زلاتان ابراهیموویچ پیش از آرسنال در کیو پی آر تست داد و با یک فحش تند از مربی خداحافظی کرد
زلاتان ابراهیموویچ، ستاره فوتبال، هرگز در آرسنال تست نداد و دلیل این تصمیم به یک ماجرای قدیمیتر در لندن برمیگردد. علاقهمندان به فوتبال به خوبی از این داستان آگاهند، اما هنوز هم سوالاتی درباره چرایی این انتخاب وجود دارد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری طرفداری، همه ما در زندگی لحظاتی داریم که به آنها نگاه میکنیم و با خود میگوییم: «ای کاش…» شاید در سال ۲۰۱۱ یکی از دوستانتان درباره پدیده جدیدی به نام بیتکوین به شما گفته باشد و شما با بیتوجهی گفته باشید که این موضوع به جایی نمیرسد. یا ممکن است ایمیلتان پیشنهاد شغلی رویایی را به پوشه اسپم فرستاده باشد و تا زمانی که آن را مشاهده کردهاید، آن شغل به فرد دیگری رسیده باشد. در بیشتر موارد، چنین فرصتهایی احتمالاً به اندازه حسرت QPR و جری فرانسیس آزاردهنده نیستند؛ زمانی که آنها اجازه دادند یکی از بهترین فوتبالیستهای دوران مدرن به طرز مضحکی از دستشان برود.
سال 1998 بود. کوئینز پارک رنجرز در میانه یکی از دورههای تاریک اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ خود قرار داشت. همانطور که هر هوادار دوآتشه رنجرز به شما خواهد گفت، این فقط یکی از چند دوره تاریک باشگاه بود، اما با این حال دورهای قابل توجه محسوب میشد. دهه ۹۰ در لوفتوس رود فوقالعاده آغاز شده بود. QPR تیمی تثبیتشده در سطح اول فوتبال انگلیس بود. ری ویلکینز فرمان بازی را در دست داشت و لس فردیناند یکسره گل میزد. پس از حضور جری فرانسیس با موهای جذابش و آغاز عصر طلایی جدید فوتبال انگلیس، آنها به مهمترین تیم فوتبال لندن تبدیل شده بودند و در نخستین فصل لیگ برتر در رده پنجم قرار گرفتند. همهچیز تازه و هیجانانگیز بود. باشگاه در مسیر پیشرفت قرار داشت.
اما اوضاع همینطور نماند. تا سال ۱۹۹۸، شرایط به شکل فاجعهباری تغییر کرده بود. پس از آن فصل نخست لیگ برتر، دو بار دیگر کار را در جمع ۱۰ تیم برتر به پایان بردند، اما فرانسیس در نوامبر ۱۹۹۴ با موهایش به آن سوی لندن رفت و مسیر تاتنهام را در پیش گرفت و حتی فردیناند نیز در ۱۹۹۵ به نیوکاسل فروخته شد. پروژه لوفتوس رود به حالت احتضار افتاده بود. فصلی بهشکل قابل پیشبینی افتضاح از راه رسید و تا سال ۱۹۹۶، تیم خود را برای نخستین بار از سال 1983 آمادهی حضور در سطح دوم آماده میکرد. در دو فصل بعد، آنها پنج مربی مختلف را تجربه کردند و در انتهای جدول دسته اول برای بقا دستوپا میزدند.
در اواخر سال ۱۹۹۸، آنها دوباره سراغ فرانسیس رفتند و امیدوار بودند کمی از جادوی قدیمی بازگردد. در اقدامی که میتوانست برای تقویت خط حملهی آنها که پر از بازیکنانی بود که اسمشان را هم نشنیدهاید، بسیار هوشمندانه به نظر میرسید، آنها دو نوجوان ۱۶ ساله سوئدی را برای یک هفته تست به انگلیس دعوت کردند. یکی این دو نفر، تونی فلایگار و دیگری زلاتان ابراهیموویچ بود. هر دوی آنها از محصولات آکادمی مالمو بودند. میتوان تصور کرد که هر دو آنها بسیار مشتاق بودند در انگلیس تأثیر خود را بگذارند.
فلایگار در سال ۲۰۱۴ خاطراتش را برای دیلی میل بازگو کرد: «زلاتان بیش از حد توپ را نگه میداشت و مربی وقتی انتظارش را نداشت، روی پای او تکل زد. به خاطر همین، زلاتان هم روی پای او تکل زد و بعد به مربی گفت: گمشو (F word).» آتشی که در وجود این سوئدی بلندقد شعلهور بود و تصور بالایی که از اهمیت خودش داشت و بعدها به دلیل آنها در سراسر جهان مشهور شد، از همان سنین پایین در باشگاهی محکوم به فنا در لندنِ انتهای دهه نود برای اولین بار دیده شد.
طبیعی بود که مربی QPR تحت تأثیر قرار نگرفته باشد. فلایگار تعریف کرد: «او از دست زلاتان دیوانه شد. البته حضور در انگلیس خیلی متفاوت بود. او فقط به زلاتان گفت: به خاطر این کار، روزگارت را سیاه میکنم (For that, you’re going to breathe through your arse). این جمله را هیچوقت فراموش نمیکنم. دیگر هیچ خبری از QPR نشد. زلاتان نمیخواست در انگلیس بازی کند یا بماند؛ این برداشت من است.» زلاتان ابراهیموویچ؛ قهرمانی از کف خیابان ابراهیموویچ شاید در آن مقطع چنین برداشتی ایجاد کرده بود. اما همانطور که ۱۸ سال بعد و هنگام تصمیم برای انتقال به منچستریونایتد ثابت کرد، او کاملاً هم با ایده بازی کردن در لیگهای انگلیس مخالف نبود.
البته ممکن است دیدگاه او به مرور تغییر کرده باشد. سن متفاوت، اولویتهای متفاوتی میآورد اما در QPR بدون شک باید با خودشان فکر کنند: «ای کاش»؛ ای کاش مربیشان در تلاش برای وادار کردن ابراهیموویچ به رها کردن توپ، اینقدر عجولانه رفتار نمیکرد. در یک لحظه از خودنمایی و برخورد دو فرد مغرور، ابراهیموویچ از دستشان رفت. او به مالمو بازگشت و سال بعد نخستین بازی حرفهای خود را انجام داد و سرانجام در تابستان ۲۰۰۱ آژاکس را به عنوان مقصد بعدیاش انتخاب کرد.
با توجه به دستاوردهایی که در اردیویسه به دست آورد و برخی لحظات جادویی که با پیراهن آژاکس خلق کرد، احتمالاً میتوان گفت این تصمیمی نیست که ابراهیموویچ از آن پشیمان باشد. در همین حال، سقوط QPR به سمت فراموشی ادامه داشت. آنها به جای ایبرا، لوک کورنوال را به صورت قرضی از فولام به خدمت گرفتند. لوک کورنوال گل نزد. لوک کورنوال در ادامه برای برادفورد، ووکینگ، لوئز، ایافسی ویمبلدون، دولویچ همپلت و پلیس متروپولیتن بازی کرد.
در ماه مه ۱۹۹۹، QPR در رده بیستم قرار گرفت و با تفاضل گل از سقوط نجات پیدا کرد. دو فصل بعد، رنجرز برای نخستین بار در بیش از سه دهه به دسته سوم سقوط کرد؛ آن هم در میان طوفانی واقعی از سوءمدیریت مالی و رسوایی. اما برای ابراهیموویچ، این آخرین فرصتی نبود که در سالهای ابتدایی دوران حرفهایاش برای انتقال به انگلیس داشت. در سال ۲۰۰۱، کمی پیش از امضای قرارداد با آژاکس، آرسن ونگر دوباره او را به لندن دعوت کرد.
ابراهیموویچ بعدها گفت: «من برای تست نیامده بودم؛ برای مذاکره با آرسنال آمده بودم. اما ونگر میخواست از من تست بگیرد و من گفتم: من تست نمیدهم. شما میدانید من چه کسی هستم.» بعد از اتفاقی که در QPR برایش رخ داده بود، عجیب نبود که حاضر به انجام تست نشود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰