تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۷
کد خبر : 3307

شش نوع انگیزه که موفقیت شغلی و شخصی را رقم می‌زند؛ چرا برخی افراد تا پایان مسیر پایدار می‌مانند و برخی دیگر نه؟

شش نوع انگیزه که موفقیت شغلی و شخصی را رقم می‌زند؛ چرا برخی افراد تا پایان مسیر پایدار می‌مانند و برخی دیگر نه؟

وقتی تصمیم به دستیابی به هدفی بزرگ می‌گیرید، همه‌چیز در ابتدا هیجان‌انگیز است. اما با پیشرفت، مسیر دشوارتر می‌شود و وسوسه رها کردن هدف افزایش می‌یابد. در این لحظات، «انگیزه» شما را به ادامه راه ترغیب می‌کند.

کد خبر: ۹۳۱۱۱۱ تاریخ انتشار: ۱۶ : ۱۶ – ۲۸ تیر ۱۴۰۵

ششمین نوع انگیزه‌ای که بر موفقیت شغلی و شخصی تأثیر می‌گذارد، به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا برخی افراد در مسیر خود پایدار می‌مانند و برخی دیگر نه؟ تصور کنید که تصمیم گرفته‌اید به هدفی بزرگ دست یابید؛ از راه‌اندازی یک کسب‌وکار گرفته تا کاهش وزن یا ارتقاء شغلی. در آغاز این مسیر، همه چیز هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، اما با گذشت زمان، چالش‌ها بیشتر می‌شود و وسوسه رها کردن هدف افزایش می‌یابد. در این لحظات، آنچه شما را به ادامه مسیر ترغیب می‌کند، «انگیزه» است.

به گزارش انتخاب، دیوید رابسون، نویسنده کتاب «قوانین ارتباط: ۱۳ استراتژی اجتماعی که زندگی شما را متحول خواهد کرد»، در مقاله‌ای جدید با همکاری روان‌شناس ایان مک‌ری توضیح می‌دهد که انگیزه تنها یک احساس گذرا نیست، بلکه نیرویی است که رفتار ما را هدایت کرده و کیفیت عملکرد ما را مشخص می‌کند. او هدف این پژوهش را افزایش خودآگاهی عنوان می‌کند و می‌گوید: «زمانی که بدانید چه چیزی شعله انگیزه شما را روشن می‌کند، می‌توانید بهتر راه‌هایی برای حفظ آن پیدا کنید.»

بر اساس نظریه «خودتعیین‌گری» (Self-Determination Theory)، انگیزه‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: انگیزه‌های درونی که از علاقه، ارزش‌ها و خواسته‌های شخصی نشأت می‌گیرند و انگیزه‌های بیرونی که تحت تأثیر عواملی مانند پول، جایگاه اجتماعی یا فشار دیگران شکل می‌گیرند. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند افرادی که از روی علاقه و انتخاب شخصی کار می‌کنند، معمولاً عملکرد بهتری، رضایت بیشتری و پشتکار بالاتری نسبت به کسانی دارند که تنها به دلیل اجبار یا پاداش‌های بیرونی تلاش می‌کنند. به عنوان مثال، مطالعه‌ای بر روی ۳۴۴ دانشجو نشان داد افرادی که اهدافی مانند کاهش وزن یا پیشرفت تحصیلی را از روی میل شخصی دنبال می‌کردند، در مقایسه با کسانی که تحت تأثیر انتظارات دیگران بودند، موفق‌تر عمل کردند.

رابسون در این‌باره می‌نویسد: «زمانی که احساس کنیم کاری را به دلیل خواسته خود انجام می‌دهیم، نه به خاطر اجبار، احتمال موفقیت بسیار بیشتر می‌شود.» اما انگیزه افراد تنها به دو دسته درونی و بیرونی محدود نمی‌شود. پژوهشی که ایان مک‌ری به همراه آدریان فورنهام و جسیکا تتچنر بر روی بیش از ۷۵۰ متخصص انجام داد، نشان داد که افراد معمولاً بر اساس شش محرک اصلی فعالیت می‌کنند. برخی از افراد بیش از هر چیز به استقلال و آزادی عمل اهمیت می‌دهند و بهترین عملکرد را زمانی دارند که اختیار تصمیم‌گیری و احساس مالکیت بر کارشان را تجربه کنند. گروهی دیگر از دیده‌شدن، اعتبار، جایگاه اجتماعی و قدردانی عمومی انرژی می‌گیرند. برای عده‌ای نیز روابط انسانی، همکاری با دیگران و احساس تعلق به یک تیم، مهم‌ترین عامل حفظ انگیزه است. در مقابل، برخی افراد بیش از هر چیز به پاداش‌های مالی، حقوق و مزایای شغلی توجه دارند. گروهی دیگر کیفیت شرایط کاری، تعادل میان زندگی و کار و انعطاف‌پذیری محیط کار را اولویت می‌دانند و دسته‌ای نیز امنیت شغلی، ثبات و آینده قابل پیش‌بینی را مهم‌ترین عامل ادامه مسیر می‌بینند.

نویسندگان این پژوهش تأکید می‌کنند که هیچ‌یک از این انگیزه‌ها ذاتاً بهتر یا بدتر از دیگری نیست. علاوه بر این، انگیزه انسان در طول زندگی نیز تغییر می‌کند. افراد جوان‌تر معمولاً بیشتر به درآمد و مزایای مالی اهمیت می‌دهند، اما با بهبود وضعیت اقتصادی، عواملی مانند استقلال، رشد فردی و معنادار بودن کار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پژوهشگران بر این باورند که این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط مالی افراد بستگی دارد؛ کسی که برای تأمین هزینه‌های زندگی تحت فشار است، طبیعی است که حقوق بالاتر را مهم‌ترین انگیزه خود بداند.

رابسون برای ملموس‌تر شدن موضوع، تجربه شخصی خود را نیز روایت می‌کند. او پس از شرکت در این آزمون متوجه شد که مهم‌ترین انگیزه‌اش «استقلال» است. به گفته او: «ترجیح می‌دهم درباره موضوعاتی بنویسم که خودم کشف کرده و پیشنهاد داده‌ام، نه موضوعاتی که از قبل به من واگذار شده‌اند. دلیل منطقی خاصی ندارد؛ فقط احساس مالکیت بیشتری نسبت به آن‌ها دارم.» او همچنین دریافت که ارتباطات اجتماعی نیز برایش اهمیت زیادی دارد و همین شناخت باعث شد تصمیم بگیرد زمان بیشتری را به دیدار و همکاری با دیگر نویسندگان آزاد اختصاص دهد.

به اعتقاد نویسندگان، شناخت منبع اصلی انگیزه می‌تواند هم برای افراد و هم برای مدیران سازمان‌ها بسیار ارزشمند باشد. زمانی که بدانیم دقیقاً چه چیزی ما را به حرکت وا می‌دارد، راحت‌تر می‌توانیم علت بی‌انگیزگی خود را تشخیص دهیم، اهداف مناسب‌تری انتخاب کنیم و محیطی بسازیم که اشتیاقمان را حفظ کند. مدیران نیز با شناخت انگیزه کارکنان می‌توانند علاوه بر تأمین نیازهای مالی و امنیت شغلی، فرصت‌هایی برای رشد، استقلال و ایجاد حس تعلق فراهم کنند؛ عواملی که نقش مهمی در افزایش رضایت و بهره‌وری دارند.

رابسون در پایان مقاله، پیام اصلی پژوهش را این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: «همه ما دوره‌هایی از بی‌انگیزگی را تجربه می‌کنیم؛ اما وقتی ارزش‌هایی را که واقعاً ما را به حرکت درمی‌آورند بشناسیم، راحت‌تر می‌توانیم از این رکود خارج شویم و دوباره مسیر رسیدن به اهداف‌مان را ادامه دهیم.» شاید مهم‌ترین نتیجه این پژوهش همین باشد؛ اینکه پیش از تلاش برای افزایش انگیزه، باید ابتدا بدانیم چه چیزی واقعاً به زندگی و کار ما معنا می‌دهد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.