کارما دست از سر فوتبال برنمیدارد!

شکست تحقیرآمیز تیم امید ایران مقابل کره شمالی، بار دیگر کارما را به فوتبال کشورمان بازگرداند. این نتیجه نه تنها انتقادات را افزایش داد، بلکه سوالات زیادی درباره آینده تیم و مدیریت آن ایجاد کرد. هواداران و کارشناسان به شدت نگران وضعیت فعلی فوتبال امید هستند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، در حالی که بسیاری از چهرههای برجسته تاریخ فوتبال ایران به دور از فعالیت هستند و نسلهای مختلفی از بازیکنان و مربیان با تجربه، نقش چندانی در تصمیمگیریها و ساختار فوتبال ندارند، تیم حسین عبدی از علیاکبر رائفیپور به عنوان مشاور در زمینه استعدادیابی در تیمهای تحت سرپرستی خود استفاده میکند؛ تصمیمی که به طور طبیعی میتواند مورد سوال و انتقاد قرار گیرد.
جالب اینجاست که در رأس سازمان مدیریتی تیم امید، فردی به نام اجلال نصیری قرار دارد که حضور او در این سمت میتواند از عجایب روزگار به شمار آید! در سال ۱۳۸۸ و در زمانی که سخنگوی باشگاه تراکتورسازی بودم، با اجلال نصیری آشنا شدم. او در آن زمان در بخش تدارکات تیم فعالیت میکرد و به واقع زحمات زیادی برای مجموعه میکشید. بنابراین انتقاد من متوجه شخص او یا تلاشهای آن دوره نیست؛ اما اینکه چگونه و بر اساس چه معیارهایی فاصله میان آن جایگاه و مسئولیت فعلی در تیم امید ایران طی شده، سوالی جدی است.
پیشرفت شغلی هر فردی یک اتفاق مثبت به شمار میآید، اما سرعت و شکل این پیشرفت، به ویژه برای رسیدن به جایگاهی در سطح تیم ملی امید، میتواند محل سوال باشد. برای چنین مسئولیتهایی، تجربه، تخصص، سابقه و مهمتر از همه شایستهسالاری باید معیار اصلی انتخاب باشد. اینگونه تصمیمات در طول سالهای گذشته در فدراسیون مهدی تاج کم نبوده و بارها شاهد انتخابهایی بودهایم که تناسب میان جایگاه افراد و سوابق تخصصیشان محل سوال بوده است. به طور طبیعی این بیتوجهیها به جامعه بزرگ فوتبال ایران نمیتواند بیپاسخ بماند.
پیشکسوتان مطرود، اگرچه از قدرت و نفوذ کافی برای مقابله با این انتصابات دور از ذهن برخوردار نیستند، اما فوتبال در یک بزنگاه حساس، پاسخ خود را به این انتخابها داده است؛ تیمی با آن همه چهرههای شاخص و بازیکن لیگبرتری و ارزشی در حدود ۱۳ میلیون یورو، در برابر کره شمالی با چهار گل شکست خورده و له میشود که در معادلات فوتبال دنیا نام و جایگاه قابل مقایسهای ندارد. شاید این همان چیزی باشد که باید آن را «کارما» نامید؛ نه به معنای یک قانون قطعی، بلکه به معنای بازگشت تصمیمات و انتخابها در سختترین لحظات.
این نخستین بار نیست که چنین وضعیتی پیش میآید. تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نمایش نسبتاً خوبی داشته و شایستگی رسیدن به دور بعد را نیز داشت. سه گل رد شده توسط کمکداور ویدیویی در سه بازی انجامشده، گلی که شجاع زد و بعد از شادی گل منحصر به فردش رد شد، توپهایی که در دقایق پایانی به تیر دروازه مصر برخورد کرد و نهایتاً امید زیادی که برای انتخاب به عنوان بهترین تیم سوم وجود داشت، همه نشان میداد که فاصله ایران با صعود چندان زیاد نبود. اما درست در همان جایی که کوچکترین روزنه منفی میتوانست سرنوشتساز شود، مجموعهای از اتفاقات رقم خورد که مانع از صعود شد؛ اتفاقاتی که شاید اگر تنها یک مورد به شکلی دیگر رقم میخورد، امروز داستان دیگری برای فوتبال ایران روایت میکردیم.
امیر قلعهنویی مربی بیدانشی نیست و حسین عبدی نیز مربی بیتجربه و میدانندیدهای نیست. او در تمام ردههای پایه هدایت تیم ملی را بر عهده داشته است. تیم تحت سرپرستی او نیز به واقع یکی از معدود تیمهای پرمهره و ستاره تاریخ امیدها بود. اینکه در چنین شرایطی چیزی جز ناکامی و شکست نصیب ما نمیشود، نباید صرفاً از منظر فنی مورد بررسی قرار گیرد. این شکستها قطعاً ریشه در جایی دیگر دارند! شاید بد نباشد این افراد، قبل از هر چیز، کمی به این فکر کنند که چرا درست در سر بزنگاهها، در همان لحظهای که همه چیز میتواند به سودشان رقم بخورد، «کارما» یقه فوتبالشان را میگیرد؟ دنیای امروز حساب و کتاب نانوشتهای به مراتب فراتر از فوتبال دارد که به طور ناگهانی جای برنده و بازنده را عوض و عزت را به ذلت تبدیل میکند.
برچسب ها :اجلال نصیری ، استعدادیابی ، انتقاد مدیریتی ، حسین عبدی ، طرفداری ، فوتبال ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰