تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۰
کد خبر : 7047

چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زنان متهم می‌شوند؟؛ نگاهی به روایت یک جامعه‌شناس از پژمان جمشیدی

چرا در پرونده‌های آزار جنسی، زنان متهم می‌شوند؟؛ نگاهی به روایت یک جامعه‌شناس از پژمان جمشیدی

یک جامعه‌شناس تأکید می‌کند که شنیدن روایت قربانیان به معنای تأیید جرم متهم نیست. این کار به قربانیان کمک می‌کند تا سکوت خود را بشکنند و قدرت‌ها را پاسخگو کنند. او همچنین به تمایز بین عدالت کیفری و عدالت روایتگری اشاره می‌کند، که در آن حق بازگو کردن رنج قربانیان به رسمیت شناخته می‌شود. فضای عمومی و دادگاه هر کدام وظایف و حدود خاص خود را دارند.

مستوره نصیری: محتوای میزگردی که با حضور ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی، در مجله زنان امروز برگزار شد، با عنوان نقش رسانه در پرونده‌های آزار جنسی و روند دادرسی در اینگونه موارد، دوباره مباحث مربوط به این پرونده جنجالی را به جریان انداخت. این پرونده که از آغاز تا صدور حکم نهایی دادگاه، مبنی بر تبرئه جمشیدی از اتهام تجاوز به عنف و محکومیت او به ۹۹ ضربه شلاق به دلیل «رابطه نامشروع مادون زنا»، در شبکه‌های اجتماعی بحث‌های فراوانی را برانگیخت، به موضوعی داغ تبدیل شده است. این وضعیت ما را بر آن داشت تا با دکتر سیمین کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه زنان، گفت‌وگو کنیم تا دلایل قضاوت‌های نادرست، اتهام‌زنی و خشونت‌های موجود در این پرونده‌ها را بررسی کنیم.

او در این باره اظهار داشت: «گفتمان غالب درباره روابط جنسی و خشونت، در بطن نظم مردسالارانه شکل گرفته است. در مقابل این گفتمان، گفتمان بدیلی وجود دارد که می‌توان آن را گفتمان مقاومت زنان نامید. این گفتمان سکوت و انفعال را نمی‌پذیرد و خواستار اصلاح روابط قدرتی است که به زنان آسیب می‌زند و رنج آنها را نادیده می‌گیرد. با وجود این گفتمان غالب، واضح است که صحبت کردن درباره آزار و خشونت جنسی آسان نیست و مقاومت در برابر آن عواقب خاص خود را دارد.»

کاظمی بر این باور است که: «جامعه ایران باید در مواجهه با پرونده‌های خشونت جنسی، سوگیری جنسیتی را کنار بگذارد و ظرفیت شنیدن روایت آسیب‌دیدگان را افزایش دهد و سازوکارهای امن و عادلانه‌ای برای گزارش‌دهی و رسیدگی به این نوع خشونت‌ها ایجاد کند. همان‌طور که در پرونده‌های دیگر، افراد آسیب‌دیده را سرزنش نمی‌کنند، باید از سرزنش زنان قربانی خشونت جنسی و بازخواست درباره ظاهر و رفتار آنها نیز پرهیز کرد.»

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید: به نظر شما چرا در جامعه ایران هنوز صحبت کردن زنان درباره آزار و خشونت جنسی تا این حد پرهزینه است؟ چه فشارهای اجتماعی باعث می‌شود بسیاری از زنان سکوت کنند؟

کاظمی در پاسخ به این سوال گفت: «گفتمان غالب درباره روابط جنسی و خشونت، درون نظم مردسالارانه تولید شده است. در این گفتمان، حق روایتگری به مردان تعلق دارد و تعریف حقیقت و اعتبار روایت‌ها بر اساس خواست مردان شکل می‌گیرد. در این شرایط، سازوکارهای سکوت به‌طور ظریف و ماهرانه‌ای برای حفظ قدرت و خشونت مردان در جامعه تعبیه شده است. در مقابل این گفتمان، گفتمان مقاومت زنان ظهور کرده که خواستار اصلاح روابط قدرتی است که به زنان آسیب می‌زند و رنج آنها را نادیده می‌گیرد.»

او ادامه داد: «در پرونده پژمان جمشیدی، برخی واکنش‌ها علیه شاکی با عباراتی مانند «دنبال شهرت بودن»، «دروغ گفتن» یا «چرا بعدا شکایت کرده؟» همراه شده است. این نشان‌دهنده این است که جامعه معمولاً بیشتر درباره رفتار قربانیان احتمالی خشونت جنسی سؤال می‌کند تا رفتار متهم.»

کاظمی در توضیح این موضوع گفت: «سلسله‌مراتب قدرت در جامعه‌ای که قرن‌ها با نابرابری رشد کرده، امری عادی و بدیهی است. در چنین جامعه‌ای، به جای برهم زدن نظمی که نابرابری می‌آفریند، بخشی از جامعه که حسرت جایگاه ممتاز را دارند، به ستایشگران آن تبدیل می‌شوند و از آن دفاع می‌کنند. سلبریتی‌ها تجسم آرزوهای برآورده‌نشده آنها هستند و به همین دلیل، دیگرانی که در جایگاه پایین‌تری قرار دارند، تحقیر می‌شوند.»

او همچنین اشاره کرد: «در یک جامعه مردسالار، کنترل بدن و روابط زنان امری پذیرفته‌شده است و انتظار می‌رود زنان خود را بر اساس انتظارات و هنجارهای جنسیتی تنظیم کنند. در چنین شرایطی، اگر زنی مورد آزار و خشونت جنسی قرار گیرد، به جای پاسخگو کردن خشونت‌گر، او مورد بازخواست قرار می‌گیرد که چرا الزامات و باید و نبایدها را رعایت نکرده است.»

در ادامه، نشست اخیر در دفتر مجله «زنان امروز» که با حضور شاکی پرونده پژمان جمشیدی برگزار شد، در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های زیادی را به همراه داشت. کاظمی در این باره گفت: «دعوت از شخص آسیب‌دیده و انتشار روایت او باید بخشی از گفتمان مقاومت در برابر گفتمان غالب باشد که صدای قربانیان خشونت جنسی را خاموش می‌کند. در طول یک سال گذشته، رسانه‌ها به انحصار روایت طرفداران و حامیان بازیگر متهم به تجاوز پرداخته‌اند و روایت شخص آسیب‌دیده غایب بوده است.»

او افزود: «صدای شاکی باید شنیده شود و رسانه‌ها باید این ظرفیت را داشته باشند که صدای آسیب‌دیدگان خشونت را به گوش جامعه برسانند و نه اینکه صرفاً روایت خشونت‌گران را بازتاب دهند و رنج قربانی را نادیده بگیرند.»

کاظمی همچنین به این نکته اشاره کرد که: «افشا کردن خشونت جنسی و طرح این مسئله در عرصه عمومی، بخشی از فرآیند پیشگیری از این مسئله است. در بستر آنومی و خشم انباشته در جامعه، بحث‌های جنسیتی مانند خشونت جنسی می‌تواند شکاف‌های بین بخش‌های سنتی و مدرن را فعال کند.»

او در ادامه گفت: «وقتی هواداری به تعصب می‌رسد و به یک چهره محبوب رنگ تقدس می‌دهد، دیگر صرفاً یک علاقه شخصی نیست؛ بلکه به شیوه‌ای برای حفظ هویت تبدیل می‌شود. در این شرایط، هوادار نمی‌خواهد از داشتن خاطرات خوب خود احساس شرمساری کند و به همین دلیل به مکانیسم انکار متوسل می‌شود.»

کاظمی در پایان تأکید کرد: «از منظر حقوق زنان، انتظار می‌رود نظام قضایی شکایت قربانی را جدی بگیرد و امنیت لازم برای گزارش‌دهی خشونت جنسی فراهم کند. همچنین، در رسیدگی به پرونده‌های خشونت جنسی، شرایط وقوع جرم و دشواری‌های اثبات جرم باید به گونه‌ای بررسی شود که متهم با سوءاستفاده از این دشواری‌ها، حکم برائت نگیرد.»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.