انتقاد معاون پزشکیان از تندروها: تناقض در نفی مذاکره و افزایش انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی

معاون پزشکیان در گفتوگو با خبرآنلاین اظهار داشت: تشدید درگیری و نفی مذاکره در کنار افزایش انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی، تناقضی اساسی است. او پرسید که در تاریخ کجا کشوری که در جنگ بوده، همزمان به پویایی اقتصادی دست یافته است؟ او به هزینههای اقتصادی جنگ، شامل مخارج و خسارات، و همچنین توقف فعالیتها اشاره کرد.
محمدحسن نجمی: دولت سیزدهم از همان روزهای اولیه که هنوز به طور کامل شکل نگرفته بود، با ترور اسماعیل هنیه در تهران مواجه شد. پس از آن، حوادث متعددی به وقوع پیوست که منجر به دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شد و تأثیرات عمیقی بر جامعه ایران گذاشت. عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، از جمله چهرههای دولتی است که در این مدت علاوه بر فعالیت در حوزه تخصصی خود، در زمینههای وحدت و انسجام ملی نیز تلاشهای گستردهای انجام داده است. او بر این باور است که ایران باید خانه و جایگاه همه شهروندان ایرانی باشد. حسینزاده که یکی از جوانترین معاونان مسعود پزشکیان به شمار میرود، چند روز پیش در برنامه کافه خبر خبرآنلاین حضور یافت. در این گفتگو، به جای تمرکز بر موضوعات تخصصی، از وضعیت دولت و جنگ پرسیده شد؛ او به عنوان عضوی از هیأت دولت که در جریان امور قرار دارد و به وفاق و انسجام ملی اعتقاد دارد، به عنوان یک اهل سنت نمادی از این وفاق در دولت سیزدهم به شمار میرود. در ادامه، مشروح مصاحبه عبدالکریم حسینزاده با خبرآنلاین ارائه میشود:
*******************
*بیشترین سوال مردم این است که از جنگ چه خبر؟ شما در دولت هستید و از شرایط آگاهید. امروز دولت و کشور با یک جنگ چند بعدی مواجه است؛ این جنگ هم ابعاد نظامی دارد و هم ابعاد اقتصادی و روانی، به ویژه در زمینه طراحیها و فضاسازیها علیه همبستگی ملی. کشور از نظر اقتصادی و فیزیکی در معرض خطرات جدی قرار دارد.
*شرایط اقتصادی نیز در واقع شرایط جنگی است. بله، این هم شرایط جنگی است و ما این را قبول داریم. این تنها نظر من نیست، بلکه رهبران و سیاستمداران آمریکایی نیز اذعان دارند که سختترین فشارهای اقتصادی را بر ایران تحمیل کردهاند. این محدودیتها در حوزه صادرات، واردات و مسائل دیگر، دولت را با شرایط غیرعادی مواجه کرده است. تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره به همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی یک تناقض بنیادین است. در تاریخ، آیا کشوری که درگیر جنگ بوده، همزمان به پویایی اقتصادی نیز دست یافته است؟ یک بخش مهم جنگ هزینههای اقتصادی آن است؛ چه از نظر مخارج جنگ و خسارات و چه عدم النفع فعالیتهایی که متوقف شدهاند. این توهم است که فکر کنیم در چنین شرایطی که هم جنگ وجود دارد و هم نوعی از محاصره، اقتصاد میتواند مانند شرایط عادی کار کند. کسانی که ادامه جنگ و نفی مذاکره را تجویز میکنند، باید مسئولیتپذیر باشند و به مردم بگویند آثار اقتصادی و معیشتی توصیههایشان چیست.
*فکر نمیکنید اگر تفاهم اسلام آباد هنوز برقرار بود، وضعیت خیلی متفاوت بود؟ برای مثال، قیمت دلار… اگر این تفاهمنامه در راستای منافع ملی ایران نبوده، چرا بسیاری از سیاستمداران و سناتورهای آمریکایی درباره آن چنین نظراتی دارند؟ مساله فراتر از قیمت دلار است. راه حل ما برای خروج از این وضعیت چیست؟ به جز رسیدن به یک توافق چه گزینههایی داریم؟ منتقدان میگویند باید فقط بر حوزه میدان تکیه کنیم. اما باید پرسید تا کجا ظرفیت این تکیه کردن وجود دارد؟ بیپایان دیدن توان نظامی و پشتیبانی کشور و عدم توجه به واقعیتهای میدانی میتواند ما را در معرض موقعیتی خطرناکتر از مقطع پایانی جنگ 8 ساله قرار دهد.
*در داخل، برخی همین حرفها را به جای آمریکا، برای ایران میزنند که برخلاف منافع ملی آمریکاست و اینها میگویند برخلاف منافع ملی ایران است. چه وجه اشتراکی وجود دارد! واقعاً نمیدانم. بعضی وقتها موضعگیریها و همزمانیها در سیاست پیش میآید که برای خودم هم سوال است که چه اتفاقی افتاده که کسانی که ضد ایرانیترین افراد در آن سوی کره زمین هستند، همسویی با نظراتشان پیدا میکنند.
*فکر نمیکنید این از آن حفره امنیتی است که آقای عراقچی به آن اشاره کرد؟ هیچ چیزی غیرممکن نیست. هرکس که دل در گرو این سرزمین دارد و این وطن را دوست دارد، میتواند نقد کند، اما الان زمان تخریب کردن نیست. اکنون زمان آن است که دست بچههای خودمان را در مذاکره نبندیم. ما باید وفاق را تنها به وفاق سیاسی تعبیر نکنیم، بلکه وفاق بر سر منافع ملی، آینده ایران و تمامیت ارضی کشور نیازمند این است که از خودخواهیها فاصله بگیریم.
*فکر نمیکنید وفاقی که میگویید، یک طرفه از سمت دولت است؟ یعنی دولت جلو میرود و دستش را دراز میکند اما دیگران نه تنها دست خود را جلو نمیآورند بلکه به دولت نیز ضربه میزنند. حاشیهسازیهایی که برای دولت و اعضای کابینه و آقای پزشکیان میشود، به نظر میرسد پروژهای تعریف شده است که میخواهد به دولت آسیب بزند، چه در جنگ باشد و چه در صلح! با انتقاد از همان تفاهمنامه، دولت و رئیس مجلس را هدف قرار میدهند! کسانی که در خط مقدم این مذاکرات هستند، مانند آقای دکتر پزشکیان و آقای قالیباف و آقای عراقچی، خائن به نظام نیستند. نگاه منتقدان این است که مصلحت نظام به خطر میافتد، اما این افراد به هیچ وجه مصلحت نظام را به مخاطره نمیاندازند. در هیچ سرزمین و دورهای در تاریخ دنیا نمیتوانید پیدا کنید که همه کشور در ابعاد مختلف درگیر جنگ باشد و به کسانی که مدیریت جنگ را بر عهده دارند، حمله کنند و تحت فشار قرار دهند. حداقل اگر گروهی چنین میکنند، گروههای مقابل نیز باید به همان اندازه تریبون و آزادی حقوقی داشته باشند که نظرشان را اعلام کنند. مشکل اینجا نیست که گروهی انتقاد میکنند، بلکه مشکل در منفعل کردن و از دور خارج کردن بخش بزرگی از جامعه است که نظر متفاوتی دارند. من وفاق یک طرفه را نیز قبول ندارم. از آقای طائب که گفته بود «آمریکا باید به تفاهمنامه برگردد» تا دیگرانی مانند آقای قالیباف، همگی معتقدند که تفاهمنامه خوبی بوده و بدعهدی از طرف ما صورت نگرفته است و طرف باید به تعهدات خود پایبند باشد؛ آنها بر این باورند که اگر دشمن خواست مذاکره کند، ما نیز باید مذاکره کنیم و حق خود را بگیریم. برخی افراد هنوز در دوران انتخابات ماندهاند. نگرانی وجود دارد که دولت سرمایه اجتماعی برای خود میسازد و عدهای نمیخواهند این سرمایه اجتماعی برای دولت بازسازی شود، در حالی که این سرمایه اجتماعی برای کشور است نه دولت.
*عدهای که میگویید مخالف هستند و از افزایش سرمایه اجتماعی دولت میترسند، بعضاً در مجلس هستند و میگویند در تفاهمنامه نتوانستیم لگد بزنیم، حالا به سفتتر کردن فیلترینگ میپردازند و میگویند که یک تنگه هرمز داریم و یک تنگه فیلترینگ هم داریم! برخی میگویند که عفاف و حجاب را باید اکنون اجرا کنیم! آیا شما اینها را در راستای وفاق میبینید؟ برای من سوال بود، دیروز موضوعی در کمیسیون اجتماعی فرهنگی داشتیم که باید بررسی و رایگیری میشد. موضوع هم درباره فرهنگسازی رسانهای بود؛ ما در شرایط جنگ هم هستیم. برای من سوال بود که در کشورهایی که در دوران جنگ هستند، چگونه نسبت به جنگ واکنش نشان میدهند و در حوزه رسانه چه اقداماتی انجام میدهند؟ به عنوان مثال، در اوکراین، برای اینکه جنگ رسانهای را به دشمن واگذار نکنند، رسانهای تحت عنوان united news ایجاد کردند تا همه در آنجا جمع شوند و یک صدای واحد داشته باشند و فضا را برای عقب ماندن از جنگ رسانهای از دست ندهند. بخش عظیمی از جنگی که اکنون در حال وقوع است، جنگ رسانهای و روانی است. ما در این جنگ مدام همه چیز را به اقدام نظامی تقلیل میدهیم، اما آیا در جنگ تبلیغاتی نیز موفق بودیم؟ آیا در جنگ اقتصادی نیز متوازن عمل کردیم؟ وضعیت تنازع اجتماعی کشور در شرایط جنگی چگونه است؟ آیا در جنگ روایتها دست بالا را داشتیم؟ در چارچوب این مسائل، تصمیمات داخلی ما در بسیاری از موارد تضعیفکننده قدرت ملی است. وقتی فیلترینگ میکنید، عملاً دست خود را از اطلاعرسانی درست و شفاف و رقابت رسانهای به عقب میاندازید. این به نفع کیست و به ضرر کجاست؟ قطعاً به ضرر شما و کشور است. یا مثلاً گزارشها و روایتهای رسانههای ایرانی، به ویژه صدا و سیما، چقدر در ساخت تصویر جنگ مؤثر بوده است؟ ما اصلاً کجای این معادله هستیم؟ در جنگی که یک طرف ما هستیم، تقریباً هیچ ابزار تبلیغاتی برای ساخت تصویر مد نظرمان برای افکار عمومی بینالمللی نداریم. صدا و سیمای ما همچنان به تقویت یک جریان سیاسی و گفتمانی اقلیتی میپردازد و نباید مانند یک ستاد انتخاباتی عمل کند. صدا و سیما به عنوان رسانه رسمی یک کشور در حال جنگ، نباید به بهای تحمیل صدای یک جریان به بقیه اکثریت جامعه، پژواک صدای کل کشور در منطقه و جهان را تقلیل دهد؛ در سایر حوزههای رسانهای و فرهنگی نیز همین وضعیت حاکم است. متأسفانه یک جریان اینگونه تصویرسازی میکند که کشور را فقط یک اقلیت خاص با نگاه خاص نگه داشتهاند، در حالی که برای مقاومت در یک جنگ، نیازمند ملت منسجم هستید و برای ساختن ملت منسجم باید بتوانید معدل نگاه و ادبیات ملت را در سیاستها و ادبیات رسمی خود بازتولید و بازنشر کنید.
*منطق برخی این است که به یک سری افراد دسترسی میدهند و اینها تبیین میکنند و نیازی به دسترسی بقیه نیست. برخی در خفا و علنی میگویند که آنها کارشان را میکنند و چه لزومی دارد که بقیه هم داشته باشند؟! تبیین نه با من صورت میگیرد و نه با دوستانی که اینگونه فکر میکنند و نه با شما. همان مردم میناب خودشان میتوانند تبیین کنند، همان مردم ایران میتوانند تبیین کنند و پذیرش تبیین آنها از جانب مردم بالاتر است. انحصارگرایی در ذات خود یعنی انکار حق، توانایی و قابلیت جامعه. چه این جریان انحصارگرا و کسانی که قائل به طبقهبندی جامعه هستند و چه هر جریان انحصارگرایی در طول تاریخ، اولین و مهمترین و غیرقابل انکارترین کاری که انجام میدهد، انکار جامعه و مردم و بیاعتمادی به آنهاست. حالا هرچقدر هم اینها خودشان را نماینده جامعه بدانند، فرقی نمیکند. نماینده واقعی جامعه از بازتاب صدای متکثر جامعه هراس ندارد. مسائل امنیتی نیز در این میان صرفاً بهانه است، کما اینکه این روشهای تحمیلی علیه جامعه، خود مهمترین عامل ایجاد ناامنیهای درازمدت است. در همین زمینه، آیا اکثریت مردم از فیلترینگ راضی هستند یا ناراضی؟ معنای امنیتی ناراضی کردن مردم در چنین شرایطی چیست؟ مگر این خودش غیر از ایجاد یک چالش امنیتی خواهد بود؟
*در این دو جنگ، آیا قبل از وقوع، احتمال آغازش را در دولت میدادید؟ بالاخره گزارشهای محرمانهای به دولت میآید. به نظر من اگر به آن زمان برگردم، در جنگ ۱۲ روزه شاید نه. اما در جنگ ۴۰ روزه حتماً احتمال از سرگیری جنگ وجود داشت و در جلسات دولت این موضوع مطرح میشد. حقیقتاً تیم مذاکرهکننده با تمام وجود برای مذاکره میرفت، اما یک درصد هم احتمال نمیدادیم که اتفاقات بدی بیفتد. به همین دلیل، دولت سعی کرد از تأمین کالاهای اساسی و هر چیز دیگر خلع سلاح نشود.
*در جنگ، جلسات هیأت دولت تشکیل میشد؟ بله. اساساً بسیاری از جلسات ما موضوعی بود. آقای دکتر پزشکیان و آقای دکتر عارف پیرامون موضوعات مختلف جلسه تشکیل میدادند. اما اکنون مدتهاست که دولت تشکیل میشود و ما جلسات خود را به صورت ثابت برگزار میکنیم.
*میگویند آقای قالیباف هدایت مذاکرهکنندهها را بر عهده دارد و به عنوان سرتیم مذاکرهکننده میرود مذاکره میکند. اما در نامه…
برچسب ها :انتقاد سیاسی ، جنگ و صلح ، داغ ، وحدت ملی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰