چرا بسیاری از مردان در برابر خشونت خانگی همسران خود سکوت میکنند؟

پژوهشگران به تازگی دریافتهاند که بسیاری از مردانی که از سوی همسران خود مورد آزار قرار میگیرند، به دلیل ترس و شرم سکوت میکنند. این مطالعه نشان میدهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در عدم ابراز این آزارها دارند.
کد خبر: ۹۳۶۰۰۵
تاریخ انتشار: ۰۱ : ۱۱ – ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
پژوهشگران به تازگی دریافتهاند که چرا بسیاری از مردان در برابر خشونت خانگی همسران خود سکوت میکنند. این مطالعه نشان میدهد که بیش از نیمی از مردانی که از سوی همسران خود مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، این موضوع را یک مسئله خصوصی تلقی میکنند. تقریباً نیمی از این مردان احساس شرم یا خجالت کرده و درصد مشابهی نگران هستند که دیگران به حرفهایشان باور نداشته یا با قضاوت و سوگیری مواجه شوند.
مردان لاتینتبار به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سیاهپوست و سفیدپوست گزارش کردند که نمیدانند چگونه تجربیات خود را بیان کنند و موانع زبانی و نگرانیهای مربوط به مهاجرت را به عنوان دلایل عدم درخواست کمک ذکر کردند. همچنین مردان سفیدپوست به مراتب بیشتر از مردان لاتینتبار در شناسایی یا برچسبگذاری آنچه برایشان اتفاق میافتد به عنوان سوءاستفاده با مشکل مواجه بودند.
خشونت خانگی معمولاً به عنوان پدیدهای که مختص زنان است، مطرح میشود و این نوع چارچوببندی عواقب واقعی برای مردانی دارد که با خشونت خانگی همسران خود دست و پنجه نرم میکنند و احساس میکنند که جایی برای پناه بردن ندارند. این مطالعه که شامل بیش از ۱۰۰۰ مردی است که از سوی همسران خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، نشان میدهد که شرم، ترس و حس قوی مبنی بر اینکه این مسئله باید خصوصی بماند، بسیاری از قربانیان مرد را از درخواست کمک باز میدارد.
محققان این فشارها را به انتظارات سنتی از مردانگی مرتبط میدانند، به ویژه این ایده که مردان باید مشکلات خود را به تنهایی حل کنند. نژاد و قومیت نیز به شیوههایی بر سکوت این مردان تأثیر میگذارد که سیستمهای حمایتی موجود به طور عمده برای رسیدگی به آنها آماده نیستند. بیش از نیمی از مردان مورد بررسی، آنچه برایشان اتفاق میافتد را یک مسئله خصوصی میدانند و تقریباً نیمی از آنها احساس شرم یا خجالت را گزارش کردهاند.
بسیاری از این مردان همچنین نگران هستند که اگر در مورد تجربیات خود صحبت کنند، شریک زندگیشان آنها را به دروغ متهم کرده یا تلافی کند. این موانع در گروههای نژادی و قومی مختلف مشاهده میشود و به مشکلی اشاره دارد که عمیقتر از هر فرهنگ یا جامعهای است. با این حال، همه مردان با موانع یکسانی مواجه نیستند.
این پژوهش که در مجله روانشناسی مردان و مردانگی منتشر شده، نشان میدهد که مردان سیاهپوست، لاتینتبار و سفیدپوست نگرانیهای مشترکی دارند، اما الگوی خاص موانع گزارش شده توسط هر گروه به تفاوتهای واقعی در نحوه شکلگیری تصمیم یک مرد برای ارتباط برقرار کردن یا سکوت کردن اشاره دارد که تحت تأثیر نژاد، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی قرار دارد.
محققان از طریق یک پنل نظرسنجی آنلاین، ۱۱۹۴ مرد را ثبتنام کردند که شامل مردان بین ۱۸ تا ۵۹ سال ساکن ایالات متحده بود که خود را سیاهپوست غیرلاتین، لاتین یا سفیدپوست غیرلاتین معرفی کرده و نوعی پرخاشگری یا آزار و اذیت از شریک عاطفی زن خود را تجربه کرده بودند. نمونه نهایی شامل ۵۹۶ مرد لاتین، ۲۹۹ مرد سیاهپوست و ۲۹۹ مرد سفیدپوست بود.
شرکتکنندگان در این مطالعه در مورد اشکال مختلف سوءاستفاده، از جمله کنترل فیزیکی، جنسی و اجباری، مورد پرسش قرار گرفتند. کنترل اجباری با تقریباً ۹۶ درصد، رایجترین نوع خشونت گزارش شده بود و پس از آن خشونت فیزیکی با تقریباً ۸۵ درصد قرار داشت. محققان برای سنجش موانع کمکخواهی از یک چکلیست ۱۷ موردی استفاده کردند که به طور خاص برای این مطالعه تهیه شده بود و شامل مواردی از جمله شرم و خجالت تا نگرانی در مورد وضعیت مهاجرت بود.
شرکتکنندگان همچنین فرصت داشتند تا موانع اضافی را به زبان خود توصیف کنند و تیمی از محققان آموزشدیده این پاسخها را بررسی و در ۱۳ موضوع متمایز سازماندهی کردند. در هر سه گروه، موانع اصلی یک موضوع مشترک داشتند؛ ترس از قضاوت و این حس قوی که خشونت خانگی چیزی است که مردان باید خودشان به تنهایی با آن برخورد کنند. در نظر گرفتن خشونت خانگی به عنوان یک موضوع خصوصی یا شخصی، رایجترین مانع گزارش شده در کل بود.
شرم و خجالت، همراه با ترس از اینکه شریک زندگی ممکن است تلافی کند یا اتهامات دروغین بزند و نگرانی از سرزنش شدن توسط هر کسی که برای کمک به وی مراجعه میکند، به فاصله کمی پس از آن قرار داشتند. محققان خاطرنشان کردند که این موانع مشترک احتمالاً منعکس کننده انتظارات فرهنگی گسترده در مورد مردانگی هستند، یعنی این ایده که مردان باید متکی به خود، از نظر عاطفی سرسخت و قادر به مدیریت مشکلات شخصی بدون کمک خارجی باشند.
این مطالعه نشان نمیدهد که این انتظارات به طور مستقیم باعث میشود مردان از درخواست کمک اجتناب کنند، اما الگوی بین گروهها با آن پیشینه فرهنگی گستردهتر سازگار است. تقریباً ۴۰ درصد از مردان نیز شک داشتند که آیا هیچ منبع و کمک موجود میتواند کمککننده باشد یا خیر. حدود دو نفر از هر پنج نفر گفتند که اصلاً نمیدانند به کجا مراجعه کنند. تقریباً از هر سه نفر، یک نفر احساس میکرد که خدمات موجود برای مردانی مانند آنها مناسب نیست، نرخی که در هر سه گروه نژادی و قومی ثابت ماند و به این برداشت گسترده اشاره دارد که سیستمهای خشونت خانگی به شکل مناسب طراحی و بنا شدهاند.
مردان لاتینتبار به طور قابل توجهی موانع کلی بیشتری نسبت به مردان سیاهپوست گزارش کردند. بیش از نیمی از پاسخدهندگان لاتینتبار گفتند که نمیدانند چگونه تجربیات خود را فاش کنند که این میزان به طور قابل توجهی بالاتر از مردان سیاهپوست و سفیدپوست بود. مردان لاتینتبار همچنین به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سفیدپوست موانع زبانی و نگرانی در مورد وضعیت مهاجرت را به عنوان دلایل عدم درخواست کمک ذکر کردند. همچنین نگرانی در مورد ایجاد شرم یا ننگ برای خانوادههایشان در بین مردان لاتینتبار به طور قابل توجهی بیشتر از مردان سیاهپوست یا سفیدپوست بود.
دخالت شریک زندگی، به این معنی که شریک بدرفتار به طور فعال مانع از ارتباط آنها میشد، در بین مردان لاتینتبار در مقایسه با مردان سفیدپوست نیز با نرخ بالاتری گزارش شد. محققان مراقب بودند که توضیح مطمئنی برای این تفاوت ارائه ندهند و خاطرنشان کردند که این یافته با توجه به زمینههای تاریخی و ساختاری گستردهتر، تفسیر محتاطانهای را میطلبد و خواستار تحقیقات بیشتر برای درک آنچه این الگو را هدایت میکند، شدند.
این مطالعه دلیل وجود این تفاوت را مشخص نمیکند و نویسندگان در مورد مکانیزم اساسی نتیجهگیری نکردهاند. در عین حال، مردان سفیدپوست به طور قابل توجهی بیشتر از مردان لاتینتبار احتمال داشتند که در وهله اول در تشخیص یا برچسبگذاری آنچه برایشان اتفاق میافتد به عنوان «خشونت خانگی» مشکل داشته باشند. در پاسخها، یک مرد سفیدپوست به سادگی اشاره کرد که «نمیداند این کار تهاجمی است». محققان این را به عنوان یک مانع معنادار در میان مردان سفیدپوست مستند کردند، اگرچه این مطالعه به طور خاص بررسی نکرد که چه چیزی باعث این مشکل میشود.
آنچه این مطالعه روشن میکند، این است که قربانیان مرد خشونت خانگی از روی بیتفاوتی از درخواست کمک خودداری نمیکنند. آنها بین شرم شخصی، انتظارات فرهنگی و خدماتی که بسیاری از آنها را نامربوط یا دور از دسترس میدانند، گرفتار شدهاند. این فشارها بسته به پیشینه مرد، به طور متفاوتی اعمال میشوند. دسترسی به زبان و ترس از مهاجرت بر مردان لاتینتبار سنگینی میکند، دشواری در نامیدن و قبول خشونت خانگی در میان مردان سفیدپوست آشکار میشود و مردان سیاهپوست نگرانی کمتری در مورد سوگیری یا ناباوری گزارش میدهند، الگویی که نویسندگان میگویند قبل از اینکه کسی بتواند آن را توضیح دهد، نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
تا زمانی که سیستمهای حمایتی همه این واقعیتها و نه فقط تجربیات زنان یا مردان را در نظر نگیرند، بسیاری از قربانیان مرد ممکن است همچنان کمکی را که وجود دارد، نامربوط یا دور از دسترس بدانند. این به این دلیل نیست که کمکی وجود ندارد، بلکه به این دلیل است که برای بسیاری از این مردان، هنوز این حس وجود ندارد که اصلاً کمکی برای آنها ساخته و در نظر گرفته شده است.
برچسب ها :آزار و اذیت ، انتخاب ، خشونت خانگی ، سکوت مردان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰