گرگ تاسمانی: نماد انقراض استرالیا بیگناه از اتهام شکار گوسفند آزاد شد

انقراض گرگ تاسمانی به عنوان یک تراژدی زیستمحیطی شناخته میشود. پژوهشهای جدید نشان میدهد که اتهام اصلی این جانور، یعنی کشتن گوسفندها، احتمالاً نادرست بوده است. ساختار فکهای گرگ تاسمانی به گونهای نیست که بتواند طعمهای به بزرگی گوسفند را شکار کند. این یافتهها به درک بهتر دلایل انقراض این گونه کمک میکند.
کد خبر: ۹۳۸۳۶۴
تاریخ انتشار: ۱۹ : ۲۳ – ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
انقراض گرگ تاسمانی به عنوان یک فاجعه زیستمحیطی شناخته میشود. شواهد جدیدی که در یک تحقیق اخیر به دست آمده، نشان میدهد که اتهام اصلی این جانور مبنی بر کشتن گوسفندها، احتمالاً نادرست بوده است؛ زیرا ساختار فکهای گرگ تاسمانی برای شکار و خوردن طعمهای به این اندازه مناسب نبوده است.
بررسی جمجمه گرگ تاسمانی نشان میدهد که این جانور توانایی شکار گوسفند را نداشت و انسانها به اشتباه این شکارچی را به دلیل اتهامی نادرست به نابودی کشاندند.
گرگ تاسمانی یا تیلاسین (Thylacinus cynocephalus) در گذشته در مناطق وسیعی از استرالیا زندگی میکرد، اما با ورود اروپاییها به این قاره، به بزرگترین شکارچی کیسهدار باقیمانده در این سرزمین تبدیل شد و پراکندگیاش به جزیره تاسمانی محدود گردید.
مهاجران اروپایی گرگ تاسمانی را آفتی برای گوسفندها میدانستند و این جانور را به کشتن گوسفندهایی متهم میکردند که یکی از صنایع اصلی تاسمانی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. به همین دلیل، از سال ۱۸۳۰ تا ۱۹۰۸ در دورههایی برای شکار گرگ تاسمانی پاداش تعیین شد. زمانی که نگرشها تغییر کرد و حفاظت از این شکارچی اهمیت یافت، دیگر بسیار دیر شده بود.
به گزارش انتخاب، آخرین گرگ تاسمانی شناختهشده در سال ۱۹۳۶ در باغوحش بوماریس در تاسمانی درگذشت. با وجود گزارشهای مکرر از زندهماندن این جانور در مناطق دورافتاده جزیره، هیچ مدرکی در قالب استخوان، فضولات یا DNA برای تأیید بقای آن پیدا نشده است.
تیلاسینها حتی پیش از آغاز شکار نیز جمعیت کمی داشتند و تنوع ژنتیکی محدودشان خطر انقراض را افزایش میداد. با این حال، پژوهشگران بر این باورند که تصور عمومی از این جانوران به عنوان شکارچی گوسفند، نقش تعیینکنندهای در سرنوشت آنها ایفا کرده است.
پروفسور ورا وایسبکر از دانشگاه فلیندرز معتقد است که حتی اگر تیلاسینها فراوانتر بودند، نمیتوانستند گوسفندهای بالغ را شکار کنند. او در بیانیهای اظهار داشت: «یافتههای جدید ما درباره سازگاریهای تغذیهای گرگ تاسمانی با افسانههایی که این جانور را به انقراض کشاندند، در تضاد است.»
تیلاسینها اغلب با شکارچیان نیمکره شمالی، مانند گرگ، شغال و روباه مقایسه میشدند که جانورانی از خانواده سگسانان هستند. این شباهت حتی در نام گونه، سینوسفالوس (Cynocephalus) به معنای «سگسر» نیز منعکس شده است. با این حال، ۱۶۰ میلیون سال از جدایی تکاملی گرگها و تیلاسینها میگذرد و شباهت آنها بیشتر ناشی از سازگاری با شرایط بومشناختی مشابه بوده است.
دکتر داگلاس رووینسکی، یکی از اعضای تیم تحقیق، میگوید که وزن متوسط گرگ تاسمانی تنها حدود نصف گرگ متوسط بود، اما جمجمهاش اندازهای تقریباً مشابه جمجمه گرگ خاکستری داشت. با این حال، پوزه گرگ تاسمانی برخلاف پوزه قدرتمند گرگ، بلند و باریک و تقریباً ظریف بود؛ به طوری که بیشتر به پوزه روباه یا شغال شباهت داشت.
فکهای بلند برای شکار طعمههای کوچکتر مناسبتر هستند. وایسبکر توضیح میدهد که هر چه فک بلندتر باشد، هنگام گاز گرفتن سریعتر حرکت میکند و در نتیجه ضربه شدیدتری ایجاد میشود. جمجمه بزرگ گرگ تاسمانی احتمالاً به این موجود امکان میداد نیروهای ناشی از چنین گازگرفتنی را تحمل کند.
اما چنین سازگاریای با توانایی نگهداشتن طعمههای بزرگی که با یک گاز نمیتوان آنها را کشت، متفاوت است و گرگ تاسمانی احتمالاً نمیتوانست این کار را انجام دهد. حتی نزدیکترین نمونه برای مقایسه با فک گرگ تاسمانی ممکن است یک تمساح کوچک باشد، نه هیچ پستاندار زنده دیگری.
گوسفندهای بالغ احتمالاً در فهرست طعمههای گرگ تاسمانی قرار نداشتند، اما وایسبکر میگوید این جانوران شاید برای برهها، دستکم برههایی که والدینشان از آنها مراقبت نمیکردند، تهدید محسوب میشدند. او میافزاید: «گاهی وقتی یک جانور درمانده است، چیزهایی را میخورد که معمولاً سراغشان نمیرود.» با این حال، گرگ تاسمانی در شکار جانوری نادر محسوب میشد و حتی اگر حملههایی گاهبهگاه رخ داده باشد، تهدیدی در حد ادعاهای مطرحشده نبود.
زمانی که تیلاسینها در سرزمین اصلی استرالیا زندگی میکردند، تمرکز تکاملی این موجودات بر طعمههای کوچکتر، احتمالاً به نوعی تقسیم منابع با تیلاکولئو (Thylacoleo carnifex) یا «شیر کیسهدار» بود. فکهای تیلاکولئو با وجود اندازهای نهچندان بزرگتر از تیلاسین، تفاوت چشمگیری داشت و امکان شکار طعمههایی چندین برابر اندازه خودش را فراهم میکرد.
به گفته وایسبکر، در تاسمانی احتمالاً دلیلی برای تکامل توانایی شکار طعمههای بزرگتر وجود نداشت. فقط اِموها و شاید بزرگترین کانگوروها از توان گرگ تاسمانی خارج بودند و در چنین شرایطی، تخصص یافتن برای شکار جانوران کوچکتر و فراوانتر مانند بندیکوتها، صاریغها و والابیها منطقیتر بود.
وایسبکر از اینکه باغوحش بوماریس سوابق دقیقتر یا فیلمهایی با وضوح بالا از نحوه تغذیه تیلاسینهای اسیر در اختیار ندارد، ابراز تأسف میکند. با این حال، بعید میداند تیلاسینها به دلیل تغذیه با تکههای گوشتی بزرگتر از تواناییشان منقرض شده باشند؛ زیرا این جانوران برای مدت قابلتوجهی در اسارت زنده ماندند.
استرالیا در دو قرن گذشته بیش از هر کشور دیگری شاهد انقراض پستانداران بوده، اما کمتر جانوری به اندازه گرگ تاسمانی در ذهن مردم ماندگار شده است. مردم که زمانی برای شکار این جانور پاداش تعیین میکردند، امروز تصویرش را بهعنوان نماد تیمهای ورزشی استفاده میکنند، در تبلیغات گردشگری به کار میبرند و حتی برای آثار هنری از گرگ تاسمانی الهام میگیرند.
شاید تنها میراث مثبت انقراض گرگ تاسمانی، افزایش آگاهی درباره حفاظت از محیطزیست باشد؛ میراثی که اکنون با آشکار شدن اتهام بیاساس کشتن گوسفندها، معنای تازهای پیدا میکند.
این پژوهش بهصورت دسترسی آزاد در مجله Nature Communications منتشر شده است.
برچسب ها :انتخاب ، انقراض ، حفاظت از محیط زیست ، گرگ تاسمانی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰