لجاجت در اوج قدرت؛ راز واگذاری بردهای اولیه ژاپن در جنگ جهانی دوم به حریف

ژنرالها بر ادامه جنگ تأکید دارند و معتقدند که یک پیروزی بزرگ یا نبردی طولانی میتواند به شرایط صلح شرافتمندانه منجر شود. همچنین، سخنان متفقین درباره «تسلیم بیقید و شرط» انگیزهای مضاعف برای ژاپنیها به وجود آورده است تا به جنگ ادامه دهند.
به گزارش خبرآنلاین، حمله به پرل هاربر در تاریخ ۷ دسامبر ۱۹۴۱ [۱۶ آذر ۱۳۲۰] با غافلگیری کامل صورت گرفت و به تبع آن، قدرت نیروی دریایی ایالات متحده در اقیانوس آرام به شدت کاهش یافت. اگرچه برخی منتقدان، [فرانکلین] روزولت را متهم کردند که با تسریع در این درگیری، «درِ پشتی برای ورود به جنگ» فراهم کرده است، اما این حمله موجب بسیج مردم آمریکا شد و عزم راسخی برای پیروزی در جنگ در آنان ایجاد کرد. این رویداد یکی از پیشفرضهای اصلی ژاپنیها را که بر اساس آن تصمیم به اقدام گرفته بودند، باطل کرد. آنها انتظار داشتند که با استحکام متصرفات جدید خود، دموکراسیهای «سست» از بازپسگیری [این مناطق] که به طور قطع هزینههای سنگینی به همراه داشت، منصرف شوند. اما در واقع، قدرت دریایی ایالات متحده در اقیانوس آرام به طرز چشمگیری افزایش یافت و پیش از آنکه ژاپن بتواند به طور مؤثر از این منابع بهرهبرداری کند، زنجیره دفاعیاش فروپاشید.
در سالهای ابتدایی جنگ اقیانوس آرام، پیروزیهای چشمگیری برای ژاپن به دست آمد. نیروهای ژاپنی در تاریخ ۲ ژانویه ۱۹۴۲ [۱۲ دی ۱۳۲۰] مانیل را تصرف کردند، اگرچه مدافعان آمریکایی و فیلیپینی در «کورگیدور» تا تاریخ ششم مه مقاومت کردند. سنگاپور در تاریخ ۱۵ فوریه [۲۶ بهمن ۱۳۲۰] سقوط کرد و هند شرقی هلند در اوایل مارس و رانگون (یانگون) در تاریخ هشتم مارس [۱۷ اسفند ۱۳۲۰] به تصرف درآمدند. نیروهای متفقین با چالشهایی در حفظ خطوط ارتباطی خود با استرالیا مواجه بودند و غرق شدن ناوهای جنگی بریتانیایی «ریپالس» و «پرینس آو ولز» در کنار خسارات وارده به ایالات متحده در «پرل هاربر»، به نظر میرسید که آزادی عمل کاملی برای نیروی دریایی ژاپن به ارمغان آورده است. در ژاپن، این وضعیت نظامی موجب افزایش اعتماد به نفس و محبوبیت توجو شد و او به تدریج رفتارهای یک رهبر فاشیست را در پیش گرفت.
با این حال، در ماههای پس از آن مشخص شد که نیروی دریایی ایالات متحده برای همیشه از اقیانوس آرام جنوبی خارج نشده است. نبرد میدوی (۳ تا ۶ ژوئن ۱۹۴۲ [۱۳ تا ۱۶ خرداد ۱۳۲۱]) به قیمت از دست دادن ناوهای هواپیمابر برای ناوگان ژاپن تمام شد، که این کشور به هیچ وجه توان از دست دادن آنها را نداشت. نبرد گوادالکانال در جزایر سلیمان نیز در فوریه ۱۹۴۳ با عقبنشینی نیروهای ژاپنی به پایان رسید. پس از نبرد میدوی، استراتژیستهای نیروی دریایی ژاپن شروع به تحلیل تلفات کشتیها و شکستهای خود در نبردها کردند و به این نتیجه رسیدند که دورنمای پیروزی برای ژاپن تیره و تار است؛ اما آنها این نتیجهگیریها را با دقت از دیگران پنهان نگه داشتند.
نبرد دریای فیلیپین (۱۹ تا ۲۰ ژوئن ۱۹۴۴ [۲۹ تا ۳۰ خرداد ۱۳۲۳]) باقیمانده توان هواپیماهای ناوپایه ژاپن را نابود کرد و به سقوط جزیره «سایپن» در ژوئیه ۱۹۴۴ منجر شد. این واقعه، توکیو را در تیررس بمبافکنهای ایالات متحده قرار داد و سرنوشت کابینه «توجو» را به زوال کشاند. پس از آن، کابینه «کوئیسو کونیاکی» جایگزین شد. کوئیسو یک شورای عالی جنگ تشکیل داد که هدف آن برقراری ارتباط میان دولت و فرماندهی عالی ارتش بود. در این زمان دیگر مشخص بود که ژاپن در حال باختن جنگ است، اما هیچ گروهی راهبرد خروجی که برای رهبران نظامی قابل قبول باشد، در اختیار نداشت. مردم ژاپن که تنها از پیروزیها مطلع بودند، تا حد زیادی از مسیر جنگ بیخبر ماندند.
نبرد «خلیج لِیته» (۲۳ تا ۲۶ اکتبر ۱۹۴۴ [۱ تا ۴ آبان ۱۳۲۳]) عملاً توانایی ناوگان مشترک ژاپن برای انجام عملیاتهای تهاجمی را از بین برد و آغازگر استفاده گسترده از حملات «کامیکازه» علیه کشتیهای متفقین شد. بمبارانهای آتشزای ایالات متحده در سال ۱۹۴۵، توکیو را ویران کرد و برای تمام شهرهای بزرگ ژاپن، به جز پایتخت باستانی یعنی «کیوتو»، ویرانی به بار آورد. با این حال، ژنرالها همچنان بر ادامه جنگ اصرار داشتند؛ آنها بر این باور بودند که یک پیروزی بزرگ یا حتی یک نبرد فرسایشی طولانی، بهترین راه برای دستیابی به شرایط صلح شرافتمندانه خواهد بود. همچنین، سخنان متفقین درباره «تسلیم بیقید و شرط» دلیلی مضاعف برای ادامه نبرد در دست ژاپنیها بود.
در فوریه ۱۹۴۵، امپراتور با رجال ارشد سیاسی، از جمله کونوئه، اوکادا و دیگر نخستوزیران سابق دیدار کرد تا گزینههای پیش روی ژاپن را مورد بحث قرار دهد. پس از پیادهشدن نیروهای آمریکایی در اوکیناوا در آوریل ۱۹۴۵، دولت «کوئیسو» سقوط کرد. نخستوزیر جدید، دریاسالار «سوزوکی کانتارو»، کهنهسرباز نخستین جنگ چین و ژاپن و از طرفداران دستیابی به توافق با آمریکاییها در اسرع وقت بود؛ دیگر مسئله این نبود که آیا باید به جنگ پایان داد یا خیر، بلکه چگونگی انجام هرچه بهتر آن مطرح بود. نخستین پیشنهاد، جلب میانجیگری شوروی بود که ژاپن هنوز با آن در صلح به سر میبرد. کونوئه قصد داشت به مسکو سفر کند، اما شوروی متعهد شده بود که خود وارد جنگ اقیانوس آرام شود. به همین دلیل، شوروی پاسخ را به تأخیر انداخت، چراکه ژوزف استالین، رهبر شوروی، در ماه ژوئیه در کنفرانس پوتسدام شرکت کرده بود.
با اینکه اعلامیه پوتسدام در تاریخ ۲۶ ژوئیه [۴ مرداد ۱۳۲۴]، اتمامحجت آمریکا برای تسلیم بیقید و شرط را دوباره مطرح کرد، اما متعهد شد که ژاپن «به عنوان یک نژاد به بردگی کشیده نخواهد شد و به عنوان یک ملت نابود نخواهد گشت.» بدین ترتیب، به نظر میرسید که مسیر یک تسلیم شرافتمندانه گشوده شده است، اما پاسخ سوزوکی به اعلامیه پوتسدام مبهم و بدون تعهد صریح بود و دولت ژاپن نیز بیانیه دیگری صادر نکرد. در تاریخ ششم اوت [۱۵ مرداد ۱۳۲۴]، یک بمبافکن بی-۲۹ (B-۲۹) متعلق به نیروهای هوایی ارتش ایالات متحده، بمبی اتمی را بر روی هیروشیما رها کرد که منجر به نابودی شهر شد. اتحاد جماهیر شوروی در تاریخ هشتم اوت [۱۷ مرداد ۱۳۲۴] به ژاپن اعلام جنگ داد. روز بعد، ارتش سرخ وارد منچوری شد؛ جایی که ارتش «کوانتونگ» ــ که بهترین واحدهایش از مدتها پیش از آنجا خارج شده بودند ــ تنها توانست مقاومت ناچیزی از خود نشان دهد. دومین بمب اتمی نیز در تاریخ نهم اوت [۱۸ مرداد ۱۳۲۴] بر روی ناکازاکی انداخته شد.
دولت سوزوکی در این زمان تلاش کرد تنها شرط خود برای تسلیم را درج قیدی مبنی بر حفظ نهاد امپراتوری قرار دهد. پس از آنکه متفقین پاسخ دادند که به اراده مردم ژاپن احترام گذاشته خواهد شد، امپراتور بر تسلیم اصرار ورزید. جنگ اقیانوس آرام در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۴۵ [۲۳ مرداد ۱۳۲۴] به پایان رسید. تندروها در میان نظامیان آخرین تلاش خود را برای طولانیتر کردن جنگ انجام دادند تا از پخش رادیویی بیانیه تسلیم امپراتور در تاریخ ۱۵ اوت [۲۴ مرداد ۱۳۲۴] جلوگیری کنند، اما ناموفق بودند. تسلیم ژاپن با موجی از خودکشی افسران نظامی و ملیگرایانی همراه شد که احساس سرافکندگی و بیآبرویی میکردند، اما اعتبار شخصی امپراتور برای به سرانجام رساندن فرآیند تسلیم کافی بود.
برای تسهیل فرآیند انتقال، در تاریخ ۱۶ اوت [۲۵ مرداد ۱۳۲۴] کابینه «شاهزاده هیگاشیکونی ناروهیکو» جایگزین کابینه سوزوکی شد؛ هیگاشیکونی تنها عضو خانواده سلطنتی بود که به مقام نخستوزیری رسید. در تاریخ ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ [۱۱ شهریور ۱۳۲۴]، نمایندگان ایالات متحده و ژاپن بر عرشه ناو جنگی «یواساس میسوری» در خلیج توکیو گرد هم آمدند تا پیمان رسمی تسلیم را به امضا برسانند. پژوهشگرانی که عوامل سیاسی و اقتصادی پیش از تسلیم را بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که نه بمب اتمی و نه اعلام جنگ شوروی عوامل محوری تسلیم ژاپن نبودند، هرچند احتمالاً روند آن را تسریع کردند. همچنین چنین نتیجهگیری شد که محاصره دریایی متفقین، با نابود کردن توان ناوگان بازرگانی ژاپن و جلوگیری از بهرهبرداری مؤثر از مستعمرات تازه ژاپن، پیروزی اقتصادی را رقم زد. زیردریاییهای آمریکایی نزدیک به ۵ میلیون تُن از کشتیهای بازرگانی ژاپن را غرق کردند و هواگردهای ارتش و نیروی دریایی نیز در مجموع ۲.۵ میلیون تُن دیگر را از میان بردند.
کارزار ویرانگر بمباران راهبردی آمریکا، آگاهی از شکست را به افکار عمومی ژاپن آورد؛ صدها هزار نفر را کشت و نزدیک به یکسوم جمعیت شهری ژاپن را بیخانمان کرد. نبردهای خونین اقیانوس آرام چنان توان نیروی دریایی و نیروی هوایی ژاپن را فرسوده کرده بود که جزایر اصلی این کشور در معرض تهدید تهاجم قرار گرفت. نیروی اشغالگر آمریکا، شهرهای ژاپن را ویران، ذخایر را تهی و کارخانهها را از رمق افتاده یافت. دولت، که لافزنیها و تضمینهایش درباره پیروزی پوچ از آب درآمده بود، بیاعتبار و بیاحترام مانده بود. کمبود غذا و تورم افسارگسیخته آنچه از «کوکوتای» (نظام/هویت دولت-ملت امپراتوری) باقی مانده بود را نیز تهدید میکرد. زمان برای دگرگونیها فرا رسیده بود.
ژاپن تحت اشغال ایالات متحده در طول جنگ، سیاستهایی که قرار بود بر اشغال ژاپن حاکم باشند، در واشنگتن موضوع بحثهای تند و جدی بودند. هرچند برخی خواهان آن بودند که نفوذ میانهروهای ژاپنی پیش از جنگ به کلی از میان برداشته شود، در نهایت بخش زیادی از امور به ابتکار عمل فرمانده عالی واگذار شد. اعلامیه پوتسدام متعهد شده بود که ژاپن پس از جنگ، آزادی بیان، مذهب و اندیشه را تضمین کند و به حقوق بنیادین بشر احترام بگذارد. همچنین دولت ژاپن موظف بود همه موانع احیاء و تقویت گرایشهای دموکراتیک در میان مردم ژاپن را از میان بردارد.
در تاریخ ۲۹ اوت ۱۹۴۵ [۷ شهریور ۱۳۲۴]، سندی که خطوط کلی سیاست اولیه ایالات متحده پس از تسلیم ژاپن را ترسیم میکرد، به وسیله وزارتخانههای خارجه، جنگ و نیروی دریایی تنظیم شد؛ و این سند به بیانیه بنیادی اصول تبدیل گردید. این سند، به عنوان هدف نهایی، ژاپنی را در نظر داشت که دیگر تهدیدی برای صلح و امنیت جهان نباشد و زیر اداره دولتی مسئول قرار گیرد؛ دولتی که حقوق دیگر کشورها را محترم بشمارد و از اهداف منشور سازمان ملل متحد پشتیبانی کند. ایالات متحده نمیخواست هیچ نوع حکومتی را تحمیل کند که با اراده آزادانه ابرازشده مردم ژاپن در تضاد باشد؛ با این حال امید میرفت ژاپن تا حد امکان با اصول «خودگردانی دموکراتیک» هماهنگ شود.
قلمروی ژاپن به چهار جزیره اصلی و آن دسته از جزایر کوچکتری محدود میشد که قرار بود در تاریخ دیگری مشخص شوند. شورویها به عنوان شرط اعلام جنگ خود، مدعی جزایر کوریل شده بودند؛ این انتقال در سال ۱۹۵۱ رسمیت یافت و تمامی جمعیت ژاپنی این مجمعالجزایر به اجبار به وطن بازگردانده شدند. ژاپن میبایست خلع سلاح و غیرنظامی شود و نفوذ نظامیگرایان از زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی «به کلی حذف» گردد. مردم ژاپن تشویق میشدند که احترام به آزادیهای فردی و حقوق بشر را پرورش دهند و فرصتی به آنان داده میشد تا اقتصادی متناسب با نیازهای دوران صلح جمعیت کشور توسعه دهند. اختیار اجرای این اهداف به ژنرال داگلاس مکآرتور، فرمانده عالی نیروهای متفقین (SCAP)، واگذار شد.
براساس توافق وزیران خارجه ایالات متحده، بریتانیا و شوروی، کمیسیونی برای خاور دور با نمایندگی همه متحدان اقیانوس آرام تشکیل شد تا سیاستگذاری کند و اقدامات مکآرتور را مورد بازبینی قرار دهد؛ اما هرگونه توصیه و دستوری که از این نهاد صادر میشد، از راه مجاری عادی نظامی به او میرسید. همچنین شورای متفقین برای ژاپن، با نمایندگی اتحاد شوروی، چین، کشورهای همسود بریتانیا و فرمانده عالی، در توکیو تشکیل جلسه میداد تا مشاوره و نظر کارشناسانه فوری ارائه کند. فرمانده عالی میبایست، در صورتی که شرایط اجازه میداد، پیش از صدور دستورها با این شورا مشورت کند، اما تصمیم نهایی با خود او بود. در عمل، ستاد فرماندهی عالی نیروهای متفقین توجه چندانی به شورای متفقین نشان نمیداد و به سرعت عمل میکرد تا از صدور دستورالعملهای کمیسیون خاور دور پیشی بگیرد. در نتیجه، او چندان از مداخله بیرونی متأثر نمیشد و بنابراین اشغال ژاپن عمدتاً به امری آمریکایی تبدیل شد.
برچسب ها :جنگ جهانی دوم ، حمله به پرل هاربر ، داغ ، قدرت دریایی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰