لغو نشست صلاله؛ بازی آمریکا در پسزمینه تفاهمها

جهانبخش ایزدی، استاد روابط بینالملل، در گفتگو با خبرآنلاین به تأثیر انتخابات آینده آمریکا بر جنگ جاری اشاره کرد. او گفت که جلسهای که قرار بود در عمان برگزار شود، تنها به موضوع تنگه هرمز پرداخته و به همکاریهای بلندمدت در خلیج فارس نپرداخته است.
به گزارش خبرآنلاین، محمد عارف معزی: تلاشهای چندساله جمهوری اسلامی برای ایجاد یک سازوکار منطقهای با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله طرحهایی مانند «طرح هرمز» و «طرح امید» و همچنین نشست اخیر در عمان، همچنان با موانع سیاسی و امنیتی مواجه است. اختلافات درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز، نگرانی کشورهای عربی از نفوذ ایران، احتمال مخالفت آمریکا و تأثیرگذاری عربستان از جمله عواملی هستند که بر سر راه شکلگیری چنین سازوکاری قرار دارند. انصراف بحرین از حضور در این نشست نیز بر پیچیدگی این روند افزوده است. علاوه بر این، عدم اعتماد میان کشورهای منطقه و تداوم وابستگی ساختار امنیتی خلیج فارس به قدرتهای فرامنطقهای، از مهمترین چالشها برای ایجاد یک نظام امنیتی بومی به شمار میرود. در چنین شرایطی، اگرچه همکاری میان ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس همچنان یک ضرورت منطقهای است، اما چشمانداز شکلگیری یک پیمان امنیتی پایدار در کوتاهمدت چندان روشن به نظر نمیرسد. در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با جهانبخش ایزدی، استاد روابط بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است. در ادامه مشروح گفتگوی جهانبخش ایزدی با خبرآنلاین را میخوانید؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس به سیطره جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز رضایت نخواهند داد/ افق همکاری بلندمدت لازمه وضعیت ژئوپولیتیک خلیج فارس است
ایران سالهاست برای برگزاری چنین نشستی در قالب همکاری میان تمامی کشورهای ساحلی خلیج فارس از جمله ایران و عراق تلاش میکند. آیا میتوان گفت که موافقت کشورهای منطقه با برگزاری این جلسه به معنای پیشرفت واقعی به سمت ایجاد یک سازوکار همهشمول منطقهای است؟ تصمیمگیر مستقل در این زمینه، خود حاکمان بحرین نبودند و عدم حضور بحرین در واقع اجماع همسایگان را بر هم میزند و این مسئله به آرایش قوای جدید کمک میکند. ایدهای که جمهوری اسلامی سالها برای آن تلاش کرده و بر اولویت همکاری با کشورهای همسایه، بهویژه کشورهای جنوبی تأکید میکرد، منطقی است که هیچگاه مشمول مرور زمان نخواهد شد؛ زیرا اولویت هر کشوری در جهان همسایگان آن هستند. کنش و واکنشهای هر یک از این کشورها، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، بر آینده روابط آنها، افق توسعه و پیشرفت و همچنین امنیتشان تأثیر میگذارد. بنابراین، این یک پدیده منطقی است و در اینجا هم دنبال شده است. نکته دیگر این است که سالها این بحث در قالبهای مختلفی مانند «طرح هرمز»، «طرح امید» و موارد دیگر پیگیری شده، اما موفقیت چندانی نداشته است. این جلسهای که قرار بود در عمان برگزار شود، طبق اخباری که به بیرون درز کرده، مقرر بود درباره همین تنگه هرمز باشد و نه آن افق همکاری بلندمدتی که لازمه وضعیت ژئوپولیتیک خلیج فارس است. بنابراین، موضوع کاملاً مشخص بود و این موضوع خود اختلافبرانگیز است. قطعاً کشورهای حاشیه خلیج فارس به سیطره و تسلط جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز با مختصات و ترتیبات ایرانی رضایت نخواهند داد.
با توجه به اینکه در حال حاضر این نشست به تعویق افتاده است، دلیل بیانیه تند بحرین برای انصراف از شرکت در این نشست را چه میدانید؟ ترامپ در واقع میخواست بگوید تنگه هرمز مسئله مهمی نیست که بنشینند راجع به آن جلسه بگذارند. بحرین در این شرایط، اگر بخواهیم بهعنوان یک واحد سیاسی به آن نگاه کنیم، کشوری است که بیشترین ضربات را متحمل شده است. از طرفی، بعد از تحولات بهار عربی، رابطه دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ندارد. این کشور کوچکتر است و تحت سیطره سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، قرار دارد. همچنین پایگاه دریایی آمریکا در آن کشور قرار دارد. بحرین نگرانی جدی از جمهوری اسلامی در منطقه دارد. همه این عوامل دست به دست هم میدهند که بحرین بهعنوان اعتراض در این نشست شرکت نکند. به باور من، تصمیمگیر مستقل در این رابطه، خود حاکمان بحرین نبودند. مجموعه این عناصر در شکلگیری این تصمیم نقش داشتند. ضمن اینکه عدم حضور بحرین در واقع اجماع همسایگان را هم بر هم میزند و این مسئله به آرایش قوای جدید کمک میکند.
دو روایت درباره دلیل لغو این نشست مطرح شده است؛ یکی اینکه عربستان به متن توافق ایران و عمان اعتراض کرده و دیگری اینکه به دلیل جنگ یمن، شرکت در این نشست را لغو کرده است. فکر میکنید کدامیک از این دلایل درستتر است؟ به نظر من هر دو دلیل میتواند درست باشد، بهعلاوه دلایل دیگری. یعنی افزون بر این دو دلیلی که شما ذکر کردید، میتواند نفوذ و مخالفت آمریکا هم مطرح باشد. اگر به مواضع ترامپ نگاه کنید، ابتدا سعی کرد این نشست را کماهمیت جلوه دهد؛ در واقع به یک شکلی آن را نادیده بگیرد و بگوید چیز مهمی نیست، آنها بنشینند و با یکدیگر جلسه بگذارند و ما تعهدی به این مسئله نداریم. بعد از آن، در یک موقعیت دیگری اعلام کرد که اگر بحث راجع به مسئله هستهای باشد، میتواند جلسه معتبری باشد. البته این تعبیر از من است، اما در واقع میخواست بگوید تنگه هرمز مسئله مهمی نیست که بنشینند راجع به آن جلسه بگذارند. در شرایط دیگری نیز در ادبیاتی که معمولاً از حیث حقوقی چندان قابل اعتنا نیست، مواضعی را مطرح کرد. به باور من، صحبتهای ترامپ را باید بیشتر تحلیل روانی کرد تا تحلیل حقوقی. البته از قبل، این رویکرد روانی هم دستاوردهای ملموسی برای خودش، حزبش و شاید هم سیستم آمریکا داشته است.
قرار بود ایران در این نشست، متن توافق خود با عمان را به اطلاع کشورهای منطقه برساند. از دیدگاه شما، اساساً این ایده که ایران و عمان جداگانه توافق کنند و نتیجه مذاکرات خود را به شش کشور دیگر اطلاع بدهند، شدنی بود یا نه؟ ببینید، من اجزا و عناصر این تفاهم را نمیدانم و متن آن هم افشا نشده است. فکر نمیکنم هیچ جریده یا هیچ مقامی خارج از این مناسبات رسمی، در جریان متن این تفاهم باشد. اما آن چیزی که مشخص است، این است که طرف عمانی رویکردش با جمهوری اسلامی متفاوت است. به دلیل اینکه عمان عضو سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) است، تعهدات حقوقی بینالمللی را پذیرفته و به رژیم حقوقی عبور بیضرر، یا همان «حق عبور بیضرر»، متعهد است. از طرفی، عمان در چنبره فشار کشورهای حاشیه خلیج فارس، یعنی شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، گرفتار است. این کشور با ظرفیت بالایی نیست و بیشتر برای استفاده ابزاری مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. هر تفاهم یا توافقی هم که بدون رضایت آمریکا بخواهد پیش برود، به باور من امکانپذیر نیست. همه اینها دست به دست هم میدهند تا یک چنین نشستی، با توجه به سؤال قبلی شما، به اصطلاح برگزار نشود یا با همین تعلیق و تعویق مواجه شود. به باور من، این وضعیت بستری است برای اینکه یا این نشست اصولاً برگزار نشود یا اگر برگزار شود، حتماً جرح و تعدیلهای فراوانی در آن صورت خواهد گرفت.
دورنمای بهبود روابط ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس را بعد از جنگ چگونه میبینید؟ ببینید، این منطقه در واقع یکی از زیرسیستمهای ایران است؛ یعنی یکی از زیربخشهای جهان همسایگی ایران را تشکیل میدهد و چند مشکل اساسی دارد. مشکل اول، عدم اعتماد است که در سایه جنگهای اخیر با جمهوری اسلامی تشدید هم شده است. مشکل دوم این است که امنیت این منطقه عموماً توسط قدرتهای فرامنطقهای طراحی و در واقع تعقیب شده است. هنوز فرصتی برای مشق و تمرینی که یک نظام امنیتی درونزا در اینجا تعریف شود، متأسفانه به هر دلیلی فراهم نشده است. دلیل سوم این است که رویکردها معمولاً سلبی هستند، نه ایجادی. در رویکرد ایجابی، شما تلاش میکنید تواناییهایتان را به اشتراک بگذارید و آنها را به ورطه اشتراک ببرید و برای ایجاد صلح و امنیت پایدار و همچنین توسعه، رفاه و سازندگی پیش بروید. اما در رویکردهای سلبی، معمولاً تلاش میکنید طرف مقابل را تضعیف کنید و نوعی سیطرهجویی یا به یک شکلی، امپریالیسم کلاسیک، توسط همه اطراف منطقه دنبال میشود. به همین خاطر، من تا اطلاع ثانوی دورنمای مثبتی نمیبینم برای این هدف ارزشمندی که میتواند در واقع به انعقاد یک پیمان امنیتی و باثبات در آنجا منجر شود.
برچسب ها :تنگه هرمز ، داغ ، سازوکار منطقهای ، همکاری ایران و عربستان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰