تغییرات ساده در رژیم غذایی، افسردگی را در چهار هفته کاهش میدهد
چیپس، نوشابه و اسنکهای آماده به بخشی جداییناپذیر از رژیم غذایی بسیاری تبدیل شدهاند. این محصولات به دلیل قیمت پایین و طعم لذیذشان محبوب هستند. اما یک پژوهش جدید به بررسی این موضوع پرداخته که آیا کاهش مصرف این غذاها میتواند بر علائم افسردگی تأثیر مثبت بگذارد یا خیر.
کد خبر: ۹۴۲۲۸۳ تاریخ انتشار: ۱۴ : ۲۱ – ۱۳ مهر ۱۴۰۵
تغییری ساده در رژیم غذایی میتواند علائم افسردگی را در مدت چهار هفته کاهش دهد. چیپس، نوشابه، اسنکهای بستهبندیشده و برخی غذاهای آماده به بخش جداییناپذیر رژیم غذایی بسیاری از افراد تبدیل شدهاند. این محصولات به دلیل قیمت پایین، طعم لذیذ و آمادهسازی سریع، محبوبیت زیادی دارند. اما یک پژوهش جدید به بررسی این موضوع پرداخته است که آیا کاهش مصرف این نوع غذاها میتواند بر علائم افسردگی تأثیر بگذارد یا خیر.
به گزارش انتخاب، نتایج یک کارآزمایی کوچک در کالیفرنیا نشان داد که کاهش مصرف غذاهای فوقفرآوریشده در مدت چهار هفته با کاهش قابل توجهی در شدت علائم افسردگی همراه است.
این پژوهش به سرپرستی نیاشا چاگودرا، پژوهشگر روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا سانفرانسیسکو بر روی ۲۰ بزرگسال انجام شد. میانگین سنی شرکتکنندگان حدود ۴۴ سال بود و آنها بهطور متوسط نزدیک به ۱۳ سال سابقه افسردگی داشتند. تمامی افراد در حالت عادی مقدار زیادی غذای فوقفرآوریشده مصرف میکردند.
پژوهشگران از طراحی «متقاطع» استفاده کردند؛ به این معنا که هر شرکتکننده هر دو الگوی غذایی را تجربه کرد. یک گروه ابتدا به مدت چهار هفته رژیم غذایی معمول خود را ادامه داد و گروه دیگر در همین مدت مصرف غذاهای فوقفرآوریشده را کاهش داد. سپس جای دو گروه عوض شد. این طراحی به پژوهشگران این امکان را میدهد که واکنش هر فرد را در دو شرایط مختلف با خود مقایسه کنند و بخشی از تفاوتهای فردی را کنار بگذارند.
شرکتکنندگان غذای خود را شخصاً تهیه میکردند، اما از پژوهشگران راهنمایی میگرفتند. همچنین قرار بود در طول مطالعه داروها، رواندرمانی، ورزش و الگوی خوابشان را تغییر ندهند تا اثر احتمالی رژیم غذایی بهتر قابل بررسی باشد.
در نهایت ۱۹ نفر مطالعه را تا پایان ادامه دادند. نتایج پرسشنامه مربوط به رژیم غذایی نشان داد که آنها در دوره مداخله واقعاً مصرف غذاهای فوقفرآوریشده را به میزان زیادی کاهش داده بودند.
نتایج چند آزمون مختلف نشان داد که علائم افسردگی شرکتکنندگان در دورهای که غذای فوقفرآوریشده کمتری مصرف میکردند، خفیفتر بود. به عنوان مثال، در پرسشنامه PHQ-9، میانگین امتیاز افسردگی در رژیم معمول ۸٫۶۸ بود، اما با کاهش غذاهای فوقفرآوریشده به ۵٫۵۳ رسید. در آزمون MADRS نیز میانگین امتیاز از ۱۸٫۹ در رژیم معمول به ۸٫۰۵ در دوره کاهش غذاهای فوقفرآوریشده رسید. یک آزمون دیگر افسردگی و همچنین پرسشنامه اضطراب نیز الگوی مشابهی را نشان دادند.
یافتهها با مطالعات مشاهدهای قبلی همراستا هستند که میان مصرف بیشتر غذاهای فوقفرآوریشده و خطر بالاتر افسردگی ارتباط پیدا کرده بودند. تفاوت این مطالعه در این است که پژوهشگران بهطور مستقیم بررسی کردند که اگر فردی که از قبل افسردگی دارد رژیم غذایی خود را تغییر دهد، چه اتفاقی میافتد.
البته هنوز مشخص نیست کدام بخش از این تغییر غذایی مسئول اثر مشاهدهشده بوده است. زمانی که مصرف غذاهای فوقفرآوریشده کاهش مییابد، معمولاً میزان قند، چربی یا کالری دریافتی نیز تغییر میکند. همچنین مصرف برخی افزودنیها یا ترکیبات مرتبط با فرآوری نیز کاهش مییابد. مطالعه فعلی نمیتواند مشخص کند کدامیک از این عوامل اهمیت بیشتری داشتهاند.
نکته مهم دیگر این است که علائم افسردگی حتی در دوره رژیم معمول نیز نسبت به شروع مطالعه کاهش یافته بود. بنابراین، نمیتوان تمام بهبود مشاهدهشده را به کاهش غذاهای فوقفرآوریشده نسبت داد. آنچه مطالعه واقعاً نشان میدهد، تفاوت میان دو دوره غذایی است.
پژوهشگران نیز درباره نتیجهگیری عجولانه هشدار میدهند. فقط ۲۰ نفر در مطالعه حضور داشتند و افراد میدانستند چه رژیمی را دنبال میکنند؛ بنابراین انتظار آنها از رژیم میتوانسته بر گزارش علائم تأثیر بگذارد. میزان مصرف مواد غذایی نیز بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان ثبت شد و اندازهگیری عینی مستقلی وجود نداشت.
تمامی افراد حاضر در پژوهش علاوه بر وزن بالا، حداقل یک مشکل متابولیک نیز داشتند. به همین دلیل، هنوز مشخص نیست که آیا نتیجه مشابه در همه افراد مبتلا به افسردگی مشاهده خواهد شد یا خیر.
هدف اصلی پژوهش این نبود که ثابت کند تغییر رژیم غذایی میتواند افسردگی را درمان کند. پژوهشگران بیشتر میخواستند بدانند آیا افراد مبتلا به افسردگی میتوانند مصرف غذاهای فوقفرآوریشده را برای چند هفته بهطور جدی کاهش دهند یا خیر. شرکتکنندگان اجرای رژیم را از نظر آسانی بهطور متوسط ۵٫۷۴ از ۱۰ و از نظر مفید بودن ۸٫۴۲ از ۱۰ ارزیابی کردند و هیچ عارضهای نیز گزارش نشد.
از نظر کاربردی، یافتهها فعلاً پیامی محدود اما روشن دارند: کاهش غذاهای فوقفرآوریشده ممکن است در کنار درمانهای استاندارد، به بهبود علائم برخی افراد مبتلا به افسردگی کمک کند، اما هنوز نمیتوان آن را جایگزین دارو یا رواندرمانی دانست.
برای پاسخ قطعی به این پرسش به مطالعات بزرگتر، دقیقتر و تا حد امکان کور نیاز است که هم میزان واقعی مصرف غذاهای فوقفرآوریشده را بهطور عینی اندازهگیری کنند و هم روشن کنند چه سازوکاری میان رژیم غذایی و علائم افسردگی وجود دارد.
این پژوهش در ژورنال JAMA Psychiatry منتشر شده است.
برچسب ها :افسردگی ، انتخاب ، رژیم غذایی ، سلامت روان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰