آیا از کارهای سخت خستهاید؟ مشکل از اسکرول بیهدف و دوپامین آسان است!

محققان اعلام کردهاند که افراد از مرور شبکههای اجتماعی لذت نمیبرند. با این حال، مغز انسان به دلیل دسترسی آسان به پاداشهای فوری، تمایلی به صرف زمان برای خواندن کتاب ندارد. این تغییر در رفتار میتواند بر روی عادات مطالعه تأثیر منفی بگذارد.
کد خبر: ۹۳۸۳۱۰ تاریخ انتشار: ۴۱ : ۱۵ – ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
آیا از انجام کارهای سخت خسته شدهاید؟ مشکل ناشی از اسکرول بیهدف و دوپامین آسان است. محققان بیان میکنند که افراد از اسکرول در شبکههای اجتماعی لذت نمیبرند، اما مغز در دنیای پاداشهای ارزان دیگر تمایلی به زحمت کشیدن برای خواندن یک کتاب ندارد.
به گزارش انتخاب، زومیت: محققان تأکید دارند که مردم از اسکرول در شبکههای اجتماعی رضایت ندارند، اما مغز در دنیای پاداشهای آسان، تمایلی به تلاش برای خواندن کتابها ندارد. احتمالاً برای شما نیز پیش آمده که در حین مطالعه، گوشی موبایل در کنار شما جلب توجه کند. شما دو یا سه صفحه میخوانید و به جمله یا پاراگرافی میرسید که نیاز به بازخوانی دارد و در همین لحظه، دستتان بهطور ناخودآگاه به سمت گوشی میرود. به خود میگویید که فقط نوتیفیکیشنها را چک میکنید و چند ثانیه به اینستاگرام سر میزنید، اما چهل دقیقه بعد همچنان در حال تماشای ویدیوها هستید. دلیل این امر نه جذابیت همهی پستهای اینستاگرام است و نه واقعاً اسیر محتوای لذتبخش شدهاید. بهنظر میرسد که در هر لحظه، بالا و پایین کردن ویدیوها راحتتر از بازگشت به کتاب باشد.
این روزها در فضای مجازی، مفهوم “دوپامین دیتاکس” یا روزهی دوپامین بهعنوان راهحلی برای مشکل اسکرول بیپایان معرفی میشود و توصیه میشود که مدتی از گوشی، بازیهای ویدیویی و حتی خوراکیهای شیرین دوری کنید تا سیستم پاداشدهی مغز فرصت تنظیم مجدد پیدا کند. اما این ادعا تا چه حد واقعی است؟ تحقیقات جدید نشان میدهند که محاسبات ذهنی انسانها تغییر کرده و مغز ارزش تلاش و زحمت را با فرمولهای جدیدی میسنجد.
بیایید نگاهی سریع به چرخهی همیشگی گوشیهای هوشمند بیندازیم. نوتیفیکیشنها حواس ما را پرت میکنند، تمرکز را از دست میدهیم و مغز دیگر تحمل کارهای دشوار را ندارد. نتایج تحقیقات در این زمینه یکسان نیست، زیرا همانطور که پژوهشگران اشاره میکنند، انسانها در محیطهای کنترلشده معمولاً میتوانند منابع ذهنی خود را برای انجام کارهای مشخص بسیج کنند. ویسنو ویرادهانی، داگلاس پَری و یان آرو در مقالهای که در جولای ۲۰۲۶ در نشریهی Nature Human Behaviour منتشر شد، بیان میکنند که بحثهای عمومی بیش از حد بر کاهش ظرفیت شناختی تمرکز کردهاند. این محققان معتقدند که شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال بیشتر از آنکه توانایی مغزی افراد را نابود کنند، آمادگی روانی انسان برای تلاش ذهنی را تغییر میدهند.
به مثال آغاز مقاله بازگردیم؛ شاید شما هنوز بتوانید بر روی متن سنگین کتاب تمرکز کنید. اما وقتی راه میانبری برای رسیدن به پاداشی روانی وجود دارد، مغز شما تمایل دارد که موتور تمرکز را روشن نکند. نظریهی جدید پژوهشگران میگوید که ریشهی مشکل وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی و عدم تمرکز مداوم مردم به ناتوانی مغز برنمیگردد، بلکه این مغز است که همواره انتخاب میکند و میسنجد که هر کاری چقدر زحمت دارد و در مقابل آن چه چیزی نصیبش میشود.
در ویدیوها و پستهای خودیاری، پاداشها معمولاً در دو کفهی ترازو قرار میگیرند. گشت و گذار بیهدف در شبکههای اجتماعی، بازیهای موبایلی، خوردن یک تکه کیک شکلاتی بزرگ یا خریدهای آنلاین، برچسب دوپامین آسان را به خود میزنند؛ زیرا بلافاصله و بدون هیچ زحمتی حس خوبی به ما میدهند. از سوی دیگر، ورزش، مطالعه، کارهای خلاقانه و یادگیری مهارتهای جدید، لقب دوپامین سخت را به دوش میکشند؛ فعالیتهایی که برای دستیابی به نتایجشان نیاز به تلاش و صبر دارند. ما بهطور شهودی این تقسیمبندی را منطقی میدانیم، اما در دنیای عصبشناسی چیزی بهعنوان دوپامین سخت و آسان یا دوپامین ارزشمند و ارزان وجود ندارد.
بسیاری از افراد بهاشتباه دوپامین را مادهای جادویی برای لذت میدانند؛ در حالی که این انتقالدهنده عصبی در عملکردهای حیاتی متعددی از جمله حرکت، انگیزه، یادگیری و تصمیمگیری نقش مهمی ایفا میکند. یافتههای پژوهشی دوپامین را با “خطای پیشبینی پاداش” نیز مرتبط میدانند، یعنی فاصلهی میان آنچه انتظار داشتید به دست آورید و آنچه در واقعیت نصیبتان میشود. این سیگنال به مغز یاد میدهد که از غافلگیریها درس بگیرد و پیشبینیهای آیندهاش را دقیقتر کند.
ولفرام شولتز، پژوهشگر و عصبشناس مشهور آلمانی، با بررسی مجموعهای از مطالعات انجامشده در زمینهی دوپامین، نتیجه میگیرد که افزایش و کاهش دوپامین در مغز همیشه به معنای افزایش و کاهش لذت نیست. بنابراین هر ویدیوی کوتاه در اینستاگرام، تیکتاک یا یوتیوب لزوماً باعث انفجار لذت در مغز نمیشود و باک تحمل شما را نیز خالی نمیکند. اما اگر از اسکرول کردن لذت نمیبرید، چرا به این کار ادامه میدهید؟ دوپامین بیشتر از آنکه بهطور مستقیم لذت ایجاد کند، بر میل، انگیزه و پررنگ کردن نشانههای رسیدن به پاداش تأثیر میگذارد. با این توصیف، بهتر میتوانیم اسکرول بیهدف را درک کنیم. شاید ویدیوی پانزدهمی که میبینید دیگر خندهدار نباشد یا پست بعدی هیچ اطلاعات ارزشمندی به شما ندهد، اما نشانههای سادهای مانند ظاهر شدن تصویری جدید، حرکت انگشت روی نمایشگر یا انتظار محتوایی تازه، شما را به ادامهی اسکرول ترغیب میکند. مغز میخواهد محتوای بعدی را ببیند، حتی اگر از تکتک پستها لذت نبرد.
پلتفرمهای دیجیتال بهگونهای طراحی شدهاند که همین میل به ادامهدادن کاربر را تغذیه کنند. شبکههای اجتماعی به شما این امکان را میدهند که بینهایت اسکرول کنید و نقطهی پایان را حذف میکنند. الگوریتمها بهطور مداوم گزینههای بعدی را جلوی چشمان شما قرار میدهند و نوتیفیکیشنها به محتوایی که هنوز ندیدهاید، وزن و اهمیت میبخشند. پاداش محتوای بعدی تضمینشده نیست، اما امتحان کردن آن زحمتی ندارد. شاید ورقزدن صفحهی موبایل لذتبخش نباشد، اما حداقل فضا را عوض میکند؛ زیرا چشم انسان تصاویر جدیدی میبیند، صدایی به گوش میرسد و احتمال خواندن خبری غافلگیرکننده بیشتر میشود.
اما وقتی گوشی را کنار میگذارید، ممکن است برای چند دقیقه هیچکاری نکنید. آیا میدانید این چند دقیقه چه تأثیری بر ذهنتان میگذارد؟ حال میتوانیم بفهمیم چرا به اسکرول کردن و کارهای مشابه ادامه میدهیم حتی اگر لذتی نبریم. اما تکرار این انتخاب چه تأثیری بر ارزش فعالیتهایی میگذارد که پاداششان دیرتر مشخص میشود؟ مغز برای انجام هر کاری میزان زحمت و پاداش آن را سبکوسنگین میکند. عواملی مانند بزرگی پاداش و احتمال دستیابی به آن، زمانی که باید برای انجام یک کار صرف کنیم و میزان تلاش جسمی و ذهنی، همگی در انتخاب نهایی ما نقش دارند.
محققانی مانند ویرادهانی، محاسبات مغز را ملاک انتخابهای انسان میدانند. پلتفرمهای دیجیتال سرگرمی را بدون تلاش در اختیار افراد قرار میدهند؛ در حالی که مطالعه، نوشتن یا حل مسئله نیاز به تلاش بیشتری دارند و نتایجشان دیرتر مشخص میشود. تکرار انتخابهای آسان باعث میشود مغز کارهای بیدردسر را باارزشتر ارزیابی کند و فعالیتهایی را که نیاز به تمرکز دارند، پرهزینه و گران ببیند؛ سازوکاری که “بازتنظیم تلاش” نامیده میشود. البته شما میتوانید روی گوشی مقالهای طولانی بخوانید، زبان یاد بگیرید یا مسئلهای حل کنید. در هر حال، مغز به ساختار فعالیت اهمیت میدهد و به این نکته توجه میکند که کار پیش روی انسان در مجموع چقدر هزینه دارد و رها کردن کار و سرک کشیدن به هدف بعدی چقدر آسان است.
پژوهشگران معتقدند که انسانها هم به جستوجو نیاز دارند و هم به عمیق شدن. جستوجو به شما اجازهی اکتشاف میدهد و عمیق شدن امکان یادگیری و تمرکز را فراهم میکند. اما پلتفرمهای دیجیتال جستوجو را بسیار آسان کردهاند و به محض اینکه چیزی جذابیتش را از دست میدهد، گزینهی بعدی را ارائه میدهند. مشکل تمرکز صرفاً ناشی از بیارادگی انسانها نیست، زیرا اصولاً گوشی و کتاب در شرایطی برابر با هم رقابت نمیکنند. کتاب باید با الگوریتمی رقابت کند که محتوا را بدون وقفه و بر اساس سلیقه و انتخابهای گذشتهی فرد ارائه میدهد. بنابراین توانایی شما کاهش نیافته، بلکه گزینههای آسان و دردسترس هزینهی فعالیتهای عمیق را برای شما افزایش دادهاند.
اگر انسان همیشه پاداش بیشتر را با تلاش کمتر میخواهد، پس چرا ما به کوه میرویم، جدول حل میکنیم یا میخواهیم موسیقی یاد بگیریم؟ انسانها گاهی مسیر دشوارتر را انتخاب میکنند و برای همین سختی، ارزش بیشتری قائلاند. اما گاهی خود تلاش، ارزش نتیجه را افزایش میدهد یا بخشی از پاداش میشود. همانطور که ما وسیلهای را که با دستان خود ساختهایم، ارزشمندتر از مدل آمادهی فروشگاهی میدانیم. همچنین با انجام کارهای سخت، توانایی خود را میسنجیم، پیشرفتمان را مشاهده میکنیم و احساس تسلط میکنیم. کارهای دشواری که معنادار هستند یا بازخورد خاصی به انسان میدهند، با کارهای پرزحمتی که تحمیلی یا بیهدفاند، تفاوت زیادی دارند. انسانها از هر نوع تلاشی فرار نمیکنند، اما گاهی بهخاطر دسترسی سریع به پاداشهای فوری و کوچک، فرصت رسیدن به بخش رضایتبخش کارهای دشوار را از دست میدهند.
وقتی مغز یاد میگیرد که تلاش را قیمتگذاری کند، قطعاً میتواند مسیر برعکس را نیز بیاموزد. در سال ۲۰۲۲، گروهی از محققان دانشگاه ویرجینیا مجموعهای از آزمایشها را بهصورت حضوری و آنلاین اجرا کردند که در آنها پاداش به میزان تلاش افراد بستگی داشت، نه عملکرد موفقشان. شرکتکنندگان بعداً، زمانی که دیگر پاداشی در کار نبود، بیش از گذشته به سمت تکالیف سخت میرفتند و از چالشها استقبال میکردند. نتایج آزمایشها نشان میداد که ارزش ذهنی عددی ثابت نیست و بهشدت تحت تأثیر تجربههای روزمره قرار میگیرد.
در پایان، بیایید نسخهی معروف دوپامینزدایی را مرور کنیم. بررسیهای پزشکی هاروارد نشان میدهند که کنار گذاشتن گوشی یا شبکههای اجتماعی ترشح دوپامین را در مغز متوقف نمیکند و اصولاً دوپامین هم مادهای نیست که در مغز جمع شود و بتوان آن را با نوعی روزه از بدن پاک کرد. شما هنوز اراده و توانایی گذشتهتان را حفظ کردهاید، اما قبل از اینکه کارهای سخت ارزش خود را نشان دهند، ذهن شما با معاملهی ارزانتری مواجه میشود.
برچسب ها :اسکرول بیهدف ، انتخاب ، تمرکز ، دوپامین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰