآنلاین، حالا جنگ‌ها یکی پس از دیگری رسیدند؛ دهه‌های بعد، برای عراق آرام‌تر نبود. جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، معادلات منطقه را تغییر داد. کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان را داشت، بخش بزرگی از توان خود را صرف یک جنگ فرسایشی کرد. سپس حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و تحریم‌های گسترده بین‌المللی، اقتصاد عراق را وارد دوره‌ای طولانی از انزوا کرد. در چنین شرایطی، خطوط انتقال نفت دیگر فقط پروژه‌های اقتصادی نبودند؛ بلکه به بخشی از بحران امنیتی منطقه تبدیل شده بودند. اما بزرگ‌ترین ضربه هنوز در راه بود. سال ۲۰۰۳، زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد و حکومت صدام حسین سقوط کرد، ساختار سیاسی این کشور دگرگون شد. سال‌ها بی‌ثباتی، ظهور گروه‌های مسلح و بحران‌های داخلی، بار دیگر زیرساخت‌های انرژی عراق را تحت فشار قرار داد. سپس نوبت سوریه رسید. سوریه؛ پلی که به میدان جنگ تبدیل شد. پیش از جنگ داخلی سوریه، این کشور یکی از مسیرهای مهم ارتباطی عراق با مدیترانه بود. اما از سال ۲۰۱۱، سوریه به یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های درگیری جهان تبدیل شد. جنگی که ابتدا با اعتراضات داخلی آغاز شد، خیلی زود پای بازیگران منطقه‌ای و جهانی را به میان کشید. ایران، روسیه، آمریکا، ترکیه و کشورهای عربی هر یک با اهداف متفاوت وارد معادله سوریه شدند. در این میان، شرق سوریه و مناطق مرزی اهمیت ویژه‌ای پیدا کردند. زیرا این مناطق فقط میدان نبرد نبودند؛ بلکه مسیرهای ارتباطی آینده را نیز در خود جای داده بودند. کنترل جاده‌ها، گذرگاه‌ها و مناطق مرزی، به معنای کنترل بخشی از آینده اقتصادی و امنیتی منطقه بود. با گسترش جنگ، خط لوله کرکوک–بانیاس عملاً از کار افتاد. مسیر قدیمی نفت عراق به مدیترانه خاموش شد. اما چیزی که از بین رفت، فقط جریان نفت نبود. یک مسیر ژئوپلیتیکی هم برای سال‌ها متوقف شد.

به گزارش خبرآنلاین، چرا یک خط لوله خاموش دوباره مهم شد؟ شاید در نگاه اول عجیب باشد. چرا باید امروز، پس از گذشت چند دهه، دوباره درباره خط لوله‌ای صحبت شود که سال‌هاست نقش سابق خود را از دست داده است؟ پاسخ در تغییر جهان انرژی نهفته است. جنگ روسیه و اوکراین، بازار انرژی اروپا را تکان داد. کشورهای اروپایی که سال‌ها به گاز و انرژی روسیه وابسته بودند، ناگهان دریافتند که امنیت انرژی فقط به قراردادهای اقتصادی مربوط نیست. یک بحران سیاسی می‌تواند مسیرهای انرژی را به ابزار فشار تبدیل کند. از سوی دیگر، رقابت آمریکا و چین باعث شد زیرساخت‌ها اهمیت تازه‌ای پیدا کنند. بندرها، راه‌آهن‌ها، خطوط لوله و مسیرهای تجاری دیگر فقط پروژه‌های اقتصادی نبودند. آنها به ابزارهای نفوذ تبدیل شدند. در چنین جهانی، یک مسیر قدیمی مانند کرکوک–بانیاس دوباره معنا پیدا کرد. نه به دلیل اینکه می‌تواند جای همه مسیرهای دیگر را بگیرد؛ بلکه به دلیل اینکه نشان می‌دهد خاورمیانه در حال ورود به دوره‌ای تازه است. دوره‌ای که در آن کشورها تلاش می‌کنند بیش از یک راه خروج، بیش از یک شریک و بیش از یک مسیر اتصال داشته باشند.

به گزارش خبرآنلاین، عراق؛ کشوری که دیگر نمی‌خواهد فقط صاحب نفت باشد. همین تغییر نگاه، بغداد را به سمت یک سیاست تازه سوق داد. عراق در سال‌های گذشته یک واقعیت تلخ را تجربه کرد: داشتن ذخایر عظیم نفت، به‌تنهایی قدرت نمی‌آورد. ضمن آنکه پول آن را هم باید قطره چکانی به صورت پالت در هواپیما از طرف آمریکایی بگیرد! کشوری که نفت دارد اما مسیر صادراتش محدود است، همچنان آسیب‌پذیر باقی می‌ماند. اختلافات طولانی میان بغداد و اقلیم کردستان درباره صادرات نفت از مسیر ترکیه، یکی از نمونه‌های این مشکل بود. توقف‌های مکرر در مسیر کرکوک–جیهان، به سیاست‌گذاران عراقی یادآوری کرد که اقتصاد انرژی بدون تنوع مسیر، امنیت کافی ندارد. به همین دلیل، عراق آرام‌آرام نگاه خود را تغییر داد. دیگر فقط درباره افزایش تولید نفت صحبت نمی‌کرد. درباره تبدیل شدن به یک مرکز اتصال منطقه‌ای صحبت می‌کرد. ایده‌ای که پشت پروژه‌هایی مانند کریدور توسعه عراق قرار دارد، همین است: اینکه عراق بتواند از موقعیت جغرافیایی خود درآمد و نفوذ بسازد. از بندر فاو در جنوب، تا مرز ترکیه در شمال. از خلیج فارس، تا شاید دوباره مدیترانه. اما پرسش این است که اگر عراق دوباره به دنبال راهی به سوی مدیترانه باشد، چه کسی کنترل این مسیر را خواهد داشت؟ پاسخ این سؤال، ما را از بغداد به یک نقطه کوچک اما بسیار مهم در جنوب شرق سوریه می‌برد؛ جایی که شاید هیچ میدان نفتی بزرگی نداشت.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.